فقر ذهنی سریع‌القلم / دوقطبی می‌سازم، پس هستم/ زیباکلام، خواستار گران‌تر شدن قیمت بنزین شد!

الف یکشنبه 09 آذر 1404 - 20:36
هر روز اخبار فراوانی در رسانه‌ها منتشر می‌شود که دنبال‌کردن آن‌ها ـ حتی برای آنانی که اهل مطالعه اخبار هستند‌ ـ کار دشواری است. بسته خبری ـ تحلیلی «الف» با رصد اخبار، رویدادهای مهم و همچنین تحلیل‌های صورت‌گرفته، مخاطبان خود را از مهم‌ترین وقایع روز آگاه می‌کند.

فقر ذهنی سریع‌القلم 

خبرگزاری تسنیم نوشت:

فقر حتماً چیز خوبی نیست؛ فقر را باید مرتفع کرد؛ و البته حتی برخی لیبرالها هم معترفند که بخش قابل توجهی از فقرها نه ناشی از کمبودهای ذهنی یا عملی فرد، بلکه برآمده از نقصهای ساختاری است. بر این اساس، صرف فقیر بودن هیچ نشانه‌ای از نقص نیست بلکه بسیار بوده‌اند در تاریخ که از جامعه یا خانواده‌ای فقیر برخاستند ولی با شکستن چرخه‌ی فقر و حصار تبعیض، وضعیت متفاوتی را برای خود رقم زدند. 

به هر حال تقریباً هر نوع فقر اقتصادی قابلیت علاج دارد؛ این علاج در بخش مهمی می‌تواند ساختاری باشد. یعنی وضعیت ساختارها و نهادها در طول زمان به نحوی تغییر کند که افرادی که کوشش کافی دارند، از چرخه فقر خارج شوند اما آن فقری که علاجش از همه دشوارتر است، فقر ذهنی و وجدانی است. فقر ذهنی آنجاست که فردی علیرغم همه‌ی نواقص و کمبودهایش در علم و معرفت و به رغم همه تجربه‌های غلطش در سیاست و اقتصاد و مشاورت، نسخه ای علیه انسانهای شریف می پیچد و آنها را از گرفتن پست منع می‌کند.  این فقیر ذهنی، حتی نمی‌داند که ناقص می اندیشد و این بزرگترین فقرها و نداری‌هاست. 

جناب سریع القلم ایده‌ای در توسعه دارد که اندیشمندان متعددی تذکر داده‌اند که به لحاظ منطقی ناقص و به لحاظ انسانی، عاری از شرافت است. توسعه‌ای که سریع القلم از آن سخن می‌گوید در بهترین حالت تبدیل شدن به سرایدارانی برای استعمار است - و البته سرایداری هم شغل شریفی است به شرط آنکه نوچه استعمار نباشد- و صد البته مازوخیسمی هم به این تز مخلوط است که از آن استعمار لذت هم می‌برد و به آن فخر می‌فروشد. 

حالا صاحب چنین ایده مشعشع غیرانسانی که البته هشت سال هم به دست روحانی تجربه شد و ماحصلش سنگین ترین تحریمها علیه کشور بود، چطور میتواند فقرا را به مضحکه بگیرد و به آنان توهین کند؟ سریع القلم یک‌زمانی هم لبوفروشان را به تمسخر میگرفت و میگفت که نباید اصلا به نظر آنان اعتنا کرد؛ بعدها مشخص شد که خیلی از لبوفروشان از این فخرفروشان بهتر می‌اندیشیده‌اند.

******

دوقطبی می‌سازم، پس هستم

روزنامه فرهیختگان نوشت:

روحانی در دوران بازنشستگی‌ هم همان عادت دوران ریاست‌جمهوری‌اش را ترک نکرده است. او هنوز از  ساخت دوقطبی‌ها و نزاع‌های ساختگی لذت می‌برد. در تازه‌ترین دیداری هم که با جمعی از وزرا و معاونین دولت داشته است، عادت همیشگی‌اش را تکرار و تلاش کرده تا در روزهایی که دلسوزان بر حفظ و تقویت وحدت اجتماعی تاکید دارند، سخنانی بگوید که در تعارض با این رویکرد است. روز گذشته متن سخنرانی حسن روحانی، در دیدار با جمعی از وزرا و معاونان دولت‌های یازدهم و دوازدهم در رسانه‌ها منتشر شد؛ سخنانی که نشان می‌دهد تجربه «جنگ ۱۲ روزه» و بحران‌های اقتصادی اخیر، صرفاً فرصتی برای بازتولید نزاع‌های بی‌پایان است. گویی هر سخن و تحرکی که با جریان غالب مخالف باشد، می‌تواند سوخت لازم برای بقای سیاسی‌ او را فراهم کند.

روحانی هرازچندگاهی به این بحث‌ها بازمی‌گردد و نه‌تنها به طرح یک راه‌حل عملی یا ترسیم افق روشن نمی‌پردازد، بلکه با تأکید بر بحران و دوگانه‌های نخ‌نما‌شده‌ای مانند «میدان در مقابل دیپلماسی» یا «برجام در مقابل امنیتی شدن» فضا را به سمت بازتولید شکاف‌های کهنه سوق می‌دهد. این فرم از سیاست‌ورزی او در ظاهر با شعار «برگرداندن آرامش و امنیت به مردم» همراه است اما عملاً در خدمت بازتولید همان دوقطبی‌ها و تنش‌هایی است که سیا و موساد و ناتو در بهره‌برداری‌اش ناکام ماندند.

روحانی در این دیدار در حوزه‌های مختلف سخنانی گفته و در خلال آن، گریزی به مسئله اتباع افغانستانی و وضعیت امنیت کشور هم زده است. او تأکید کرده که پس از ۵ ماه از جنگ ۱۲ روزه، کار چندانی برای خروج از وضعیت «نه جنگ، نه صلح» صورت نگرفته و این وضعیت، به احساس ناامنی روحی، فکری و ذهنی منجر شده که خود، مانع جدی در مسیر رشد اقتصادی و سرمایه‌گذاری است. زمان‌بندی و محتوای این سخنان نشان می‌دهد که هدف، صرفاً ارائه یک راه‌حل راهبردی نیست بلکه استفاده از بستر فضای موجود برای پررنگ کردن گفتمان گذشته است.

طرح دوباره دوگانه‌هایی چون «میدان» در مقابل «دیپلماسی»، یا «برجام» در مقابل «امنیتی شدن»، تلاش برای بازگرداندن سیاست به لایه رادیکال و دامن‌زدن به همان شکاف‌هایی است که جامعه را در طول یک دهه به سمت فرسودگی سوق داد؛ اما روحانی حالا با طرح موضوعاتی تحت عنوان بازگرداندن «آرامش» به «مردم»، در حال فاصله‌گذاری میان این دو مولفه است.
مسئله دیگر این است که عبور از شرایط تعلیقی جنگ و صلح، بیش از هر چیز نیاز به افق روشن و اطمینان‌بخش دارد و اظهارات او به جای ترسیم افق، بر تکرار ایده‌های سلبی «نه این و نه آن» و تأکید بر «بحران» بنا شده است. اگر قرار است بخشی از ترسیم افق آینده از دل همین جدال‌ها درآید، تجربه نشان داده که خروجی نهایی چنین کشمکش‌هایی، صرفاً به یک‌سری ایده‌های سلبی محدود می‌شود.

******

تکاپوی تازه موساد در مرزهای شرقی ایران

خبرگزاری فارس نوشت:

پس از جنگ تحمیلی دوازده‌روزه و ناکامی رژیم صهیونیستی در برابر پاسخ‌های کوبنده جمهوری اسلامی ایران، رژیم صهیونیستی، دوباره به ابزار قدیمی خود یعنی بهره‌گیری از گروه‌های تروریستی و شبکه‌های اجاره‌ای در شرق کشور روی آورده است. تحرکات اخیر در مرزهای جنوب شرق ایران، به‌ویژه تلاش برای سازماندهی و تجمیع گروه‌های تروریستی بلوچ، دقیقاً در همین چارچوب قابل تحلیل است؛ خطی که هدف آن ایجاد یک ظاهر تازه برای همان شبکه کهنه و بی‌پایه‌ای است که سال‌ها با عناوین مختلف تلاش کرده علیه امنیت ملی ایران اقدام کند.

مقامات مطلع در ماه‌های گذشته از ترددهای مشکوک برخی عناصر مرتبط با سرویس‌های خارجی در مناطق مرزی شرق کشور خبر داده بودند. هم‌زمان، اظهارات یکی از فرماندهان گروه جیش‌الظلم درباره ادغام گروه‌های تروریستی بلوچ، نشان می‌دهد پروژه جدیدی در حال شکل‌گیری است؛ پروژه‌ای که تلاش می‌کند مجموعه‌ای پراکنده و شکست‌خورده را با یک عنوان تازه و چهره به‌ظاهر واحد وارد میدان کند. اما بررسی سوابق این گروه‌ها آشکار می‌کند که تغییر نام، تغییری در ماهیت آنها ایجاد نمی‌کند و مردم منطقه نیز به‌خوبی این موضوع را درک کرده‌اند.

اسناد و شواهد نشان می‌دهد که در یک سال گذشته، هر زمان که میان جمهوری اسلامی ایران و رژیم صهیونیستی تنش نظامی بالا گرفته یا رژیم درگیر بحران‌های میدانی شده، گروهک جیش‌الظلم به‌طور قابل توجهی فعال شده است. الگوی تکرارشونده عملیات‌های این گروه نشان می‌دهد که کارکرد آن بیش از آنکه «اقدام مستقل» باشد، بخشی از سناریوی فرعی رژیم صهیونیستی برای مشغول‌سازی ایران در جبهه‌ای دیگر است. همین هم‌زمانی‌ها برای افکار عمومی سیستان و بلوچستان معنای روشن دارد؛ مردم استان، این گروه‌ها را بازوی اطلاعاتی و عملیاتی رژیمی می‌دانند که دشمن امت اسلامی است و به همین دلیل هیچ پیوند اجتماعی واقعی میان تروریست‌ها و جامعه محلی شکل نگرفته است.

در ماه‌های پس از پاسخ کوبنده ایران به تجاوزات رژیم صهیونیستی، موساد تلاش تازه‌ای برای استفاده از عناصر غیربومی، مزدوران اجاره‌ای و حتی بازماندگان داعش آغاز کرده است. هدف این شبکه، ایجاد یک ساختار جعلی تحت عنوان «جبهه متحد بلوچستان» بوده است؛ نامی که تلاش دارد شکل یک حرکت گسترده قومی یا منطقه‌ای را القا کند، در حالی که هیچ ریشه‌ای در واقعیت اجتماعی بلوچستان ندارد. با این حال، مقامات امنیتی کشور تأکید کرده‌اند که اشراف اطلاعاتی جمهوری اسلامی ایران بر مرزهای جنوب شرق کامل و مستمر است. نیروهای مرزبانی و امنیتی آماده‌اند تا در صورت احساس کوچک‌ترین تهدید، اقدامات پیش‌دستانه و قاطع انجام دهند.

******

پیش‌بینی عطریانفر از آینده فیلترینگ

محمد عطریانفر، فعال سیاسی اصلاح طلب، در گفت و گو با سایت با خبرآنلاین پیرامون مسئله فیلترینگ صحبت کرده که بخش‌هایی از اظهارات وی به شرح زیر است:

* به نظرم افق پیش رو به این سمت است که این ماجرای فیلترینگ حل شود، نهایتاً این ماجرا به نفع نظریه‌ی توسعه‌گرایان حل خواهد شد. اما اینکه امروز آمده‌اند و برخی دسترسی‌ها را ساده‌تر کرده‌اند، به نظر من این ایرادی ندارد. نباید نوشت که چرا برخی از این ظرفیت اینترنت بدون فیلتر استفاده می‌کنند.

* اگر با کسانی که دست به این اقدام زدند (اعطای سیم‌کارت‌های سفید) گفت‌وگو کنید، می‌گویند چه اشکالی دارد. شما که طرفدار رفع فیلترینگ هستید، ما به‌صورت تدریجی، بخشی از دسترسی‌ها را آزاد می‌کنیم و اولین دسترسی آزاد شده برای مسئولان مرتبط با کشور است.

* من فکر می‌کنم اگر این مقوله‌ی «دسترسی آزاد» یا «اینترنت سفید» را به‌عنوان بخشی از برنامه‌ی بلندمدت نگاه کنیم که در شورای عالی فضای مجازی مورد بحث قرار گرفته و گفتند گروه‌هایی را می‌توان به‌تدریج وارد شبکه‌ی اینترنت آزاد و بدون فیلتر کرد، طبیعتاً نباید با آن مخالفت کرد.

* اما اگر تصور کنیم که این باز شدن اینترنت فقط برای تعداد اندکی انگشت‌شمار از مسئولان حوزه‌ی سیاست ـ چه موافقان و چه مخالفان ـ باشد، این هدف محقق نمی‌شود و پاسخگوی جامعه هم نخواهد بود. اما به نظر می‌رسد این فقط مقدمه‌ای باشد برای آزادسازی تدریجی امر فیلترینگ.

******

زیباکلام، خواستار گران‌تر شدن قیمت بنزین شد!

صادق زیباکلام، فعال سیاسی و تحلیل‌گر اصلاح‌طلب در روزنامه سازندگی نوشت:

بیایید برای یک لحظه مسئله را از منظر غیرسیاسی نگاه کنیم، از منظر ایران و آینده ایران. سوالی که مطرح می‌شود این است که آیا فروش بنزین لیتری ۵ هزار تومان، حتی از نیمه آذر که شروع می‌شود، هزینه هنگفتی برای کشور دارد یا نه؟ من نشان داده بودم و الان هم در این یادداشت نشان خواهم داد که چرا حتی فروش بنزین ۵ هزار تومان هم تیشه به ریشه منافع ملی ایران می‌زند.

اگر قیمت نفت خام را در نظر نگیریم، هزینه تولید و حمل یک لیتر بنزین ۱۰ هزار تومان است. وقتی دولت این را ۵ هزار تومان می‌فروشد، یعنی در ازای هر لیتر بنزینی که می‌فروشد ۵ هزار تومان از مصرف‌کننده دریافت نمی‌کند. مصرف روزانه بنزین حدود ۱۳۷ میلیون لیتر در روز است که ۱۱۴ میلیون لیتر آن توسط پالایشگاه‌های داخلی تولید و ۲۳ میلیون لیتر از خارج کشور وارد می‌شود.

بگذارید اول نگاهی به آن ۱۱۴ میلیون لیتر داخلی بیندازیم. اگر هزینه روزانه ۱۱۴ میلیون و ۵۰۰۰ تومان را در نظر بگیریم و آن را در ۳۶۵ روز ضرب کنیم، هزینه سالانه در واقع حدود ۲۰۰ هزار میلیارد تومان می‌شود. البته دولت این مبلغ را دریافت نمی‌کند. بنزینی که از خارج وارد می‌شود به قیمت حدود ۰.۸ دلار (۸۰ سنت) است که معادل تقریبی ۱۳ هزار تومان می‌شود؛ یعنی هزینه واردات این بنزین حدود ۹۰ هزار تومان برای هر واحد است.

دولت این بنزین وارداتی را با قیمت ۵ هزار تومان می‌فروشد بنابراین از هر لیتر بنزین وارداتی حدود ۸۵ هزار تومان را دریافت نمی‌کند. اگر این مبلغ را در ۲۳ میلیون لیتر در روز سپس در ۳۶۵ روز سال ضرب کنیم، رقم سالانه حدود ۷۰۰ هزار میلیارد تومان می‌شود که جمع این ارقام با سهم داخلی حدود ۹۰۰ همت خواهد بود. ۹۰۰ همت یعنی چه؟ وقتی ارقام زیاد می‌شوند، انسان درک درستی از آن ندارد.

اقتصاد ایران سال‌هاست در چرخه‌ای تکراری از «انجماد و شوک» گرفتار مانده؛ چرخه‌ای که ریشه آن را می‌توان در توقف سیاست افزایش تدریجی قیمت بنزین جست‌و‌جو کرد.

******

نقد کیهان بر تیتر روزنامه اعتماد 

روزنامه کیهان نوشت:

روزنامه اعتماد، متعلق به الیاس حضرتی (رئیس شورای اطلاع‌رسانی دولت)، دیروز ذیل تیتر اصلی و در سوتیتر فرعی از قول رهبر انقلاب نوشت: «شایعاتی درست می‌کنند که دولت به واسطه فلان کشور به آمریکا پیام فرستاده، این دروغ محض است و چنین چیزی حتماً وجود نداشت». این، تمام توضیح روزنامه اعتماد، پس از دو روز دروغ‌پراکنی به نفع ترامپ و بن‌سلمان و در خدمت تضعیف موقعیت اقتدار ایران بود! این روزنامه پیش از این در دو روز متوالی (همزمان با سفر بن سلمان به آمریکا)، با تیتر یک‌هایی مانند: «بمب خبری ریاض» و «میانجیگری بن سلمان» به دروغ چنین القا کرد که آقای پزشکیان در آستانه سفر بن سلمان به واشنگتن، طی نامه‌ای از وی درخواست میانجیگری را مطرح کرده است! این در حالی بود که پنج مقام دولتی (سخنگوی دولت، وزیر امور خارجه، سخنگوی وزارت خارجه، سفیر ایران در عربستان، و رئیس سازمان حج) ادعای پیام رئیس‌جمهور برای میانجیگری عربستان را تکذیب کردند.

اکنون باید از آقای حضرتی سؤال کرد چه کسانی، آن شایعه دروغ را درست کردند و دو روز پشت سر هم، تیتر اول روزنامه اعتماد کردند؟! آیا او از اصل ماجرا خبر داشت یا نداشت؟ قطعاً خبر داشت که ادعای درخواست از بن سلمان برای میانجیگری دروغ است. حتی اگر به فرض محال خبر نداشت، آیا نمی‌توانست از موضع رئیس شورای اطلاع‌رسانی، کسب اطلاع کند و مانع نشر اکاذیب به نفع ترامپ و بن سلمان، در روزنامه تحت مسئولیت خود شود؟!

برخی تحلیلگران معتقدند حضرتی در قبال باند غالب در روزنامه اعتماد، منفعل است... او و فیاض زاهد (دیگر عضو شورا) و روزنامه اعتماد، دو ماه قبل از خیانت آمریکا به مذاکرات و حمله به ایران هم، ادعا کردند توافق با ترامپ و سرمایه‌گذاری دو هزار میلیارد دلاری در راه است!

******

چهار وزیر در شرایط استیضاح هستند

عضو هیئت‌رئیسه مجلس می‌گوید که وزرای کار، کشاورزی، راه و نیرو در فضای استیضاح قرار گرفته‌اند.

عباس پاپی‌زاده بالنگان عضو هیئت‌رئیسه مجلس شورای اسلامی در گفت‌و‌گو با باشگاه خبرنگاران جوان درباره احتمال استیضاح وزرای دولت گفت: «انصافاً در یک سالی که گذشت دولت و مجلس تعامل خیلی خوبی با هم داشتند و در سال گذشته دیدیم که مجلس با حداکثر آرا به همهٔ وزرای پیشنهادی دولت رأی اعتماد داد، اما قانون اساسی به مجلس این اختیار را داده که براساس اختیارات قانونی بتواند آن وظایف نظارتی خود را در جهت بهبود هرچه بهتر عملکرد دستگاه اجرایی جهت خدمت‌رسانی به مردم اعمال کند».

نماینده مردم دزفول در مجلس بیان کرد: «بیش از یک سال از فعالیت دولت گذشته و تعدادی از وزرا عملکردشان خوب بوده و تعدادی از وزرا در حد متوسط و عملکرد برخی از آنها ضعیف بوده است».

عضو کمیسیون اقتصادی مجلس اظهار کرد: «در حال حاضر چهار وزیر در شرایط استیضاح قرار دارند. هر کدام از این چهار وزیر محترم توسط تعدادی از نمایندگان بحث استیضاحشان دنبال می‌شود و این هم ناشی از عملکردی بوده که در بیش از یک سال گذشته صورت گرفته و عمدتاً هم وزیرانی هستند که در حوزهٔ خدمت‌رسانی مستقیم به مردم هستند و یا وزیرانی هستند که فعالیتشان مرتبط با شرایط پیش‌آمده برای اقتصاد کشور است و با توجه به اینکه شرایط اقتصادی فعلی باعث فشار بر معیشت مردم شده، افزایش تورم‌های مکرری که متأسفانه در چند ماه گذشته شاهد آن هستیم، باعث مطالبهٔ مردم از نمایندگانشان شده تا از ابزار نظارتی مجلس جهت پاسخگو کردن وزیرانی که می‌توانستند بهتر عمل کنند، استفاده کند».

عضو هیئت‌رئیسه مجلس تصریح کرد: «وزرای تعاون، کار و رفاه اجتماعی، جهاد کشاورزی، راه و شهرسازی و نیرو در فضای استیضاح قرار گرفته‌اند و عمدتاً هم وزارتخانه‌های معیشتی مدنظر نمایندگان مجلس است تا بتوانند با استفاده از ابزار نظارتی، قدری فعالیت این وزارتخانه‌ها را در جهت کاهش فشارهای اقتصادی و معیشتی بر مردم بیشتر کنند».

******

پاداش خوش خدمتی

روزنامه خراسان نوشت:

اعلام رسمی آرژانتین مبنی بر نامزدی رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، برای دبیرکلی سازمان ملل در دوره ۲۰۲۷ تا ۲۰۳۱ موجی از تحلیل‌ها و تردیدها را درباره آینده این سازمان برانگیخته است. مسئله تنها یک انتخاب اداری نیست؛ بلکه پرسشی جدی درباره این است که آیا سازمان ملل درسال‌های پیش‌ رو به نهادی مستقل ومبتنی برحقوق بین‌الملل باقی خواهد ماند، یا به شکلی پررنگ‌تر در مسیر سیاسی‌کاری ودوقطبی‌سازی جهانی قرارمی‌گیرد.

نحوه مدیریت گروسی درآژانس، به‌ویژه درتعامل با پرونده هسته‌ای ایران، برای بسیاری از بازیگران منطقه و تحلیلگران بین‌المللی نشانه‌ای از فاصله‌گیری او از بی‌طرفی فنی بوده است. گزارش‌های جهت‌دار، اظهارنظرهای غیرمتعارف و سکوت درمقابل حملات به تأسیسات هسته‌ای ایران این تصور را تقویت کرده که او در بزنگاه‌ها، ملاحظات سیاسی برخی قدرت‌ها را بر بی‌طرفی سازمان ارجحیت می‌دهد. اگر این الگو به دبیرخانه سازمان ملل منتقل شود، بعید است این نهاد بتواند نقش میانجی عادلانه خود را حفظ کند.

این که در رسانه‌های مختلف ازگروسی با عنوان «نامزد غرب» یاد می‌شود، صرفاً یک برچسب سیاسی نیست؛ بلکه بازتاب‌دهنده این نگرانی است که انتخاب او می‌تواند توازن‌های سنتی قدرت درسازمان ملل را برهم بزند. دبیرکل، هرچند اختیارات اجرایی نامحدودی ندارد، اما جهت‌گیری‌های سیاسی و اولویت‌بندی موضوعات تحت نظر او شکل می‌گیرد. اگر این اولویت‌ها به‌طورمحسوس به سمت دیدگاه‌های واشنگتن وهم‌پیمانانش حرکت کند، کشورهای مستقل وغیرهمسو با غرب، وزن و نفوذ خود را درنظام چندجانبه از دست خواهند داد.

یکی ازنگرانی‌های اصلی دولت‌ها و افکار عمومی درخاورمیانه آن است که با انتخاب گروسی، انعکاس دیدگاه دولت‌ها و ملت‌های منطقه درسازمان ملل بیش از گذشته محدود شود. اگر گزارش‌دهی‌های یک‌طرفه درآژانس الگوی رفتارآینده او باشد، احتمالاً مسائل مهم منطقه‌ای با اولویت‌بندی‌های جدید و کمتر همسو با واقعیت‌های میدانی مطرح خواهد شد.

سابقه سکوت گروسی در برابر حملات به تأسیسات هسته‌ای درمنطقه، به‌ویژه از سوی اسرائیل، موجب نگرانی جدی درباره اثراو بر پرونده فلسطین است. اگر دبیرکل سازمان ملل رویکردی همسو با دیدگاه‌های غربی داشته باشد، احتمالاً درمواجهه با نقض حقوق بشر و جنایت و نسل کشی رژیم صهیونیستی درفلسطین نیز کم‌تحرکی بیشتری مشاهده خواهد شد.

******

تندروهای اصلاحات دنبال آشوب می‌گردند؟

سایت جهان‌نیوز نوشت:

بیانیه خائنانه جبهه اصلاحات بعد از توقف آتش جنگ ۱۲ روزه هنوز از یادها نرفته است؛ موضوعی که حتی رئیس قوه قضائیه به آن واکنش نشان داد و از دادستان خواست تا درباره صادرکنندگان آن به وظیفه خود عمل کند. شدت ذلت، حقارت و خیانت در نامه به میزانی بود که صدای برخی چهره‌ها و رسانه‌های اصلاح طلب را هم به اعتراض بلند کرد. در کنار آن بیانیه، نامه پراکنی رئیس جبهه اصلاحات خطاب به رئیس جمهور و مطالبات مشکوکی که مطرح کرد را نیز باید اضافه کرد. در حالی که هنوز برای افکار عمومی سوال است چرا جریانی در داخل کشور باید بلافاصله بعد از توقف آتش جنگ، چنین بیانیه و نامه‌ای را منتشر کند، مواضع و ادبیات این جریان سیاسی روز به روز در حال وخامت است.

در تازه ترین مورد، جواد امام، چهره نزدیک به سید محمد خاتمی  و سخنگوی جبهه اصلاحات گفته است: «فکر می‌کنیم که اساساً انتخابات دیگر موضوعیتی ندارد»! قطعا یکی از معانی مهم تاکید به کنار گذاشتن انتخابات، جلو آمدن راه‌های دیگر غیرانتخاباتی خصوصا خیابان و آشوب است که اصلاح طلبان ید طولایی در حمایت از اغتشاش‌گران دارند. در همین باره، آذر منصوری، رئیس جبهه اصلاحات نیز به بهانه گزارش مهم وزارت اطلاعات پیرامون هنجارشکنی‌ها در جامعه که منجر به صدور دستوراتی شده، با انتشار توئیتی جمهوری اسلامی را به یک مناقشه ویرانگر تهدید کرده است. در کنار این موضوع، اصلاح طلبان تندرو در هفته‌های گذشته به طور جدی خط القای ناامیدی به جامعه و بن‌بست نمایی با ترسیم یک آینده سیاه را دنبال می‌کنند.

این ماجرا وقتی بیشتر قابل تامل می‌شود که با دستور آمریکا به ایران در حال مذاکره حمله شد اما افراد این جریان با توقف آتش جنگ، اصرارهای پُرحجمی را به مسئولان برای مذاکره مستقیم ایران و آمریکا شروع کردند! آخرین مورد هم خبرسازی دروغین همین طیف بدسابقه پیرامون واسطه‌گری بن‌سلمان برای تبادل پیام بین ایران و آمریکا بود که رهبرانقلاب آن را دروغ محض خواندند. 

 

منبع خبر "الف" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.