خبرگزاری مهر، گروه استانها - محراب علوی: درِ مسجد که گشوده میشود، دنیا انگار چند قدم عقب میکشد. صدای خیابان، آرامآرام در هالهای از سکوت حل میشود و هوای درون مسجد، رنگ دیگری دارد؛ نه فقط بهخاطر فرشهای پهنشده و صفهای منظم کفشها بلکه بهخاطر نیتی که در فضا جریان دارد. اینجا مسجد امام موسی کاظم (ع) است؛ قلب تپنده اعتکاف در شهرستان ایذه.
قدم به شبستان میگذارم، نخستین چیزی که به چشم میآید، چهرههایی است جوان؛ دانشآموزانی که شاید در روزهای عادی، دلمشغولیشان درس، کلاس و آزمون باشد اما اینجا، سه روز است که آمدهاند تا تمرین بندگی کنند. اعتکاف شروع شده است؛ آئینی سهروزه برای خلوت با خدا، در میانه ماه رجب.
مسجد، زندهتر از همیشه
در شبستان، نظم خاصی حاکم است؛ پتوهای منظم، ساکهای کوچک شخصی، دفترچههایی که انگار قرار است محل گفتگوی دل با خدا باشند. هر چه بیشتر در فضا پیش میروی، حس میکنی اینجا خانهای موقت است برای دلهایی که میخواهند دوباره خودشان را پیدا کنند.
خلوتی در دل شلوغی عصر جدید
در گوشهای از مسجد، حجتالاسلام موسوی، روحانی مستقر در اعتکاف با چند نفر از معتکفان گفتگو میکند. چهرهاش آرام است و کلامش شمرده. وقتی از فلسفه اعتکاف میگوید، صدایش رنگ هشدار و امید را با هم دارد.
او در گفتگو با خبرنگار مهر میگوید: هدف از حضور در اعتکاف، ارتباط بیشتر و خلوت کردن با خداوند متعال است. در دنیایی که فضای مجازی و تعلقات دنیایی باعث شده خلوت با خدا در زندگی روزمره ما کمرنگ شود، اعتکاف یک فرصت ویژه است.
حجتالاسلام موسوی، نگاهش را به فضای مسجد میدوزد؛ به نوجوانانی که سرگرم عبادتاند و ادامه میدهد: این بی خلوتی حتی به سبک زندگی، خانهسازی و شهرسازی ما هم رسوخ کرده است؛ انسان گاهی در خانه خودش هم خلوتگاهی ندارد. اما ماه رجب، این سه روز اعتکاف را پیش روی ما گذاشته تا دوباره به منبع نور لایزال الهی متصل شویم.
او تأکید میکند: وقتی بدانیم قدرت مطلق دست خداوند است و اگر دستمان در دست خدا باشد، از هیچ چیز واهمه نخواهیم داشت، مسیر زندگی روشنتر میشود.
دانشآموزان؛ راویان تجربه ایمان
بخش قابلتوجهی از معتکفان امسال مسجد امام موسی کاظم (ع)، دانشآموزان هستند؛ نوجوانانی که شاید تصورش سخت باشد سه روز دور از موبایل، شبکههای اجتماعی و زندگی پرشتاب امروز باشند اما اینجا، انگار تصمیمی جدی گرفتهاند.
سید اسماعیل موسوی، دانشآموز معتکف، با لبخندی آرام از تجربهاش میگوید: به اعتکاف آمدیم تا سه روز با خدای خود خلوت کنیم و ایمانمان قویتر شود. این چهارمین سال است که در اعتکاف شرکت میکنم و هر بار که میآیم، ایمانم نسبت به سال قبل قویتر میشود.
او با اطمینان نوجوانانهای اضافه میکند: به مردم میگویم هر زمان احساس کردید ایمانتان ضعیف شده، اعتکاف بهترین جاست.
چند قدم آنسوتر، سید عباس حسینی نشسته است؛ دفترچه کوچکی کنارش گذاشته و آیات قرآن را زیر لب زمزمه میکند. سومین سالی است که در اعتکاف دانشآموزی مسجد امام موسی کاظم (ع) شرکت میکند.
او میگوید: این سه سال متوجه شدم اعتکاف دانشآموزی بهترین مکان برای عبادت و راز و نیاز با خداست. امیدوارم در سالهای بعد هم بتوانم در این برنامه شرکت کنم.
در چشمانش نوعی قطعیت دیده میشود؛ انگار این سه روز، مسیر آیندهاش را آرامآرام ترسیم کردهاند.
آموزش، عبادت و زندگی در کنار هم
اعتکاف فقط نماز و روزه نیست. برنامههای آموزشی مسجد نیز جریان دارد. حلقههای احکام، جلسات پرسش و پاسخ دینی و روایتگری اخلاقی، بخش دیگری از این تجربه سهروزه است.
او با شور خاصی ادامه میدهد: از دانشآموزانی که حتی یکبار هم در اعتکاف شرکت نکردهاند میخواهم بیایند و به ما سر بزنند. مطمئنم نگاهشان عوض میشود.
در این سه روز، مسجد به مدرسهای متفاوت تبدیل شده است؛ مدرسهای که درس اصلیاش، خودشناسی و خداشناسی است.
وقتی زمان کند میشود
شب که از راه میرسد، مسجد حالوهوای دیگری پیدا میکند. نور مهتاب از پنجرهها میتابد و سکوت، عمیقتر میشود. صدای مناجات، گاهی بغضآلود، گاهی آرام، در فضا میپیچد. بعضیها اشک میریزند، بعضی فقط نگاه میکنند؛ اما همه، انگار در یک حس مشترکند.
در میان صفوف معتکفان، حس میکنم زمان دیگر با معیار ساعت پیش نمیرود. اینجا دقیقهها کش میآیند و آدمها فرصت دارند با خودشان صادق باشند.
برگزاری منظم اعتکاف دانشآموزی در مسجد امام موسی کاظم (ع)، نشان از ریشهدار بودن این سنت معنوی در شهرستان ایذه دارد. خانوادهها با اطمینان فرزندانشان را راهی مسجد کردهاند و فضای عمومی شهر نیز حالوهوای خاصی گرفته است.
مسجد، نه فقط محل عبادت که پناهگاهی برای نوجوانانی است که در شلوغی جهان امروز، به دنبال نقطهای امن برای تکیه دادن دلشان میگردند.
پایان: بازگشت با دستی پر
سه روز میگذرد؛ سه روز دوری از جهان بیرون، برای نزدیکتر شدن به جهان درون. معتکفان کمکم آماده بازگشت میشوند اما چیزی در وجودشان تغییر کرده است؛ آرامشی که بهسادگی به دست نیامده است.
وقتی از در مسجد امام موسی کاظم (ع) خارج میشوند، دنیا همان دنیا است اما نگاهها فرق کرده. انگار هر کدام چراغ کوچکی با خود میبرند؛ چراغی که حاصل خلوت با خداست. در واپسین نگاه به مسجد، میدانم این حضور در جمع معتکفان، فقط یک گزارش نبود؛ روایتی بود از امید، ایمان و نسلی که هنوز میتواند در سکوت مسجد، صدای خدا را بشنود.












