خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و ادب، فاطمه نعمتی: شهید قاسم سلیمانی برای خیلیها فقط یک فرمانده نظامی نبود؛ او نماد کسی بود که ایران را با دل و جان دوست داشت. علاقهاش به میهن در حرفها و شعارها خلاصه نمیشد، بلکه در سالها تلاش، مسئولیتپذیری و حضور در سختترین لحظهها دیده میشد. او ایران را فراتر از یک مرز جغرافیایی میدید؛ برایش مردم، فرهنگ و آرامش این سرزمین اهمیت داشت و باور داشت که امنیت ایران یعنی امنیت زندگی میلیونها انسان.
سلیمانی بارها نشان داد که دلبستگی به وطن میتواند با تواضع، صداقت و خدمت همراه باشد. همین نگاه انسانی و صمیمی به ایران و مردمش بود که او را به چهرهای تأثیرگذار و ماندگار تبدیل کرد. در این مصاحبه تلاش میکنیم نگاهی نزدیکتر داشته باشیم به این علاقهی عمیق و ریشهدار؛ علاقهای که بخش مهمی از مسیر زندگی و باورهای شهید قاسم سلیمانی را شکل داد.
در این گفتوگو با میرشمسالدین فلاحهاشمی، مدیر نشر صاد درباره شخصیت و منش سردار سلیمانی و تعهد و تعلق خاطرشان به ایران و وطن صحبت کردهایم. این گفتوگو را میتوانید در ادامه بخوانید:
از زمان شنیدن خبر شهادت حاجقاسم برایمان بگویید.
متأسفانه آن ایام تلخ بر ما وارد شد و همچنان آن اندوه ماندگار در خاطرهها و یادها میماند. یادم هست وقتی تلویزیون نگاه میکردم برایم غیرباور بود و تا نیم ساعت، یکساعتی منتظر بودم کذب این خبر مشخص شود. بعد دیدم نه، همه شبکهها دارند این خبر را اطلاع میدهند. بیرون آمدم و به مصلا رفتم و در آنجا جمع شدیم. آنجا واقعا برای اولینبار احساس کردم سقف آسمون تا روی سرم پایین آمده و نفسکشیدن برایم سخت شده است. همه مردم حال عجیب و غریبی داشتند و خیلی خیلی سخت و بسیار تلخ برایمان گذشت و نفسها تا ساعتها در سینه حبس بود. هیچوقت آن روز از یادم نمیرود.
سردار سلیمانی ویژگیهای متنوعی داشت که جمع آنها او را به سردار دلیر ایرانزمین تبدیل کرد؛ اما هرکدام از این ویژگیها نیز بهتنهایی میتوانست مشکلی را حل کند یا کاری را به جلو ببرد. یکی از این ویژگیها وطندوستی و ایراندوستیشان بود. شما در مطالعات یا گفتهها و شنیدهها درباره سردار، به چه نمونههایی از این ایراندوستی برخوردید که خوب است نوجوانان و جوانان امروز از آنها مطلع باشند؟
سردار سلیمانی ویژگیهایی داشت که من تقریباً در هیچ سرداری یا هیچ امیری ندیدهام (البته شاید الان به یاد نداشته باشم) و همین ویژگیها ایشان را ماندگار میکند. شهید سلیمانی از کودکی و نوجوانی با مشقتهای فراوان زندگی کرده و در کتاب «از چیزی نمیترسیدم» که خودشان نوشتهاند، دقیقا این را مشخص میکنند که این کودک وقتی بزرگ شود شخصیت عجیب و غریبی میشود که واقعاً از چیزی نخواهد ترسید و مشکلات را حل خواهد کرد.
سردار سلیمانی با آن شرایط زمان کودکی و نوجوانیشان، بزرگ میشوند و بعد در کرمان، فرمانده لشکر ثارالله میشوند. ایشان در عملیاتها یک جوان باریک، زیبا، نترس، دل و جرئتدار و بسیار مهربان نسبت به همرزمان و بسیار جدی نسبت به دشمنان بودند. حاجقاسم تفسیر آیه «أَشِدَّاءُ عَلَی الْکُفَّارِ رُحَمَاءُ بَیْنَهُمْ» بودند.
ایشان از معدود سردارانی هستند که بعد از دفاع مقدس، پشتمیزنشین نشدند و در فضای مبارزه با قاچاقچیان مواد مخدر ورود کردند تا ایامی که فعالیت لشکر قدس جدیتر شد و فرماندهی را به دست گرفتند. حاجقاسم همیشه در خط مقدم و در پیشانی عملیاتها حضور داشته است. فکر میکنم ایشان هیچوقت رنگ آرامش زمینی را ندید و همواره در کنار رزمندگانش بود. نزدیکترین دوستان و رفقای صمیمیاش همین سربازها و نیروهای عادی و کمدرجه بودند؛ بهخصوص تعاملات عاطفیای که با فاطمیون و زینبیون داشت. آنها بسیار دوستش داشتند و عین حلقه در میان میگرفتندش. هرجا که ایشان حضور داشتند دشمن از اسمش هراسان بود. بهخصوص ماجرایی که در اربیل اتفاق افتاد و به محض شنیدن نامش در بیسیمها، دشمن عقبنشینی میکند.
ابعاد شخصیتی ایشان آنقدر وسیع و الگوپذیر و اسوهپذیر است که به نظرم بنیاد شهید سلیمانی باید در این زمینه بسیار کار کند؛ چون تقریبا هروقت میخواهیم حاجقاسم یا هر بزرگی از کشورمان را بشناسیم باید ببینیم در خارج از کشورمان، شیعیان و آزادگان جهان درباره آنها چه فکر میکنند.
به نظر شما که در عرصه فرهنگ فعالیت میکنید، چرا باید وطندوست بود و از ایران گفت و شنید و نوشت و خواند؟
هر انسانی در هر نقطهای از این کره زمین که به دنیا آمده باشد، باید به محل تولد خودش عرق داشته باشد و این عرق و وطندوستی بسیار بسیار نزد ایرانیان زبانزد و بارز است. این فرهنگ غنی و تمدن دیرینه و مبارزه علیه ظلم و ستم و به داد ستمدیدگان جهان رسیدن، از کوروش گرفته تا اکنون که همیشه هر جا ظلمی علیه مردمی بود، ایرانیان به داد مردم میرسیدند، این کشور را بسیار عزیزتر میکند.
شما ببینید چقدر دانشمند از این ایران فرهنگی بزرگ به جهان معرفی شد، چه خدمات فراوانی ایران برای اسلام انجام داد و دانشمندهای بسیار بزرگی را در علوم گوناگون اسلامی معرفی کرد و چقدر از ایرانیان به بزرگی یاد شد نزد اهل بیت علیه السلام و بزرگان دیگر و ایرانیان هرجا که بودند و هستند یا منشأ خیرند یا کار مفید و مشکلات عجیب و غریب بسیاری به دست اینها معرفی و حل و فصل شد.
به نظر من این سرزمین مقدس است و برای هر کسی که در آن به دنیا آمده این افتخار را دارد که تا پای جان برای کشورش بایستد. رزمندگان و بهاصطلاح جنگجویان زیادی برای کشورهای خود جنگیدهاند ولی من فکر میکنم از رزمنده دوازدهساله تا پیرمرد هشتادساله در ایام انقلاب اسلامی و دفاع مقدس با نوع مبارزه و توسل و خداجویانهبودن کارشان و نبرد برای حق و جانفشانی و ایثارگریشان، این نکته را به ما گوشزد میکنند که این سرزمین مقدس است و باید دوستش داشت و تازه بعد از آن، هر آدم عاقلی میفهمد که چرا این کشور همواره مورد توجه دشمن است و دوست ندارند چنین سرزمینی وجود داشته باشد چون مزاحم تفکرات استعماری آنهاست.
ایراندوستی و پرداختن به مختصات فرهنگی ایران در صنعت نشر را چطور میبینید؟ به نظر شما آنطور که باید، در تألیف کتاب برای نوجوانان و جوانان به ایران و زبان و فرهنگ ایرانی توجه میشود؟
بله. هر سال که جشنواره خودنویس برگزار میشود، یکی از موضوعاتش درباره اقتدار ملی و قهرمانهای ایران است. حاجقاسم هم سرآمد این قهرمانهاست و به ایشان در آثار پرداخته میشود.
قبل از این جشنوارهها هم دو کتاب ارزشمند درباره ایشان منتشر کرده بودیم. یکی «مکتب سلیمانی» است که هم به زمان انگلیسی و هم زبان عربی ترجمه شده و در بیروت نیز ترجمه عربیاش رونمایی شد. این اثر، یکی از کتابهای خوب ماست که آقای نقوی از کشور پاکستان به سفارش نشر صاد، ابتدا به زبان اردو نوشت و بعد به زبان فارسی ترجمه شد و سپس، زبانهای عربی و انگلیسی آن هم کار شد. کتاب جامعی است درباره شناخت این شخصیت بزرگوار و فعالیتهایی که داشت و نگاه آزادیخواهان و شیعیان اهل بیت علیهالسلام درباره این سردار بزرگ که سردار و محب همه انسانهای آزاده دنیاست.
کتاب دیگری هم چندسال پیش چاپ کردیم به نام «حماسه سلیمانی» که مجموعهداستان است به قلم نویسندگان سوری و ما به زبان فارسی ترجمهاش کردهایم.
درباره شخصیت و زندگی حاجقاسم، کتابهای بسیاری در حوزه بزرگسال و کودک و نوجوان تألیف شده است که آثار متعددی از اینها از مسیر اصلی خارج شده و ارزش افزودهای برای مخاطب ندارند. بهعنوان یک نویسنده و ناشر به نظر شما چه باید کرد تا اثر درخور توجه و قابل بحث و نظر درباره شهید سلیمانی تولید شود؟
بله متأسفانه این فرمایش شما درست است و در همه زمینهها هم هست. بعد از دفاع مقدس هم کتابهای زیادی درباره شهدای بزرگوار نوشته شدند که که متأسفانه دوست ندارم از این واژه استفاده کنم اما بهصورت «فلّهای» بودند و نام و یاد شهید را هدر دادند؛ چون خیلی ضعیف پرداخته و کتابسازی شده و آن فرصتها را تقریبا از دست دادند چون دیگر آن خانوادهها حاضر به مصاحبه مجدد نشدند یا اشخاص مدنظر از دنیا رفتند.
معمولاً در مورد هر اتفاق بزرگی که در کشور میافتد، این هجوم وجود دارد. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی همه ارگانها انگار خود را موظف دانستند که کتاب بنویسند: چه خاطره و چه داستان. این حسوحال خوب است اما اینکه جایی باید تعریف شود تا نویسندگان و علاقهمندانی را که دوست دارند درباره آن موضوع خاص بنویسند به آن سمت هدایت کند، خیلی مهمتر است.
من فکر میکنم بنیاد شهید سلیمانی باید در این فضا خیلی جدیتر ورود کند و کتابهای شاخصتری را یا تولید کند یا مورد حمایت جدی قرار دهد و هرساله بتواند در حوزه پژوهش، داستان و حتی حوزه جنگ و استراتژی و عملیاتها آثار فاخری را تولید کند. مثلا دبیرخانه دائمی و جشنواره سالانه داشته باشد.
من دوست دارم تعریف درستی از حاجقاسم ارائه شود؛ زیرا نوجوانان و جوانانی هستند که یا حاجقاسم را ندیدهاند یا خیلی بچه بودهاند و ایشان را نمیشناختند ولی خداوند حُب به شهید را در دلشان گذاشته است و دوست دارند این سردار شهید را بشناسند.
در غرب فیلمهای داریم که خیلی جذاباند اما راجعبه قهرمان معمولی یا منفی هستند یا انیمیشنها و کارتونهایی وجود دارد که درباره شخصیتهای افسانهای و غیرواقعیاند. به نظر من، بنیاد شهید سلیمانی با حمایتهای جدی ارگانهای دولتی و غیردولتی باید بهطور جدی در زمینه انیمیشن نیز فعالیت کند تا این شخصیتها که قهرمان واقعی و اصیل هستند برای بچهها به نمایش دربیایند و شناخته شوند. ما متأسفانه کار پسندیدهای که قابلیت هنری بالایی داشته باشد درباره قهرمانهایمان خیلی کم داریم تا بتوانیم آنها یا کشور عزیزمان را به بچههای آیندهساز کشور معرفی کنیم تا الگویشان را از داخل کشور بگیرند نه از غرب.












