«قَتیلُ العَبَرات» از مشهورترین القاب امام حسین(علیه السلام) است؛ لقبی که در نگاه نخست، امام را «کشته اشکها» معرفی میکند؛ اما با اندکی تأمل در روایات اهلبیت(علیهم السلام) روشن میشود که مقصود تنها گریستن بر یک مصیبت تاریخی نیست. عاشورا مدرسهای است که در آن اشک، زبانِ معرفت، نشانه همدلی با حق و مرز جدایی از باطل است.
در روزگاری که رسانهها با اشکهای ساختگی، جنایتکاران را قربانی و ظالمان را مظلوم معرفی میکنند، بازخوانی مفهوم «قتیلالعبرات» ضرورتی دوچندان یافته است.
امام حسین(علیه السلام) فرمود:
«أَنَا قَتِیلُ الْعَبْرَةِ، لَا یَذْکُرُنِی مُؤْمِنٌ إِلَّا اسْتَعْبَرَ»«من کشته اشکم؛ هیچ مؤمنی مرا یاد نمیکند مگر آنکه اشک در چشمانش جاری میشود.»این روایت بیانگر یک حقیقت فطری است؛ شهادت حسین بن علی(علیه السلام) چنان با حقیقت و مظلومیت آمیخته است که دل مؤمن در برابر آن بیتفاوت نمیماند. از همین رو امام صادق(علیه السلام) در زیارت اربعین به آن حضرت سلام میدهد: «السلام علی الحسین المظلوم الشهید... قتیل العبرات.»اما این اشک، هدف نهایی نهضت نیست؛ بلکه اثر طبیعی مواجهه با حقیقت عاشوراست. هدف قیام همان است که در زیارت اربعین آمده است: نجات انسانها از جهالت و گمراهی.
در فرهنگ قرآنی و روایی، اشک تنها یک واکنش احساسی نیست؛ اشک ترجمان موضع انسان است.
امام صادق(علیه السلان) در گفتوگو با «مسمع» فرمود:«خداوند اشک تو را رحمت کند؛ تو از کسانی هستی که به شادی ما شاد و به اندوه ما اندوهگین میشوند.»
این روایت نشان میدهد ارزش اشک در همسویی قلبی و عملی با جبهه اهلبیت(علیهم السلام) است. گریهای که انسان را نسبت به ظلم حساس نکند، نسبت به حق متعهد نسازد و او را از مسیر یزیدیان دور نکند، تنها رطوبتی بر گونه است، نه «عبره» مورد نظر اهلبیت(علیهم السلام).
امام باقر(علیه السلام) نیز میفرماید: هرگاه یاد اهلبیت(ع) دل انسان را نرم کند، فرشتگان او را مشمول رحمت الهی قرار میدهند. این نرمی دل همان بستری است که انسان را برای تغییر، توبه و حرکت آماده میکند.
آیتالله جوادی آملی با تکیه بر روایات حسینی، نکتهای عمیق را مطرح میکند: عاشورا هم «عِبرت» است و هم «عَبره».عبرت یعنی عبور از جهل به معرفت، از انحراف به استقامت، و از بیتفاوتی به مسئولیت. عبره نیز به معنای اشکی است که از عمق جان برمیخیزد و سراسر وجود انسان را دگرگون میکند.بنابراین عاشورایی که فقط اشک داشته باشد و به بصیرت نرسد، ناقص است؛ همانگونه که تحلیل و شناختی که از محبت و سوز حسینی خالی باشد، روح عاشورا را درک نکرده است.اشک حسینی زمانی ارزش پیدا میکند که پلی میان «عبره» و «عبرت» بسازد.
در فرهنگ جهاد و مقاومت نیز اشک، نقطه مقابل شجاعت نیست؛ مقدمه آن است.رهبر انقلاب در نقل خاطرهای از شهید علی چیتسازیان، به گفتوگویی اشاره میکنند که آن شهید برای یافتن راه شهادت از همرزم شهیدش پرسیده بود. پاسخ کوتاه اما تکاندهنده بود: «راهکارش اشک است؛ اشک.» اما نه هر اشکی. اشکی که انسان را از «سیم خاردار نفس» عبور دهد. اشکی که غرور، دنیاطلبی، خودخواهی و دلبستگیهای بازدارنده را بشکند. اشکی که انسان را به مرحلهای برساند که برای خدا از خود عبور کند.از همین رو در مکتب عاشورا، گریه بر حسین(علیه السلام) نه جایگزین جهاد، بلکه مقدمه جهاد است؛ نه فرار از میدان، بلکه آمادگی برای حضور در میدان است.
یکی از مهمترین ابعاد رسانهای مفهوم «قتیلالعبرات» هشدار نسبت به اشکهای فریبکارانه است.
برخی عاشوراپژوهان با استناد به شرایط اجتماعی پیش از عاشورا معتقدند بخشی از جامعه آن روزگار، حسین بن علی(علیه السلام) را دوست داشت، برای او اشک میریخت، اما در لحظهی تصمیم و مسئولیت، او را تنها گذاشت.امام حسین(علیه السلام) در محاصره مردمی قرار گرفت که بسیاری از آنان میان اشک و اقدام، اشک را انتخاب کردند.این همان خطری است که امروز نیز وجود دارد.رسانههای سلطهگر بارها نشان دادهاند که میتوان همزمان از صلح سخن گفت و آتش جنگ را شعلهور ساخت؛ میتوان برای قربانیان اشک ریخت و در همان حال از قاتلان آنان حمایت کرد؛ میتوان در برابر دوربینها بغض کرد اما پشت صحنه، ماشین جنایت را تأمین مالی و تسلیحاتی نمود.اشک اگر با حقیقت همراه نباشد، میتواند به ابزار فریب تبدیل شود.عاشورا به ما میآموزد که معیار حقانیت، اشک ریختن نیست؛ معیار، ایستادن در کنار حق و مقابله با ظلم است.
«قتیلالعبرات» بودن امام حسین(علیه السلام) تنها به این معنا نیست که میلیونها انسان در طول تاریخ بر مصیبت او گریستهاند؛ بلکه به این معناست که یاد او وجدانها را بیدار میکند، دلها را میشکند و انسان را به عبور از خود فرا میخواند.
اشک حسینی در مکتب اهلبیت(علیهم السلام) اشکی معرفتبخش، مسئولیتآفرین و حرکتساز است؛ اشکی که به بصیرت میرسد، به جهاد میانجامد و در نهایت میتواند انسان را به مقام شهادت نزدیک کند.
در مقابل، اشکهای دروغین، اشکهای بیتعهد و اشکهای رسانهایِ پوشانندهی حقیقت، همان چیزی هستند که عاشورا از آن برحذر میدارد.
حسین(علیه السلام) قتیلالعبرات است؛ اما اشکی که به او میرسد، باید از چشم بگذرد، به قلب برسد و در عمل تجلی پیدا کند.