زبان پنهان رفتار کودک: رازهایی که هر پدر و مادری باید بداند

عصر ایران شنبه 13 دی 1404 - 10:46
والدین عزیز،آیا می‌دانستید هر رفتار کودک، حتی ناخوشایند، زبانی پنهان برای گفتن یک نیاز است؟ وقتی فرزندتان قشقرق به پا می‌کند، در واقع پیامی مهم دارد که نمی‌تواند با کلمات بیان کند. درک این زبان رمزی، کلید تبدیل تنش به فرصتی برای ارتباط عمیق‌تر است. این مقاله رازهای نهفته در رفتار کودک را از نگاه متخصصان رشد و پرورش کودکان فاش می‌کند تا شما را به والدینی آرام‌تر و توانمندتر تبدیل کند.

عصر ایران/ سواد زندگی؛ مریم طرزی- تصور کنید در یک جمع خانوادگی نشسته‌اید، صحبت‌ها گرم است و ناگهان کودک شما اسباب‌بازی‌اش را محکم در آغوش می‌گیرد، گریه سر می‌دهد یا با صدای بلند "نه" می‌گوید. این رفتار کودک توجه اطرافیان را جلب می کند و موجی از ناامیدی یا شرمندگی را روانه شما می کند. اگر پدر یا مادر هستید، به احتمال زیاد این صحنه را تجربه کرده‌اید. در این لحظات سخت، اغلب این سؤال ذهن تان را درگیر می‌کند: "چرا فرزندم این طور رفتار می‌کند؟"

کودکی در دستان پدرش با حس قوی اعتماد و حمایت انگار که می خواهد پرواز کند.

رازهای پنهان در رفتار کودک

حقیقت این است که رفتار کودکان هرگز فقط یک "بدرفتاری" ساده نیست. رفتار، زبان ارتباطی کودک است. زمانی که کودکان احساسات بزرگ و پیچیده‌ای دارند اما هنوز واژه‌های لازم برای بیان آن‌ها را نیاموخته‌اند، این احساسات از طریق رفتار بروز می‌ کنند.

درک ریشه‌های پنهان رفتار، به والدین این توانایی را می‌دهد که حتی در پُر تنش‌ترین لحظات، با آرامش، همراهی و اطمینان پاسخ دهند.

در این مقاله، با شش بینش مهم از نگاه متخصصان رشد کودک آشنا می‌شوید که دریچه‌ای تازه به دنیای درونی فرزندتان می‌گشاید و مسیر تربیت را به سفری مملو از ارتباط عمیق‌تر تبدیل می‌کند.

رفتار، زبان بی‌واژه کودک است

کودکان، به ویژه در سال‌های نخست زندگی، گنجینه واژگان محدودی دارند. آن‌ها اغلب نمی‌توانند دقیقاً بگویند چه احساسی دارند یا به چه چیزی نیازمندند.
وقتی احساسات سرکش می‌شوند و مهارت زبانی هنوز تکامل نیافته، "رفتار" تبدیل به پیام می‌شود.

هر رفتار فرمی از ارتباط است

این رفتار نشان می‌دهد کودک آشفته است و چیزی در دنیای درونی یا بیرونی او هماهنگ نیست.

وقتی کودکی رفتار مشکل‌سازی نشان می‌دهد، بهترین کار این است که مکث کنیم و از خود بپرسیم: "پیام پنهان این رفتار چیست؟"

این پیام اغلب درباره نیازهای برآورده‌نشده است:

نیاز به توجه و ارتباط: گاهی یک "بدرفتاری" فقط فریادی است برای این که بگوید: "به من نگاه کن، با من وقت بگذران."

تلاش برای توقف یا فرار از یک موقعیت: ممکن است کودک احساس ناتوانی، خستگی یا ترس کند و راهی جز مقاومت نمی‌شناسد.

نیاز به کمک برای پردازش احساسات یا محرک‌ها: دنیای پرازدحام، شلوغ یا پراسترس می‌تواند برای سیستم عصبی کودک سنگین باشد.

وقتی نگرش ما از تنبیه و سرزنش به کنجکاوی و درک ("الان چه اتفاقی برایت افتاده؟") تغییر کند، درِ ارتباط واقعی و رشد عاطفی گشوده می‌شود.

مغز کودک هنوز در حال رشد است: چرا کودکان متفاوت می‌اندیشند؟

یکی از بنیادی‌ترین نکاتی که باید به خاطر بسپاریم، این است که مغز کودک ما یک مغز "در حال تکامل" است.

بخش‌های مسئول برنامه‌ریزی، کنترل تکانه‌ها و تصمیم‌گیری منطقی تا اوایل بزرگسالی به بلوغ کامل نمی‌رسند.

در حقیقت، قشر پیش‌پیشانی مغز که مدیریت تفکر آینده‌نگر، خویشتن‌داری و قضاوت را بر عهده دارد، تا حدود ۲۵ سالگی به رشد خود ادامه می‌دهد!

در مقابل، سال‌های اولیه کودکی دوران رشد سریع مغز است. پایه‌های معماری مغز در این سال‌ها شکل می‌گیرد و عواملی مانند خواب کافی، بازی آزاد، تعامل گرم با بزرگسالان و محیطی امن، نقش اساسی در این روند ایفا می‌کنند.

با در نظر گرفتن این واقعیت:

کودکان اغلب از "مغز احساسی" خود واکنش نشان می‌دهند، نه "مغز منطقی".

انتظار داشتن تفکر و خویشتن‌داری در سطح یک بزرگسال از یک کودک خردسال، عملاً او را برای شکست آماده می‌کند.

نشان دادن مهربانی و حمایت در حالی که مغز متفکر کودک در حال رشد است، به او احساس امنیت و هدایت‌شدن می‌دهد.

پدر و مادری در حال جر و بحث بیهوده با فرزندشان؛ این پدر و مادر راه به زبان پنهان رفتارهای فرزندشان  نبرده اند و به خطا می روند.

مرزهای محکم و انعطاف‌پذیر: امنیت در چارچوب

خانواده‌ها برای ایجاد محیطی امن و قابل پیش‌بینی به مرزها و قوانین نیاز دارند.

کودکان زمانی احساس ثبات می‌کنند که بدانند از آن‌ها چه انتظاری می‌رود و چه چیزی ایمن است. اما این مرزها باید با سطح رشدی کودک هماهنگ باشند.

چگونه این اصل را در عمل اجرا کنیم؟

ثابت‌قدم باشید: قوانین مهم هستند و اجرای پیوسته آن‌ها به کودک می‌فهماند که این چارچوب واقعی و قابل اعتماد است.

در اجرا انعطاف‌پذیر باشید: یک کودک نوپا نسبت به یک نوجوان، به حمایت و راهنمایی متفاوتی نیاز دارد. توانایی تنظیم احساسات و استدلال آن‌ها هنوز در حال شکل‌گیری است.

اول ارتباط، بعد اصلاح: پیش از پرداختن به رفتار نامناسب، به کودک خود کمک کنید آرام شود و احساس درک‌شدن کند.

وقتی آرام‌تر شد، می‌توانید بگویید: "می‌بینم ناراحتی. متاسفم که این حس را داری. حالا بیا با هم ببینیم چه کاری باید انجام دهیم."

رویکرد "اول ارتباط، بعد اصلاح" به کودک کمک می‌کند احساس دیده‌شدن و حمایت داشته باشد و در نتیجه، آمادگی بیشتری برای پذیرش راهنمایی بعدی پیدا کند.

طوفان عصبی: وقتی بدن کنترل را به دست می‌گیرد

واقعیت فیزیولوژیک بحران را تشخیص دهید

زمانی که کودک درگیر یک کج‌خلقی، طوفان عصبی یا پریشانی شدید است، بدن او اغلب در حالت "بینظمی" قرار دارد - حالتی که شاید با عنوان "جنگ، گریز یا ایست" شنیده باشید. در این لحظه، کودک توانایی کمتری برای شنیدن، استدلال یا تغییر به حالت تفکر آرام دارد.

در اوج طوفان، تلاش برای استدلال و توضیح معمولاً بی‌فایده است. بهترین کاری که می‌توانید انجام دهید، حضور فیزیکی و عاطفی است. خودتان آرام بمانید، حضور حمایتگر خود را نشان دهید و به کودک فرصت دهید تا آرام شود. لحظه آموزش پس از بازگشت او به حالت آرام‌تر فرا می‌رسد.

این روش به این واقعیت احترام می‌گذارد که در لحظات پرشور، مغز کودکان به گونه‌ای متفاوت عمل می‌کند و نیاز آن‌ها در آن شرایط، حمایت است نه تنبیه.

دست پدر و مادر به نشانه اخطار و تنبیه متوجه کودک؛ رفتاری غلط به دلیل عدم آگاهی از رفتارهای  کودکان و رازی که در هر رفتار نهفته است.

ترمیم پل ارتباط: رابطه اولویت دارد

یکی از قدرتمندترین اقداماتی که یک والد می‌تواند انجام دهد، این است به کودک نشان دهد که "رابطه" در اولویت است و آموزش رفتار در مرحله بعد قرار می‌گیرد.

پس از فروکش کردن طوفان و زمانی که کودک آرام شد:

دوباره ارتباط برقرار کنید: با جملاتی مانند "من اینجام. ما خوبیم. بیا در مورد اتفاقی که افتاد حرف بزنیم."

به کودک در نامیدن احساسات و نیازها کمک کنید: "عصبانی بودی چون قانون بازی را متوجه نشدی. کمک می‌خواستی. بیا با هم فکر کنیم دفعه بعد چطور می‌توانیم روش بهتری را امتحان کنیم."

در مورد قانون و مسیر بهتر صحبت کنید: "قانون ما این است. دفعه بعد، اگر آن حس را داشتی، می‌توانی این را بگویی و ما..."

با جدا کردن "هویت کودک" از "رفتار او" (این پیام که "تو دوست‌داشتنی هستی، حتی وقتی رفتارت سخت بود")، دلبستگی ایمن را تقویت می‌کنید و الگویی برای روابط سالم می‌سازید.

این کار نه تنها تغییر رفتار، بلکه تاب‌آوری عاطفی و ارتباط سالم کودک با خودش را تقویت می‌کند.

همگام با رشد: انتظارات واقع‌بینانه و جشن پیشرفت

از آنجا که مغز کودکان هنوز در حال رشد است و رفتارها اغلب بیانگر نیازهای برآورده‌نشده هستند - و نه شیطنت عمدی - انتظارات بیش از حد بلند می‌تواند به ناامیدی هر دو طرف منجر شود. در عوض:

انتظارات خود را با سطح رشدی کودک (سن، مرحله رشدی، سرشت فردی) هماهنگ کنید.

پیشرفت‌ها را تحسین کنید: "کارت عالی بود که آرام شدی و احساست را به من گفتی."

به خاطر بسپارید که تغییر رفتار یک فرآیند تدریجی است، نه یک اصلاح یک‌شبه.

این نگرش همدلانه و آگاه به مراحل رشد، به تمام اعضای خانواده کمک می‌کند همسو بمانند، احساس شرم را کاهش می‌دهد و رشد مستمر را تشویق می‌کند.

 پرورش در آغوش درک رفتار کودک

وقتی رفتار را به عنوان یک زبان رمزگشایی می‌کنیم، تحول مغز را درک می‌نماییم، مرزهای متفکرانه تعیین می‌کنیم، در میان طوفان‌های هیجانی آرام می‌مانیم، پس از آن رابطه را ترمیم می‌کنیم و انتظارات خود را تعدیل می‌کنیم، در حقیقت فرزندان خود را در مسیری پرورش می‌دهیم که آینه‌دار مهربانی، ثبات‌قدم و رابطه‌ای عمیق است.

این سفر، مسیری یک‌طرفه به سوی فرزندپروری کامل نیست، بلکه مسیری دوطرفه به سوی رشد متقابل است. به خودتان و کودکتان فرصت یادگیری، اشتباه و تلاش مجدد بدهید. گاهی یک نفس عمیق و بازگشت به اصول ساده ارتباط، می‌تواند کارسازترین راه‌حل باشد.

 

کانال تلگرامی سواد زندگی: savadzendegi@

پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر

منبع خبر "عصر ایران" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.