برزو ارجمند: با مهاجرت درهای بسیاری را به روی خودم بستم اما پشیمان نیستم

خبرآنلاین شنبه 08 آذر 1404 - 14:41
برزو ارجمند می‌گوید: «صادقانه دلم برای خیلی چیزها تنگ می‌شود، برای کارم، برای رفقایم، برای شمال، اما این که پشیمان باشم، نه پشیمان نیستم.»

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، برزو ارجمند، بازیگر که در خارج از کشور به سر می‌برد با حضور در «پادکست یه حرفایی» با اجرای رها اعتمادی از سختی‌هایی گفت که در آمریکا متحمل شده است اما تاکید کرد که پشیمان نیست.

او در این مورد گفت: «صادقانه دلم برای خیلی چیزها تنگ می‌شود، برای کارم، برای رفقایم، برای شمال، اما این که پشیمان باشم، نه پشیمان نیستم. من در محکمی را به روی خودم بستم و زندگی را مخصوصا برای همسر و فرزندم دشوار کردم. اما پشیمان نیستم چون در ۵۰ سالگی وقتی خودت را در آینه نگاه می‌کنی، با خودت می‌گویی بالاخره کاری انجام دادی. می‌دانید، من در ۳۰ سال کاری که در ایران کردم، همیشه آدم آرام و بی‌حاشیه‌ای بودم. هیچ‌قت حاشیه نداشتم. این را هم بگویم که فهم اشتباهی در مورد خروج من از ایران شکل گرفت. همه فکر می‌کنند من بعد از اعتراضات پاییز ۱۴۰۱ از ایران خارج شدم، در حالی که من در دوران کرونا از ایران بیرون آمدم. یعنی سال ۲۰۱۵ گرین‌کارت گرفتم و همسرم سال ۲۰۰۹ سیتیزن آمریکا بود. فرزندم هم در آمریکا به دنیا آمد و بعد با هم به ایران برگشتند و جانیار اول ابتدایی را در ایران خواند. فکر کردن ما به مهاجرت از آن‌جایی  شروع شد که جانیار به خاطر ابتلا به آسم نمی‌توانست آلودگی هوا را تحمل کند. او ۱۳ روز در بیمارستان بستری بود و همان ۱۳ روز جرقه مهاجرت ما شد. با شیوع کرونا، ۵ِ، ۶ ماه را در ایران ماندم و بعد خارج شدم. برنامه‌ام این بود سالی ۶، ۷ ماه را در ایران بگذرانم و کار کنم و ۵، ۶ را این‌جا، در آمریکا. سال اول هم همین‌طور پیش رفت، من ۹ ماه این‌جا بودم و حتی قرارداد آخرم را با تهیه‌کننده عزیزی که با او کار کردم در آمریکا بستم. بعد سه ماه را در ایران گذراندم و برگشتم. تا این که اعتراضات پاییز ۱۴۰۱ پیش آمد و من با خودم گفتم یعنی باز هم هیچ‌چیز نگویم، باز هم هیچ‌کاری نکنم؟ خلاصه این که پشیمان نیستم.» 

ارجمند افزود: «من بعد از مهاجرت، از لحاظ مالی ضرر بسیار کردم تا جایی که جانیار هم متوجه شد. اما پشیمان نیستم. فشاری که همسرم مخصوصا در سه، چهار سال گذشته تحمل کرد وحشتناک بود و از همین‌جا می‌گویم دمش گرم. حتی ماه‌هایی بود که بیشتر پارمیس بار زندگی را به دوش می‌کشید تا من. این‌ها بعد از «پازل» است. ما «پازل» را قبل از اعتراضات پاییز ۱۴۰۱ شروع کردیم. «پازل»‌شاید به لحاظ بازیگری بهترین کار من نباشد اما من ۳۰ سال کار کردم و «پازل» باآبروترین کار زندگی‌ام بود. اما بعد از «پازل» فشارها بیشتر و بیشتر فشارهای زندگی هم به لحاظ مالی بر دوش همسرم بود.»   

او در جواب این که «آقای مدیری در «دورهمی» از تو می‌پرسد به رفتن از ایران فکر می‌کنی؟ و تو پاسخ می‌دهی من آن‌جا معنا پیدا می‌کنم.» گفت: «من همین حالا نیز به بعضی از دوستانم می‌گویم که بی‌معنی‌ترین آدم آمریکا هستم. البته با اتفاقاتی که در ۶، ۷ ماه گذشته رخ داد و کاری که تصمیم گرفته‌ام انجام دهم اوضاع کمی تغییر کرده است. اما من واقعا در این‌جا بی‌معنا شده‌ام. من ۲۷ سال به صورت حرفه‌ای در ایران کار کردم و موفق هم بودم. وقتی که وارد این‌جا شدم همه درها به رویم بسته شد. من پیش از آمدن به آمریکا برای همه‌چیز برنامه‌ریزی کرده بودم. به اندازه گذران یک سال، پول داشتم و قصدم این نبود که این‌جا کار کنم. من قرار بود کارم را در ایران انجام دهم. پارمیس هم زندگی‌مان را طوری طراحی کرده بود که می‌توانستم در سال ۳، ۴ ماه کار نکنم. ما از آن‌جایی به ساحل آرامش رسیدیم که من توانستم به پروژه‌هایی که نمی‌خواستم نه بگویم. من با آمدن به آمریکا احساس نمی‌کردم مهاجرت کرده‌ام. چون بسیاری از دوستانم نیز همین کار را می‌کنند. ایران کار می‌کنند در حالی که همسر و فرزندانش در کشور دیگری هستند. برای من مهاجرت به معنای واقعی با اعتراضات  پاییز ۱۴۰۱ شروع شد. زمانی که تصمیم گرفتم میان حرف زدن و نزدن، حرف زدن را انتخاب کنم.» 

۲۴۲۲۴۲

منبع خبر "خبرآنلاین" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.