نوسانات نرخ ارز، تغییرات مکرر مقررات، محدودیتهای تجاری و شوکهای سیاسی، فضایی ساختهاند که در آن پیشبینی دشوار و تصمیمگیری پرهزینه شده است. در چنین شرایطی، بسیاری از فعالان اقتصادی به جای انتخاب، به انتظار پناه میبرند
بدنه تحلیل: هزینه پنهان تصمیم نگرفتن
در عمل، بخش قابل توجهی از رکود سرمایهگذاری و کندی تولید، نه ناشی از نبود فرصت، بلکه حاصل تعویق تصمیمهاست. پروژههایی که از نظر اقتصادی توجیهپذیرند، به دلیل «نامشخص بودن آینده» متوقف میشوند. این در حالی است که زمان، خود یک عامل اقتصادی تعیینکننده است و تعویق تصمیم، بهمعنای از دست دادن فرصتهای جانبی، بازارهای جایگزین و مزیت حرکت زودهنگام است
تجربه بنگاههای فعال نشان میدهد تصمیمهای ناقص اما قابل اصلاح، در مجموع نتایج بهتری از انتظار برای شرایط ایدهآل داشتهاند. تصمیم بد، امکان بازنگری دارد؛ اما بیتصمیمی معمولاً به حذف تدریجی از بازار منجر میشود
مصادیق تطبیقی و الگوهای خارجی
در اقتصادهای پرریسک مانند ترکیه، برزیل یا حتی هند، بنگاهها سالهاست با نوسان و عدم قطعیت زندگی میکنند. الگوی غالب در این کشورها، تصمیمگیری مرحلهای است: ورود محدود، آزمون بازار، اصلاح مسیر و سپس توسعه. این رویکرد به بنگاه اجازه میدهد بدون نیاز به پیشبینی دقیق آینده، در بازار حضور فعال داشته باشد
در مقابل، بنگاههایی که تصمیم را به ثبات کامل موکول کردهاند، عملاً سهم خود را به رقبای جسورتر واگذار کردهاند
جمعبندی و نتیجهگیری
اقتصاد ایران بیش از هر چیز از «ترس تصمیم» آسیب میبیند. عبور از این وضعیت نیازمند تغییر ذهنیت است: پذیرش این واقعیت که عدم قطعیت، بخش دائمی محیط کسبوکار است. سیاستگذار با کاهش شوکهای ناگهانی و بنگاهها با ارتقای توان تصمیمسازی، میتوانند هزینه این فضا را مدیریتپذیر کنند. در اقتصادی پرریسک، تصمیم نگرفتن، پرریسکترین انتخاب است
کارشناس اقتصادی
۲۲۳۲۲۳











