سرویس جهان مشرق - در روزهای گذشته برخی از هستههای مرتبط با جریانات تروریستی و خشونت طلب در نقاط مختلف کشور اقدام به حمله به اموال عمومی و سلب آسایش و مصادره اعتراضات به حق مردم کردند که باوجود ناچیز بودن این افراد و عدم استقبال جامعه از فراخوانهای آنها برای اغتشاش و آشوب، در رسانههای غربی و خصوصا صهیونیستی، با حمایت گسترده و بزرگنماییهای قابل توجه و اغراق آمیزی مواجه شد. تا آنجا که چندین تن از مقامات رژیم تروریستی صهیونیستی که دستشان به خون هزاران نفر از مردم ایران، از جمله زنان و کودکان آلوده است، به حمایت از آشوب این هستههای محدود از آشوبگران کردند تا شاید با چنین تنفس مصنوعی بتوانند جریان آشوب و اغتشاش را زنده نگهدارند.
رژیم صهیونیستی در چهار دهه گذشته، از ابزار و شیوههای متنوعی بر علیه مردم و کشور ایران استفاده کرده است. از تقویت اغتشاشات داخلی، فضاسازیهای التهابی، حمایت از گروههای منافقین، کمک به تروریستهای افراطی تا انجام حملات نظامی غیر مستقیم و مستقیم به خاک ایران.
یکی از مسائلی که نقش و ردپای صهیونیستها به وضوح در آن مشاهده میشود، حمایت و تقویت گروههای تجزیه طلب در نقاط مختلف کشور تحت عنوان حمایت از مبارزان آزادی خواه است و اولین نمونههای علنی آن که صهیونیستها صراحتا به آن اشاره کردند، در سال گذشته نمایان شد که یکی از مصدایق دقیق آن، مقاله مردخای کیدار است.

مردخای کیدار افسر بازنشسته موساد در تاریخ ۱۳ مارس ۲۰۲۴ میلادی مقالهای با عنوان «ملتهای غیر فارس، راز سرنگونی نظام ایران» در روزنامه «جروزالم پست» منتشر کرد. این نویسنده انگشت روی نقطهای حساس، یعنی تحریک احساسات قومی و نژادی گذاشته است. او طرحی ارائه کرده است که بر اساس آن ایران به ۶ کشور تجزیه شود و هر کدام از قومیت های غیر فارس یک کشور مستقل تشکیل دهند.
صهیونیستها که در یک دهه گذشته به منظور حفظ دروغهای خود در رابطه با عدم دشمنی با مردم و تمامیت ارضی ایران تلاش میکردند تا به صورت رسمی و آشکار به همکاریهای خود با تجزیه طلبان داخل ایران اشاره نکنند، طی چند سال اخیر و خصوصا پس از شکست در دستیابی به اهداف خود در جنگ تحمیلی ۱۲ روزه، اکنون عملا رویکرد خود را تغییر داده و صراحتا از لزوم فعال کردن هستههای تجزیه طلب، منافقین و جریان اپوزیسیون داخلی در ایران میگویند.
در همین رابطه، وبسایت مجله نیوزویک در گزارشی مشروح به بررسی این مسئله پرداخته و به نقل از یک مقام سابق رژیم صهیونیستی نوشت: در حالی که جنگ ۱۲ روزه در ایران تمام شده و این کشور در حال آماده کردن خود برای نبرد احتمالی دیگری است، اسرائیل سلاحی مخفی در زرادخانه خود علیه جمهوری اسلامی ایران حفظ کرده است: اقلیتهای قومی که به دنبال سرنگونی حکومت و استقلال طلبی هستند.
تحلیلگران و مقامات سابق اسرائیلی به نیوزویک میگویند که بحثها درباره حمایت از چنین فعالیتهایی در حالی که تنشها در سراسر غرب آسیا همچنان در حال جوش و خروش است، در حال برجسته تر شدن است. از جمله این افراد، عِران لَهاو، تحلیلگر سابق اطلاعات نیروی اسرائیل و پژوهشگر ارشد در انجمن دفاع و امنیت اسرائیل است.

او اخیراً گزارشی تدوین کرده که راههایی را شناسایی میکند که اسرائیل میتواند فشار بیشتری بر ایران وارد کند، از جمله از طریق تقویت شراکت با گروههای اپوزیسیون ایرانی مستقر در داخل و خارج از ایرانی. در زمانی که فراخوانها برای قیامهای مردمی از سوی بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، و رهبران مخالف ایرانی تا حد زیادی محقق نشده، این گزارش نتیجه میگیرد که "امید به تنهایی کافی نیست" و "تنها کمکهای مادی، از جمله تسلیحات و لجستیک، میتواند اپوزیسیون را قادر به اقدام قاطع کند.
عِران لَهاو در این رابطه به نیوزویک گفت: «ما هنوز کار را تمام نکردهایم. هنوز کارهایی برای انجام دادن وجود دارد. فکر میکنم میتوانیم فشار بیشتری وارد کنیم و نظام ایران را بیشتر تهدید کنیم.» او همچنین گفت: «این میتواند به گروههای داخل ایران نیز کمک کند، و فکر میکنم اسرائیل باید با دقت استراتژیک ببیند که چگونه میتواند در چند ماه آینده در این رابطه اقدام کند.»
شواهد و قرائن موجود نشان میدهد که عدم همراهی آحاد ملت ایران با خواستههای رژیم صهیونیستی در جنگ ۱۲ روزه، منجر به این مسئله شده است که صهیونیستها نقاب دروغ حمایت از مردم ایران کنار گذاشته و به طرح و اقدامات تروریستی و اغتشاشات برای ضربه زدن به امنیت و آسایش مردم و همچنین یکپارچگی کشور روی آورده اند که مجری اصلی آن را نیز صهیونیستها از پیش مشخص کرده اند.

در حال حاضر، مجری اصلی طرح ایجاد درگیریهای داخلی و آشوب با استفاده از اقدامات مسلحانه و تحریک جریانات تجزیه طلب و آشوبگر داخلی، کسی نیست جز رضا پهلوی، ولیعهد خودخوانده رژیم مخلوع پهلوی و عروسک خیمه شب بازی سرویسهای اطلاعاتی غربی و صهیونیستی در مبارزه علیه مردم ایران.
شواهد این مسئله چند ماه قبل خود را نشان داد و این پیام را منتقل کرد که پهلوی با حمایت رژیم صهیونیستی در حال تدارک پروژهای گسترده برای ناامن کردن فضای داخلی ایران است. در همین رابطه، در ماههای اخیر، رضا پهلوی در بخشی از اظهارات خود در کانادا گفت: «اکنون زمان تشکیل و گسترش گروه های کوچک مبارزه و آمادهشدن برای نبرد آخر است.»
بلافاصله پس از این اظهارات برخی عناصر معاند و تعدادی از اکانت های وابسته به پهلوی که البته اکثریت آن توسط رژیم صهیونیستی هدایت میشود بهصورت هماهنگ از ضرورت تشکیل تیمهای شناسایی و ترور و هستههای مسلح و نکات آموزشی مرتبط با این اقدامات گفتند.
خطی که در همان زمان، به وضوح نشان از برنامۀ پهلوی برای ورود به فاز مسلحانه و اقدامات تروریستی علیه مردم ایران داشت و در حال حاضر، اقدامات هستههای تروریستی در شهرهای مختلف بر علیه امنیت عمومی را باید در این چهارچوب نگریست.

در این میان، گیلا گاملیل سکاندار اصلی ایجاد این ارتباط و هماهنگیهای فعلی میان اسرائیل و پهلوی، از سوی کابینه و سیستم اطلاعاتی رژیم صهیونیستی است که در چند سال گذشته مسئولیت این امر را برعهده داشته است. اما گیلا گاملیل کیست و چرا از سوی رژیم صهیونیستی مسئول برقراری ارتباط با پهلوی و جریان اپوزیسیون ایرانی شده است؟
گیلا گاملیل یک سیاستمدار برجسته صهیونیست است که به عنوان یکی از چهرههای کلیدی حزب لیکود (حزب راستگرای بنیامین نتانیاهو) شناخته میشود. او در حال حاضر (تا نوامبر ۲۰۲۵) به عنوان وزیر نوآوری، علوم و فناوری اسرائیل فعالیت میکند، اما پیش از این، از ژانویه ۲۰۲۳ تا مارس ۲۰۲۴، وزیر اطلاعات رژیم صهیونیستی بود. گاملیل به دلیل تمرکز بر مسائل اطلاعاتی و روابط خارجی، و حمایت از جنبشهای مخالف حکومت ایران، در رسانههای فارسیزبان و بینالمللی مورد توجه قرار گرفته است.
مهم ترین مسئله در رابطه با انتخاب وی به عنوان مسئول پروژه پهلوی در رژیم صهیونیستی، مواضع به شدت ضد ایرانی وی و همچنین داشتن مسئولیت وزارت اطلاعات اسرائیل در طول ژانویه ۲۰۲۳ تا مارس ۲۰۲۴ بود که برای گاملیل نقش محوری در گرفتن این مسئولیت داشت.
پست وزیر اطلاعات (Minister of Intelligence) در دولت نتانیاهو، نقش کلیدی در حوزه سیاست خارجی و عملیات اطلاعاتی اسرائیل دارد. این وزارتخانه در سال ۲۰۰۹ (تحت دولت اول نتانیاهو) ایجاد شد تا هماهنگی بین آژانسهای اطلاعاتی رژیم صهیونیستی را مدیریت کند و هدف اصلی آن، جلوگیری از پراکندگی در عملیات اطلاعاتی بود.

تلاش سلطنتطلبان برای ورود به فاز مسلحانه علیه مردم و اظهارات کارشناسان صهیونیست در رابطه با لزوم فعال کردن درگیریهای داخلی با محوریت جریانات تجزیه طلب در شهرستانهای مختلف، یادآور رفتار منافقین و گروهکهای تروریستی در دهه شصت است که وقتی مسیر دستیابی به قدرت را بسته دیدند به روی مردم سلاح کشیدند و در نهایت جواب سختی از مردم ایران دریافت کردند.
گزارش هاآرتص (اکتبر ۲۰۲۵) فاش کرد که اسرائیل کمپینهای آنلاین با اکانتهای جعلی و هوش مصنوعی برای تبلیغ پهلوی راهاندازی کرده است و این کمپینها، پهلوی را به عنوان "رهبر دموکراتیک" ترویج میکنند و نارضایتیهای داخلی را به سمت پروژه تغییر حکومت هدایت میکنند که هدف اصلی آن، ایجاد "آشوب مسلحانه" با حمایت از سلطنتطلبان و تجزیه طلبان داخلی است.
تنفس مصنوعی ترامپ و صهیونیستها برای احیای جریان آشوب
در روزهای اخیر، شاهد اظهارات علنی مقاماتی مانند ترامپ و برخی سران رژیم صهیونیستی در حمایت از اقدامات اغتشاشگرانه در ایران بودهایم. این در حالی است که دامنه واقعی این ناآرامیها به دلیل هوشیاری مردم و دستگاههای امنیتی، بسیار محدود و کنترلشده بوده است.
همچنین رسانههای غربی، صهیونیستی و شبکههای وابسته به گروههای معاند، ماهها در حال ایجاد روایتهایی از «ناآرامی گسترده» در ایران بودهاند. این روایتسازی هدفمند، تلاش داشته تا تصویری از یک «ایران در آستانه شورش عمومی» ترسیم کند. اما واقعیت میدانی نشان داد که حضور مردم در صحنههای مورد ادعا، بسیار محدود و اغلب محدود به برخی اقدامات تخریبی از سوی تعداد معدودی بوده است. این شکاف میان روایت رسانهای و واقعیت میدانی، نخستین عامل مهم در این تحلیل است.
این تناقض ظاهری حاکی از آن است که معادلات رژیم صهیونیستی و آمریکا آنگونه آنها انتظارش را داشتند پیش نرفته است. نکته کلیدی که باید مورد توجه قرار بگیرد، تلاش رژیم صهیونیستی و آمریکا برای احیای طرح آشوب است.
وقتی یک پروژه امنیتی-تبلیغاتی با شکست مواجه میشود، طراحان آن تلاش میکنند با ابزارهای در دسترس، حیات آن را حتی به صورت مصنوعی حفظ کنند. توییتها، بیانیهها و مصاحبههای حمایتی ترامپ، سران رژیم صهیونیستی و امثال آنان، دقیقاً همین کارکرد را دارد.

هدف این است که به هستههای کوچک باقیمانده اغتشاشگر و افرادی که احتمال تهییج و تحریک آنها برای پیوستن به آشوبها وجود دارد، این پیام را منتقل کنند: «شما فراموش نشدهاید؛ ما پشت شما هستیم.» این حمایتهای کلامی کمهزینه، در واقع جایگزین حمایتهای عملی و پرهزینهای شده که احتمالاً در صورت موفقیت اولیه طرح، ارائه میشد. اما اکنون که طرح به سنگ خورده و طرح آشوب رژیم صهیونیستی در نطفه خفه شده است، فقط به همان حمایتهای تبلیغاتی بسنده میکنند تا شاید بتوانند پروژه شکست خورده خود را کمی بیشتر زنده نگه دارند.
فریادهای و ژست حمایتی امروز صهیونیستها و رئیس جمهور آمریکا، در واقع فریادهایی برای پوشاندن صدای شکست یک طرح بزرگتر است. هوشیاری مردم ایران، حضور به موقع نیروهای امنیتی و انسجام عمومی، بزرگترین سد در برابر این توطئه بوده است.












