نویسندگان:«برف کهنه، برف نو»صداقت روایی و نگاه انسانی را برجسته می‌کند

خبرگزاری مهر شنبه 08 آذر 1404 - 10:40
اصفهان-آیین رونمایی کتاب «برف کهنه، برف نو» در اصفهان برگزار شد و جهان انسانی و تجربه زیسته مجید قیصری با حضور نویسندگان و منتقدان تحلیل شد.

خبرگزاری مهر، گروه استان‌ها- کوروش دیباج: آئین رونمایی از مجموعه داستان کوتاه برف کهنه، برف نو» اثر مجید قیصری با حضور جمعی از نویسندگان و منتقدان برجسته در شهر کتاب اردیبهشت اصفهان برگزار شد. این نشست که به میزبانی علی خدایی ترتیب یافته بود، فرصتی فراهم کرد تا علاقه‌مندان ادبیات داستانی با روند شکل‌گیری مجموعه و تجربه زیسته نویسنده آشنا شوند و به تحلیل ویژگی‌های انسانی و موقعیت‌محور داستان‌ها بپردازند. در این مراسم، رامبد خانلری، محمداسماعیل حاجی‌علیان و سعید محسنی نیز حضور داشتند و با ارائه تحلیل‌ها و نکات تخصصی خود، چشم‌انداز تازه‌ای از جهان داستانی قیصری برای مخاطبان ترسیم کردند.

نویسندگان:«برف کهنه، برف نو»صداقت روایی و نگاه انسانی را برجسته می‌کند
مجید قیصری، نویسنده

ریشه‌های شکل‌گیری جهان داستانی قیصری

قیصری در آغاز سخنان خود به پیشینه انتشار نخستین داستان‌های این کتاب در «همشهری داستان» اشاره کرد و درباره اهمیت فضاهای شهری در خلق داستان گفت: کوچه هلند و کوچه‌هایی مشابه آن، با نام‌هایی که رگه‌هایی از فرهنگ‌های مختلف را در خود دارند، به مرور به منبع الهام تبدیل شدند. تهران پر است از خیابان‌ها و میدان‌هایی که هر کدام تاریخ و خاطره‌ای در دل دارند و تجربه زندگی در این مکان‌ها به من کمک کرد تا فضایی نوستالژیک و پیوسته برای داستان‌ها بسازم.

وی افزود: سال‌ها زندگی در این کوچه‌ها و مشاهده لحظه‌های روزمره باعث شکل‌گیری شخصیت‌ها و موقعیت‌های داستانی شده است: این تجربه زیستی به من امکان داد تا دریابم مجموعه‌ای از این داستان‌ها می‌تواند به یک کتاب منسجم تبدیل شود، هرچند ابتدا چنین هدفی نداشتم.

این نویسنده با اشاره به کتاب خواجه عبدالله انصاری و مفهوم صد میدان گفت: میدان‌ها، محور زندگی شهری و شکل‌دهنده تجربه انسانی‌اند. زندگی من در این میدان‌ها و کوچه‌ها، بخش مهمی از جهان‌بینی داستان‌ها را شکل داده است.

زبان موقعیت و اهمیت فاصله‌گذاری در روایت

در ادامه، قیصری به شیوه روایت داستان‌ها پرداخت و توضیح داد که چطور تغییر مکان و فاصله‌ها ریتم داستان را تعیین می‌کند: در داستان اول، ساختار تکه‌تکه و بخش‌بندی‌شده دارد، اما در داستان‌هایی مثل «بسم‌الله» تلاش کردم روایت به‌طور طبیعی در دل موقعیت شکل بگیرد. فاصله‌گذاری در بسیاری از داستان‌ها عامدانه است تا خواننده با تجربه روانی شخصیت‌ها همراه شود.

وی یادآور شد: برخی شخصیت‌های فرعی تنها با حداقل پرداخت حضور دارند، زیرا هدف این بود که زبان موقعیت، نه شرح و توضیح، بار روایت را به دوش بکشد. داستان‌هایی مثل «انبارسوزی» نمونه‌های بارز این رویکرد هستند.

این نویسنده تأکید کرد: تجربه‌های شخصی، مانند مواجهه با فقدان یا سردرگمی، در لایه‌های زیرین داستان‌ها جاری‌اند: روایتی که از شخصیتی نقل می‌کنم که از سردخانه بازمی‌گردد و در شوک فقدان فقط خیابان‌ها را می‌پیماید، با زبان آگاهانه نشان می‌دهد این گسست درونی چگونه شکل می‌گیرد. این انتخاب زبان برای خودنمایی نیست، بلکه ضرورت روایت است.

وی با مقایسه داستان کوتاه و سینما گفت: در سینما، ساخت صحنه نیازمند تیم و امکانات است، اما در داستان کوتاه همه‌چیز در کلمه متولد می‌شود. این امکان آشنایی‌زدایی و خلق تجربه‌های ناب روایی را فراهم می‌کند که در مدیوم‌های دیگر دست‌نیافتنی است.

ادبیات به مثابه بازکردن چشم‌ها

قیصری با تأکید بر اهمیت ثبت جزئیات گفت: ادبیات تمرینی برای دیدن دقیق‌تر جهان است. یک صدا، یک پر، یک مکالمه کوتاه می‌تواند جهان تازه‌ای بسازد. نویسنده باید بداند هر خاطره و هر تجربه زیسته، در زمان مناسب به داستان تبدیل می‌شود. ادبیات وظیفه دارد این معنا را آشکار کند.

نویسندگان:«برف کهنه، برف نو»صداقت روایی و نگاه انسانی را برجسته می‌کند
رامبد خانلری، نویسنده

خلق زیست مشترک میان خاطره و شخصیت داستانی

رامبد خانلری، نویسنده و منتقد ادبی، در سخنرانی خود به بررسی لایه‌های زیستی و صداقت روایی در داستان‌های قیصری پرداخت و گفت: پرسش مهم مخاطبان این است که تا چه اندازه زندگی شخصی مجید قیصری در شخصیت‌ها دیده می‌شود. حتی یک بار همسر ایشان از او پرسیده بود آیا قهرمان داستانی عاشق زنی شده و خودش را در آن زن بازشناسی کرده است. پاسخ صادقانه این بود که تنها یک بار چنین پیش آمده است.

خانلری ادامه داد: شخصیت زن در داستان‌های قیصری نه بازتاب کامل همسر اوست و نه فردی کاملاً مستقل؛ بلکه موجودی مرکب است که از خاطرات، عشق‌ها و مواجهه‌های کوتاه با زنان شکل گرفته است. این مجموعه درصدها، موجودی تازه و داستانی می‌سازد.

وی افزود: رابطه میان نویسنده و شخصیت‌ها شبیه نسبت پدر و فرزند است: این رابطه بر پایه نگرانی، نظارت و صداقت شکل می‌گیرد. قیصری بخشی از عمیق‌ترین تجربه‌های زیسته خود را برای ساخت جهان داستانی به کار گرفته و همین شناخت نخ تسبیح داستان‌هاست.

این نویسنده به مسئله اقتباس آثار قیصری اشاره کرد: بسیاری از داستان‌ها به دلیل ساختارهای واگرا، قابلیت اقتباس مستقیم ندارند. پیچیدگی‌های روایت و لحظه‌های تثبیت‌شده ادبی در سینما به راحتی بازتولید نمی‌شوند.

وی مجموعه داستانی مجید قیصری تحت عنوان «برف کهنه، برف نو» را داستان مهاجرت درونی انسان توصیف کرد: این بازگشت از زندگی به جنگ و بازگشت دشوار از آن سایه‌ای دائمی بر روابط انسانی می‌اندازد و اهمیت مجموعه را دوچندان می‌کند.

نویسندگان:«برف کهنه، برف نو»صداقت روایی و نگاه انسانی را برجسته می‌کند
محمداسماعیل حاجی‌علیان، نویسنده

نگاه انسانی و موقعیت‌محور محمداسماعیل حاجی‌علیان

محمداسماعیل حاجی‌علیان، نویسنده و منتقد ادبی، در ادامه مراسم به ویژگی‌های انسانی و موقعیت‌محور داستان‌های قیصری پرداخت و اظهار کرد: انتخاب عنوان «برف کهنه، برف نو» خود نشان‌دهنده حساسیت نویسنده نسبت به فضا و مضمون است. نگاه قیصری به مهاجرت و تجربه انسانی، حتی در داستان‌های جنگ، بدون برخورد ایدئولوژیک، چهره انسانی شخصیت‌ها را برجسته می‌کند.

وی افزود: در داستان‌هایی مثل کوچه هلند»، اشیا و محیط اطراف بهانه روایت هستند و نشان می‌دهند که اشیای روزمره هنوز زنده‌اند و خاطرات و زندگی آدم‌ها را در خود نگه داشته‌اند. این رویکرد، داستان‌ها را از سطح روایت ساده فراتر می‌برد.

حاجی‌علیان درباره کوتاهی و شگفتی در روایت گفت: داستان‌ها کوتاه اما اثرگذارند. جزئیات دقیق شخصیت‌ها، مانند قطره‌های عرق یا حرکت آستین لباس، با تراژدی و حس انسانی ترکیب می‌شود و تجربه زندگی واقعی شخصیت‌ها را بازتاب می‌دهد. نگاه موقعیت‌محور، تعامل شخصیت‌ها با محیط و اشیای پیرامون، عمق و پیچیدگی روایت را دوچندان می‌کند.

وی تاکید کرد: ثبت تجربه زیسته تهران از شرق تا جنوب و غرب، این مجموعه را به نمونه‌ای ممتاز در ادبیات داستانی معاصر بدل کرده است.

نویسندگان:«برف کهنه، برف نو»صداقت روایی و نگاه انسانی را برجسته می‌کند

اقتباس و رسانه؛ دیدگاه سعید محسنی

سعید محسنی، نویسنده در بخش پایانی مراسم به اقتباس داستان کوتاه و اهمیت حفظ استقلال روایت پرداخت و گفت: امروزه دانشجویان سینما و تئاتر اغلب به دنبال اقتباس داستان کوتاه هستند، اما مطالعه آثار قیصری نشان می‌دهد بسیاری از روایت‌ها قابلیت تبدیل مستقیم به فیلمنامه یا نمایش را ندارند.

وی افزود: برخی نویسندگان به عمد داستان می‌نویسند تا اقتباس‌پذیر باشد، اما قیصری روایت‌های خود را بر اساس نیاز داستان و تجربه زیسته شکل می‌دهد و اساساً نگاهش به اقتباس نیست. این ویژگی آثار او را برای آموزش داستان کوتاه و تمرین روایت مستقل ارزشمند می‌کند.

محسنی تأکید کرد: داستان‌های برف کهنه، برف نو» برای کسانی که قصد اقتباس دارند، نقطه آغاز مناسبی است، اما باید با رعایت زبان رسانه و استقلال روایت از آن بهره گرفت. این مجموعه نشان می‌دهد اهمیت حفظ زبان مستقل داستان کوتاه در مواجهه با رسانه‌های تصویری تا چه حد است.

اهمیت مجموعه داستانی «برف کهنه، برف نو»

به گزارش خبرنگار مهر مجموعه داستان کوتاه «برف کهنه، برف نو» تازه‌ترین اثر مجید قیصری، شامل هفت داستان کوتاه منتشرشده توسط نشر افق است. این کتاب نمونه‌ای از روایت موقعیت‌محور، انسان‌محور و تجربه‌زیسته است که با تمرکز بر جزئیات زندگی روزمره و خاطره‌های انسانی، تجربه‌ای متفاوت و ناب از داستان کوتاه معاصر ارائه می‌دهد.

آئین رونمایی در شهر کتاب اردیبهشت اصفهان با حضور نویسندگان و منتقدانی همچون رامبد خانلری، محمداسماعیل حاجی‌علیان و سعید محسنی، فرصتی فراهم کرد تا درباره ابعاد انسانی و ادبی مجموعه، از ریشه‌های شکل‌گیری داستان‌ها تا امکان اقتباس و آموزش روایت کوتاه، به گفت‌وگو پرداخته شود.

این مراسم نشان داد که ادبیات داستانی معاصر، حتی در داستان کوتاه، قادر است جهان‌های انسانی و تجربه‌های زیسته را با صداقت و دقت روایت کند و همچنان برای پژوهش و آموزش داستان کوتاه منبع غنی باشد.

منبع خبر "خبرگزاری مهر" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.