به گزارش ورزش سه، برزیل و اسکاتلند مسابقه عجیبی است. مگر میشود دو بار دقیقا همزمان با برگزاری دیدار این دو تیم در جام جهانی در دو نقطه از دنیا زلزله بیاید. آن هم نه زلزله خفیف، زلزلههای متاسفانه مرگبار و وحشتآفرین. انگار تقدیر این مسابقه با زلزله گره خورده است.
مردم دو کشور از این پس تا آخر تاریخشان وقتی نام دو کشور، نام دو تیم فوتبال را بشنوند فقط به یاد یک چیز میافتند: زلزله. مردم ایران و مردم ونزوئلا. اول باید به دیشب برگردیم و یک روایت تلخ را مرور کنیم. زلزلهای مرگبار در ونزوئلا.

دمدمهای صبح به وقت ما همزمان با برگزاری دیدار برزیل و اسکاتلند در جام جهانی ۲۰۲۶، ونزوئلا یکی از تلخترین شبهای سالهای اخیر خود را پشت سر گذاشت. کشوری که با فقر و تحریم و جنگ دست به گریبان بوده دیشب فهمید که تلخترین شبها برای یک ملت را اغلب زلزلههای بزرگ میسازد. نخستین زمینلرزه، ساعت ۱۸:۰۴ به وقت محلی، با قدرت ۷.۲ ریشتر در نزدیکی کاراکاس رخ داد. هنوز مردم فرصت نکرده بودند از شوک اول خارج شوند که فقط ۳۹ ثانیه بعد، زمین دوباره لرزید؛ این بار با قدرت ۷.۵ ریشتر. لرزش دوم از اولی هم شدیدتر بود. متخصصان لرزهشناسی میگویند این بدترین شکل وقوع یک زلزله است.

تکانها تقریبا سراسر ونزوئلا را دربر گرفت و حتی در بوگوتا، پایتخت کلمبیا، هم احساس شد. در کاراکاس ساختمانهایی فروریختند، خیابانها پر از مردمی شد که با وحشت از خانههایشان بیرون آمده بودند و صدها امدادگر راهی مناطق آسیبدیده شدند. آمار اولیه از دستکم ۳۲ کشته و حدود ۷۰۰ مجروح خبر داد، اما سازمان زمینشناسی آمریکا هشدار داد که با ادامه عملیات آواربرداری، احتمال افزایش چشمگیر شمار قربانیان وجود دارد.

در منطقه چاکائو، دستکم دو ساختمان به طور کامل فرو ریخت و بیش از ۵۰۰ نیروی امدادی ساعتها زیر آوار به دنبال بازماندگان گشتند. مقامهای ونزوئلا برای جلوگیری از انفجارهای احتمالی، جریان گاز و سوخت تعدادی از ساختمانها را قطع کردند و از مردم خواستند تا اطلاع ثانوی به خانههای خود بازنگردند. دلسی رودریگز، رئیسجمهور موقت این کشور، هم با اعلام وضعیت اضطراری، مدیریت بحران را به فرماندهان نظامی سپرد و از مردم خواست در این شرایط کنار یکدیگر بمانند.

در همان ساعاتی که تصاویر آوار، دود و عملیات نجات از کاراکاس مخابره میشد، برای بسیاری از ایرانیها یک خاطره قدیمی دوباره زنده شد؛ خاطرهای که ۳۶ سال از آن گذشته، اما هنوز با شنیدن نام برزیل و اسکاتلند به ذهن میآید. یکی از تلخترین خاطرههای جمعی ملت ایران.
تابستان ۱۳۶۹ بود. جام جهانی ایتالیا شبها ایرانیها را مثل همه مردم دنیا بیدار نگه میداشت. همسنهای ما آن زمان بچه بودیم و امتحانهای نهایی را پشت سر میگذاشتیم ولی آنقدر فوتبالی بودیم که پای تلویزیون بنشینیم و برزیل-اسکاتلند تماشا کنیم. بله، آن شب هم بازی برزیل و اسکاتلند بود؛ مسابقهای که در ورزشگاه دلآلپی تورین برگزار شد و برزیل با گل دقیقه ۸۱ لوئیز مولر، یک بر صفر پیروز شد.
دقایقی از آغاز بامداد ۳۱ خرداد ۱۳۶۹ گذشته بود که زمین در شمال کشور به لرزه درآمد. زلزلهای ۷.۲ ریشتری، رودبار، منجیل و دهها شهر و روستای دیگر را در چند ثانیه ویران کرد. یکی از مرگبارترین بلایای طبیعی تاریخ ایران رقم خورد؛ فاجعهای که حدود ۴۰ هزار کشته و نزدیک به ۸۰ هزار مجروح بر جا گذاشت و صدها هزار نفر را بیخانمان کرد.

آنهایی که هنوز مسابقه را تماشا میکردند، ناگهان از دنیای فوتبال به دل کابوسی واقعی پرتاب شدند. صدای گزارشگر تلویزیون جای خود را به صدای فروریختن دیوارها، شکستن شیشهها و فریاد مردمی داد که در تاریکی شب به دنبال راه فرار یا عزیزانشان میگشتند.
سالها بعد، روایت مشترک بسیاری از بازماندگان همین بود؛ آنها بیدار بودند، چون برزیل و اسکاتلند را نگاه میکردند. بازماندگان میگویند زنده ماندند چون فوتبالی بودند و بیدار پای تلویزیون! هیچ پژوهش یا آمار رسمی ثابت نکرده که این بیدار ماندن باعث کاهش تلفات شده، اما این روایت آنقدر تکرار شد که به بخشی از حافظه جمعی ایرانیها تبدیل شد؛ اینکه یک مسابقه فوتبال، ناخواسته، با تلخترین شب زندگی هزاران نفر گره خورد و باعث زنده ماندن خیلیها شد.

و حالا، ۳۶ سال بعد، همان دو تیم دوباره در جام جهانی روبهروی هم قرار گرفتند و باز هم زمین، این بار در آن سوی دنیا، آرام نماند و تصمیم گرفت بلرزد. واقعا حیرتانگیز است. وقتی کمی عقب میایستیم و به این دو اتفاق، به این دو فکت فکر میکنیم مو به تنمان سیخ میشود. مگر میشود یک مسابقه فوتبال دو بار با زلزلههای مرگبار همزمان شود؟ عجب بازی نحسی است بازی برزیل و اسکاتلند.
این نکته را روشن کنیم که هدف از این جملات القای خرافات نیست. میدانیم این فقط یک تقارن تاریخی است و از نظر علمی و فیزیکی هیچ ارتباطی بین این مسابقه و وقوع زلزلهها وجود ندارد. اما تاریخ گاهی بازیهای عجیبی با حافظه انسان میکند. این به روان و ذهن آدمی برمیگردد. ذهن آدمی همیشه به دنبال پیدا کردن تقارنها و ساختن الگوها است. وقتی دو اتفاق، به خصوص وقتی تا این حد دردناک هستند، همزمان با برگزاری یک مسابقه میافتد هر چه کنیم نمیتوانیم از تقلای ذهنمان برای ایجاد اینهمانی بین آنها جلوگیری کنیم.
برای ایرانیها، برزیل و اسکاتلند همیشه یادآور بامداد تلخ رودبار و منجیل خواهد بود. و بیتردید از امروز برای مردم ونزوئلا هم نام این دو تیم، تا آخر تاریخ آن ملت شبی را تداعی خواهد کرد که در فاصله تنها ۳۹ ثانیه، زمین دو بار لرزید، شهرها را درهم شکست و زندگی هزاران نفر را برای همیشه تغییر داد.