ارنست پرون؛ مرد همجنس گرا و پر نفوذ دربار محمد رضا پهلوی

عصر ایران یکشنبه 09 آذر 1404 - 01:11
ارنست پرون کسی بود که از زمان تحصیل محمد‌رضا پهلوی در سوئیس، به عنوان «مستخدم» و «باغبان» در اطراف وی بود. او تا 1340 ـ زمان مرگ خود ـ گزارش محرمانه تحولات دربار را به سفارت انگلیس می‌داد.

عصرایران- ارتشبد حسین فردوست در جلد اول کتاب ظهور و سقوط سلطنت پهلوی راجع به یکی از جاسوسان انگلیس در دربار محمد‌رضا پهلوی اطلاعات جالبی ارائه کرده است.

ارنست پرون کسی بود که از زمان تحصیل محمد‌رضا پهلوی در سوئیس، به عنوان «مستخدم» و «باغبان» در اطراف وی بود. او تا 1340 ـ زمان مرگ خود ـ گزارش محرمانه تحولات دربار را به سفارت انگلیس می‌داد. در کتاب فردوست می‌خوانیم:

رضاخان علناً از پرون بدش می‌آمد. هرگاه به کاخ ولیعهد(محمد رضا پهلوی) می‌آمد، می‌پرسید«آیا این ارنست پرون در ساختمان است یا نه؟!» اگر بود به ساختمان نمی‌آمد و نمی‌خواست با وی مواجه شود. یکبار به محمد‌رضا گفت: «اگر من پرون را در باغ نزدیک خودم ببینم طوری او را می‌زنم که جان سالم به در نبرد!» ولیعهد هم مسئله را به پرون گفت و او پاسخ داد که سعی می‌کنم طوری رفت و آمد کنم که از یکی دو کیلومتری شاه رد شوم!

محمد رضا پهلوی و پرون 

پرون و محمد رضا پهلوی

 به هر حال، یک بار پرون اشتباه کرد و به محل قدم زدن رضاخان در کاخ سعد‌آباد نزدیک شد و شاه او را دید و با عصا دنبالش کرد. پرون نیز که جوان بود از لای درخت‌ها فرار کرد و جان سالم به در برد!

یک روز محمد رضا پهلوی به من گفت از پدرم پرسیدم «این چه دشمنی است که شما با پرون دارید؟» و او پاسخ داد:«پرون جاسوس مسلّم انگلیس است، من تردیدی ندارم که او جاسوس انگلیس‌ها است و خوشم نمی‌آید در خانه‌‌ام یک جاسوس باشد.» مسلماً در دربار رضاخان جاسوس انگلیس فراوان بود، و شاید همه بودند،‌ولی رضاخان از پرون نفرت خاصی داشت این نفرت فقط به دلیل جاسوس بودن او نبود هر چند کسر شأن خود می‌دانست و دلخور بود که در حریم زندگی خصوصی او یک جاسوس حضور داشته باشد. 

نفرت رضاخان از پرون به علت نمودهای رفتار هم‌جنس‌گرایانه پرون بود و رضاخان با شمّ قوی خود و تجربه زندگی قزاقیش این حالت را در پرون حس کرده بود و طبیعی بود که به عنوان یک پدر از مجاورت او در کنار پسرش نفرت داشته باشد. این رفتار پرون بعدها برای همه محرمان دربار محمد‌رضا پهلوی آشکار شد. پرون به تشکیل یک باند هوموسکسوئل از نزدیک‌ترین دوستان شاه دست زد.


فردوست در جای دیگر کتاب ظهور و سقوط سلطنت پهلوی (ص 188) می‌نویسد:

«پرون تقاضاهایش را از محمد‌رضا با خشونت مطرح می‌کرد و هر چه می‌خواست باید انجام می‌شد... پرون رفت و آمد علنی به سفارتخانه‌های انگلیس (به‌طور ویژه)، سوئیس و فرانسه داشت او در صحبتهای خصوصی با محمد‌رضا و نیز در صحبت‌‌هایی که من حضور داشتم به وضوح نظرات انگلیسی‌‌ها را می‌گفت. 

او عموماً جزئیات را به من می‌گفت تا به محمد‌رضا بگویم. مثلاً می‌گفت: «من به سفارت مراجعه کردم و چنین نظراتی دارند که باید اجرا شود. نظر آنها چنین است... این‌‌ها را به محمد‌رضا بگو!»

فردوست می‌گوید گاه که نظرات سفارت انگلیس از طریق پرون و با واسطه من به محمد‌رضا گفته می‌شد و پذیرش آن برایش ثقیل بود، در چنین مواردی یک حالت انفعال و تمکین در او مشاهده می‌‌کردم. این حالت انفعال تا رفتن محمد‌رضا از ایران در او وجود داشت. 

هرگاه محمد‌رضا مسئله‌ای‌را نمی‌پذیرفت، پرون آمرانه و با حالت تحکم به من می‌گفت تا به او بگویم و جملاتی از این قبیل را به کار می‌برد: «من می‌خواهم این کار بشود!» پرون گاه حتی در حضور من نیز با محمد‌رضا با چنین لحنی صحبت می‌کرد. اگر او موردی را نمی‌پذیرفت، می‌گفت: «باید بکنی، وگرنه نتایج ‌آن را خواهی دید!» محمد‌رضا برای اینکه از شر پرون خلاص شود و یا برای این که توهین بیشتری نشنود می‌پذیرفت و علیرغم این توهین‌ها، همواره درمقابل پرون حالت تسلیم داشت.

تسلط پرون بر محمد‌رضا قدرت او نبود، بلکه ضعف مهم محمد‌رضا بود که در تمام طول سلطنتش وجود داشت و من این روحیه را کاملاً می‌شناختم.

توقعات شخص پرون از محمد‌رضا برخلاف من بود که هیچ چیز نمی‌خواستم. پرون برای دوستان ایرانی‌اش پست می‌گرفت و برای دشمنانش ترک پست. دامنه دستورات پرون همه عرصه‌ها را فرا می‌گرفت: اشخاص مهمی که در مراجع قضایی تحت تعقیب بودند (در رده وکیل و وزیر و امثالهم) گاه پرون خواستار راکد شدن و توقف پرونده‌هایشان می‌‌شد. 

در انتصابات مداخله جدی داشت و کار به جایی کشیده بود که دیگر برای عزل یا نصب یک مدیر کل به محمد‌رضا احتیاج نداشت و رأساً انجام می‌داد و تنها برای انتصاب وزراء و یا تحمیل نمایندگان مجلس به محمد‌رضا مراجعه می‌کرد و تحقیقاً همه نظراتش برآورده می‌شد. دوستی یا دشمنی پرون با اشخاص همیشه در حد اعلا درجه قرار داشت و اعتدالی در کار او نبود.

پرون در میان خانواده‌های درباری موقعیت عجیبی کسب کرده بود. خانواده‌های اشرافی اسم و رسم‌دار افتخار می‌کردند که پرون نزد آنها برود و پرون از همه این اماکن اخبار را جمع می‌کرد و به سفارت انگلیس می‌داد. رفت و آمدهای پرون همه با «هزار فامیل» بود، مانند فرمانفرمائیان‌ها،‌ قوام‌الملک‌شیرازی‌ و غیره. 

او گاه به من می‌گفت «دیشب منزل فلانی بودم،‌مشکلاتی داشت و دستور دادم مقداری از گرفتاری‌هایش حل شود!» مقامات مملکتی به موقعیت پرون پی‌برده بودند و حتی اگر برای یک وزیر مشکلی پیش می‌آمد به پرون مراجعه می‌کرد. رفتار پرون با مقامات بسیار زننده بود.

 او که با محمد‌رضا با تحکم صحبت می‌کرد، مشخص بود که با مقاماتی که از نظر رده خیلی پائین‌تر بودند، چگونه برخورد می‌کرد. می‌گفت: «دستور می‌ دهم چنین شود!» و چنین نیز می‌شد. اکثر این کارها را پرون برای ارضاء خود می‌کرد و نه اجرای دستور سفارت انگلیس.

رفتار پرون با محمد‌رضا بی‌پروا و بسیار زننده شده بود. گاه با همین صراحت به محمد‌رضا می‌گفت: «تو ارزش نداری که من با تو صحبت کنم!» اوایل من انتظار داشتم که محمد‌رضا در مقابل چنین توهینی خجالت بکشد و دستور دهد که او را سوار هواپیما کنند و به سوئیس بفرستند؛ ولی با تعجب می‌دیدم که محمد‌رضا سکوت می‌کرد و گاه تنها چند‌روزی قهر می‌کرد. این تمکین و تحمل را باید به حساب ذلت روحی محمد‌رضا گذارد و محمد‌رضا به راحتی این ذلت را پذیرفته بود.

من گاه خود را با محمد‌رضا مقایسه می‌کردم و به خود می‌گفتم که اگر به جای محمد‌رضا بودم با یک دستور که «از اتاق برو بیرون و دیگر نبینمت» خود را از شر پرون خلاص می‌کردم. ولی محمد‌رضا چنین نمی‌کرد. در طول سالیان متمادی این رفتار پرون و محمد‌رضا برایم عادی شد و دیگر تعجب‌آور نبود.

روایت ثریا اسفندیاری

ثریا اسفندیاری همسر دوم شاه نیز در خاطرات خود می‌نویسد: «دشمن دیگری که زندگی را از همان روز اول ازدواج به من تلخ کرد مردی بود سوئیسی به نام ارنست پرون. بسیاری این مرموزترین فرد دربار را «راسپوتین ایران» می‌نامیدند، و این گرچه مقایسه‌ای اغراق‌آ‌میز به نظر می‌‌آمد،‌ اما تردیدی نبود که ارنست پرون از نفوذی حیرت‌آور در دربار ایران برخوردار است.

محمد رضا پهلوی و ثریا

محمد رضا پهلوی و ثریا

 تاآنجا که من توانستم کشف کنم پرون در دوران تحصیل شاه در سوئیس باغبان کالج لُه‌روزی بود. بعد از اینکه شاه درسش تمام شد و به ایران برگشت دستور داد پرون را به دربار بیاورند. هرگز معلوم نشد رضاخان، که مردی کاملاً جدی بود و به طور معمول وجود خارجی‌ها را در دربار تحمل نمی‌کرد، چرا در مورد این سوئیسی به ناگهان استثناء قائل شد.

پرون هرگز به سوئیس بازنگشت. در ایران شغل رسمی نداشت و فقط به عنوان دوست نزدیک شاه در دربار زندگی می‌کرد و مورد احترام همه بود. علیرغم اصل و نسب و گذشته ساده‌اش، مهم‌ترین مشاور شاه به شمار می‌رفت و عادت داشت هر روز صبح برای گفتگو به اتاق خواب شاه برود.

 هیچ‌کس دقیقاً نمی‌دانست این مرد چکاره است. مثل هر مکتب نرفته‌ی بیکاره‌ای، ادعای شاعری و فیلسوفی داشت. و البته شعر و فلسفه‌اش این بود که رابط شاه با سفارتخانه‌های انگلیس و آمریکا باشد. مدتی پیش از آمدن من به دربار، در اثر سانحه غریبی یک پایش فلج شده بود. می‌‌گفتند مسمومش کرده‌‌اند.

بعد از عروسی من با شاه، پرون سعی کرد در کارهای من هم فضولی کند. مرتباً به اتاق من می‌آمد ومسائل خصوصی را پیش می‌کشید. تا اینکه یک شب که وقاحت را به جایی رساند که در مورد روابط زناشویی من و شاه سؤال کرد، کاسه صبرم لبریز شد و با عصبانیت گفتم: «مثل اینکه یادتان رفته با چه مقامی طرف صحبت هستید!» 

پرون زخم‌خورده پس از این حرف از اتاق بیرون خزید و از آن لحظه به بعد تمام قدرتش را بر این گذاشت که زهرش را به جان من بریزد. جالب این است که من تنها قربانی او نبودم، او در انداختن خواهران شاه به جان یکدیگر هم ید طولایی داشت.

ارنست پرون در سال 1961 فوت کرد و به این ترتیب تمام اسرارش را با خود به گور برد. در بیان اوضاع دربار سلطنتی ایران همین بس که حتی من،‌ به عنوان ملکه کشور و زن شاه، نتوانستم از کار این باغبان سابق سوئیسی و یار غار شاه سردربیاورم.»

 پرون خانه‌ای اجاره کرده بود که در آن با یک سوئیسی دیگر شریک بود. این فرد رئیس قسمت بازرگانی سفارت سوئیس در ایران بود و از حدود سال 1315 تا سال 1355،‌یعنی تا مرگش، در ایران بود و در همان شغل کار می‌کرد. به گفته‌ی پرون او نیز همجنس باز بود. این دو هیچ کدام زن نداشتند و ازدواج نکردند.

تقی امامی، که پرون او را به دربار آورد و به محمد‌رضا و فوزیه نزدیک کرد،‌ نیز طبق گفته پرون به من، همجنس باز بود.»

به هر حال، ارنست پرون [در سال 1340] مرد و دکتر عبدالکریم ایادی، که مدت ها جزء دوستان محمد‌رضا بود، جای او را گرفت. نقش ایادی تا انقلاب ادامه یافت.

برگرفته از سایت مطالعات و پژوهش های سیاسی

منبع خبر "عصر ایران" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.