به گزارش خبرآنلاین، روزنامه هم میهن نوشت: شکستهای مستمر دستگاه سیاست خارجی کشور در تامین منافع ملی در عرصه بینالمللی باعث شدهاست تا تیغ انتقادها از وزارت امور خارجه روزبهروز تندتر شود. این انتقادها در دوره دولت چهاردهم نسبت به دوره گذشته شدت بیشتری گرفتهاست، چراکه دولت چهاردهم برخلاف سلف خود با شعار تعامل و گفتوگو با همه جهان روی کار آمدهبود، اما وزارت خارجه این دولت در تامین منافع ملی از طریق مذاکره و گفتوگو ناتوان بود.
تردیدی وجود ندارد که دولت چهاردهم در یکی از پرچالشترین و سختترین شرایط کشور به قدرت رسیدهاست و از همان روز نخست تحلیف رئیسجمهور جدید، با حمله تروریستی اسرائیل در خاک ایران، جنگ و نگاه امنیتی بر کشور سایه افکند. دستگاه سیاست خارجی دولت چهاردهم، میراثدار وضعیتی است که نقش چندانی در ایجاد آن نداشتهاست.
جنگ در غرب آسیا از سال ۲۰۲۳، تضعیف محور مقاومت، روی کار آمدن مجدد دونالد ترامپ در آمریکا، ناتوانی دولت قبل در احیای برجام در دوران جو بایدن، اختلاف شدید با اروپا به دلیل ادعای حمایت نظامی از روسیه در جنگ اوکراین و بسیاری از مسائل سیاست خارجی خارج از اختیار وزیر امور خارجه دولت چهاردهم بودند.
با این حال بسیاری از کارشناسان و دیپلماتهای پیشین معتقدند که سیدعباس عراقچی، وزیر امور خارجه، در اجرای وظایف خود در طول ۱۵ ماه گذشته کوتاهی کردهاست. به اعتقاد کارشناسان بهرغم وجود همه تهدیدها و موانعی که خارج از اختیار وزارت امور خارجه بود، ابتکار عمل وزیر امور خارجه میتوانست جلوی بسیاری از آسیبها به کشور را بگیرد. بسیاری از دیپلماتهای بازنشسته بهرغم انتقاد از وضعیت فعلی دستگاه سیاست خارجی، معتقدند که سیدعباس عراقچی، بهترین گزینه برای هدایت وزارت امور خارجه است، اما در عین حال انتقادهای زیادی را به عملکرد او وارد میدانند.
برخی از دیپلماتهای پیشین در گفتوگوهایی که با آنها داشتم تاکید میکردند که به دلیل اینکه بسیاری از مدیران کنونی وزارت امور خارجه همکاران پیشین آنها هستند، تمایلی ندارند که بخشی از انتقادها را علنی بیان کنند. یکی از این دیپلماتها تاکید داشت: «عملکرد فعلی وزارت خارجه حتی ۲۰ درصد از ظرفیتی که در دوران وزارت محمدجواد ظریف برای حل و فصل مسائل سیاست خارجی به کار گرفتهشد، نیست.»
در مجموع کارشناسان مسائل مختلفی را به عنوان عوامل ناکامی سیاست خارجی دولت چهاردهم بیان میکنند که در ادامه به برخی از آنها اشاره میشود.
فقدان انسجام در سیاست دولت: یکی از مواردی که اغلب کارشناسان به آن اشاره میکنند، فقدان همسویی میان وزارت امور خارجه با شعارهای رئیسجمهور در کارزار انتخاباتیاش است. یک دیپلمات پیشین تصریح میکند که در حالیکه اظهارات رئیسجمهور پیش و پس از انتخاب شدن به این مقام مبتنی بر حل و فصل مسائل سیاست خارجی از طریق تعامل و گفتوگو با همه کشورهای جهان بود، وزیر خارجه او رویکرد متفاوتی را در جلسه رای اعتماد خود تشریح کرد و به تخاصم دائمی با آمریکا و رویکرد مدیریت تخاصم با آمریکا و بهکارگیری همه امکانات وزارت امور خارجه به نفع محور مقاومت اشاره کرد.
خروج از قامت دیپلمات: برخی از منتقدان وزیر امور خارجه معتقدند که در طول یک سال گذشته، با توجه به مسائل سیاست داخلی و شرایط امنیتی و جنگی حاکم بر کشور، سیدعباس عراقچی از جامه یک دیپلمات خارج شدهاست و در قامت یک نظامی اظهارنظر و موضعگیری میکند. به اعتقاد این دسته از منتقدان، عراقچی برای اینکه در داخل کشور محبوبیت و مطلوبیت خود را در بین جریانهای اثرگذار و صاحب قدرت از دست ندهد، تلاش میکند تا به جای یک دیپلمات کارکشته، در جایگاه یک فرد امنیتی و نظامی سخن بگوید.
آینه عبرت: برخی از منتقدان با اشاره به سرنوشت محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه پیشین جمهوری اسلامی ایران میگویند، بیرون گذاشتهشدن او از مناصب دولتی تحت فشار گروههای افراطی باعث شدهاست تا دیپلماتهای ارشد جمهوری اسلامی برای اقدامهای جسورانه در حوزه سیاست خارجی دچار نگرانی از آینده و سرنوشت خود شوند. در همین چارچوب این تلقی وجود دارد که سیدعباس عراقچی نیز با مشاهده وضعیت ظریف، نمیخواهد با ابتکار عمل در حوزه معامله و مذاکره با غرب خود را در معرض فشار و حذف توسط گروههای صاحب نفوذ و قدرت قرار دهد.
فقدان اعمال نفوذ فنی و تخصصی: بخشی از منتقدان وزارت امور خارجه با پذیرش این واقعیت که وزیر امور خارجه و دستگاه تحت مدیریت او در چارچوب نظام سیاسی جمهوری اسلامی صرفاً نقش مجری سیاستهای ابلاغی از نهادهای بالادستی را بازی میکند، تاکید میکنند که در هر صورت وزارت امور خارجه حتی اگر اختیار سیاستگذاری و تعیین سیاستها را نداشتهباشد، اما میتواند با استفاده از بدنه تخصصی و فنی خود در نهادهای تعیینکننده در مقابل سیاستهای ابلاغی ارزیابیهای خود را از اثرات انتخاب برخی سیاستها به اطلاع نهادهای مافوق برساند.
به اعتقاد منتقدان، انفعال وزارت امور خارجه و پذیرفتن نقش مجری صرف، باعث شدهاست بدون کوچکترین انتقاد و تلاش برای تغییر توسط دستگاه سیاست خارجی پذیرفتهشود.
315












