خبرگزاری مهر، گروه استانها: نام سردار شهید حاج قاسم سلیمانی، سالها پس از شهادتش، همچنان در متن تحولات منطقهای و گفتمان امنیتی خاورمیانه زنده است.
او نه صرفاً یک فرمانده نظامی، بلکه نماد یک مکتب فکری در مواجهه با تروریسم تکفیری بود؛ مکتبی که ترکیبی از عقلانیت راهبردی، معنویت دینی، مردممحوری و شجاعت میدانی را در خود جای داده است.
در دورانی که تروریسم سازمانیافته، با حمایتهای آشکار و پنهان قدرتهای فرامنطقهای، امنیت ملتهای منطقه را هدف گرفته بود، حاج قاسم سلیمانی به چهرهای تبدیل شد که معادلات میدانی را تغییر داد؛ اما آنچه او را متمایز کرد، تنها پیروزیهای نظامی نبود، بلکه نوع نگاه و روش عمل او در میدان بود.
در آستانه ششمین سالگرد شهادت سردار حاج قاسم سلیمانی، گفتوگویی با سیدجواد هاشمی فشارکی، دکتری مدیریت راهبردی، مدرس دانشگاه و صاحب دهها مقاله علمی ارائهشده در همایشهای ملی و بینالمللی، داشتیم، تا بیش از پیش با ابعاد شخصیتی این سردار شهید آشنا شویم، حاصل این گفتگو در ادامه میآید:
* از منظر مدیریت راهبردی، چه ویژگیهای شخصیتی شهید حاج قاسم سلیمانی باعث شد تا ایشان در محیطهای با بالاترین سطح عدم قطعیت، تصمیمهای مؤثر و کمخطا بگیرند؟
پیش از بررسی ویژگیها، باید به چگونگی شکلگیری این شخصیت اشاره کرد. شهید سلیمانی مولود انقلاب اسلامی و برآمده از بستر ایمانی خود و فضای معنوی جمهوری اسلامی بود.
خمیرمایه شخصیت این شهید در دوران دفاع مقدس شکل گرفت و در بحرانهای مختلف، از جمله مبارزه با گروهک تروریستی داعش، رشد و تثبیت شد.
مهمترین ویژگیهای شخصیتی مؤثر در تصمیمگیریهای استراتژیک وی عبارت بودند از: اخلاص نیت برای اهداف عالی، تقوا و پایبندی به احکام شرعی، سادهزیستی علیرغم دسترسی به امکانات، ولایتپذیری کامل نسبت به مقام معظم رهبری، شجاعت بینظیر در حضور در خط مقدم، تدبیر و دوراندیشی، صبر در مشکلات، ظرفیتشناسی و استفاده بهینه از نیروهای محور مقاومت از ملیتهای مختلف، دفاع از مظلوم، و دشمنشناسی دقیق و عدم اعتماد به وعدههای دشمن. این ویژگیها در کنار هدایتهای رهبری انقلاب، موجب تصمیمگیریهای درست بر اساس نیازها و امکانات موجود میشد.
* چگونه ترکیب توازن فردی و اقتدار فرماندهی در شخص حاج قاسم سلیمانی، منجر به افزایش سرمایه اعتماد نیروها و متحدان منطقهای شد؟
کلید این موفقیت، حضور متواضعانه و دلی ایشان بود. روحیه تکبر نداشتند و با اخلاق اسلامی و برادری با همه، حتی سادهترین رزمندگان، رفتار میکردند. این رفتار باعث میشد نیروها احساس کنند، شهید سلیمانی جدای از آنها نیست و دلسوزانه برای هدف مشترک میکوشد.

حضور در صحنه نبرد و خط مقدم بهطور مستقیم، روحیهبخش بود و اعتماد عمیقی ایجاد میکرد.
دلسوزی برای مردم مسلمان و حساسیت بر حفظ نوامیس و اموال آنان، همچنین اهمیت به نماز اول وقت و تقویت بعد معنوی، از دیگر عوامل افزایش سرمایه اجتماعی و اعتماد پیرامون ایشان بود.
* در ادبیات مدیریت، رهبران کاریزماتیک گاه دچار شخصمحوری میشوند. چه مؤلفههایی در شخصیت حاج قاسم مانع از این آسیب و موجب نهادینه شدن «مکتب» بهجای «فرد» شد؟
مهمترین عامل، تواضع ذاتی و عدم احساس «بزرگبینی» ناشی از مقام بود.
وی دستاوردها را به خود نسبت نمیداد و آنها را نتیجه عنایت الهی و زحمات مجموعه میدانست. خود را سرباز انقلاب و سرباز رهبری میدانست، نه محور اصلی.
بنابراین، سبک مدیریتی ایشان، مکتبی و برآمده از مکتب اسلام و انقلاب بود. حاج قاسم مصداق و تجلیبخش این مکتب بود، نه بنیانگذار یک جریان فردمحور. این نگاه، باعث تحکیم اجتماعی، افزایش انگیزهها و ماندگاری تأثیرات فراتر از یک فرد شد.
* از نگاه مدیریت راهبردی، نقش خودکنترلی اخلاقی و معنویت فردی شهید سلیمانی در موفقیتهای راهبردی ایشان چقدر تعیینکننده بود؟
پایبندی عمیق به احکام دینی، اولین و مهمترین ویژگی خودکنترلی بود. این التزام، چهارچوبی مشخص ایجاد میکرد و دست ایشان را برای هر کاری باز نمیگذاشت. تخلق به اخلاق اسلامی در گفتار و رفتار، موجب تأثیرگذاری بیشتر و جذب دلی نیروها میشد. برخورد کریمانه و برادرانه حتی در مواقع امر و نهی، باعث میشد فرمانهای ایشان با جان و دل پذیرفته و اجرا شود. این تقوا و اخلاقمداری، ضریب نفوذ فرمانهای راهبردی ایشان را در شرایط سخت به شدت افزایش میداد. شهید سلیمانی مصداق عینی ارتقای معنویت و اخلاق در جامعه بودند.
* اگر بخواهیم شخصیت حاج قاسم سلیمانی را به عنوان یک الگوی مدیریتی برای مدیران امروز صورتبندی کنیم، کدام مؤلفههای شخصیتی او برای مدیران غیرنظامی و حکمرانی عمومی قابل انتقال است؟
مهمترین این مؤلفهها عبارتند از: مشورتجویی و پرهیز از خودکامگی، پیگیری و ممارست برای محققسازی اهداف، اهتمام به حل مشکلات مردم حتی فراتر از وظیفه مستقیم، خدمتگزاری صادقانه، اتکا به توان داخلی و منابع خودی به جای امید بستن به دشمن یا خارج، مدیریت جهادی مبتنی بر هدفمندی، استفاده حداکثری از امکانات و زمان، و تلاش بیوقفه، صرفهجویی و پرهیز از تجمل و هزینههای غیرضروری، روحیه بسیجی یعنی توقفناپذیری در مواجهه با مشکلات و تلاش برای رفع آنها، و درنهایت توکل و استعانت از خداوند همراه با تلاش و همت مجدانه. عمل مدیران به این اصول، میتواند تحولآفرین باشد.

* نظر شما درباره ادعای فراجناحی بودن شهید سلیمانی چیست؟
شهید سلیمانی یک فرد به شدت انقلابی، معتقد به باورهای انقلاب اسلامی و مقید به اجرای سیاستهای رهبری بود.
او جناحی بود، اما جناحش، جناح انقلاب، مکتب امام و رهبری بود.
به دلیل جایگاه و مأموریتهای کلان، با طیفهای مختلف در تعامل بود، اما این به معنای همراهی با جناحبندیهای سیاسی مرسوم نبود.
او از برخی رفتارهای سیاسی که به محور مقاومت ضربه میزد، رنج میبرد، اما همواره اصل را بر حفظ وحدت و پیشبرد اهداف عالیه نظام قرار میداد.












