سرویس سیاست مشرق - طی یک سال گذشته و همزمان با وقوع دو جنگ دوازدهروزه و چهلروزه، فصل تازهای از وطنفروشی برخی ایرانیان خارجنشین با پروژههای ضدایرانی آغاز شد؛ افرادی که کوشیدند با همسویی با آمریکا و اسرائیل، کمبودهای مالی و اعتبار اجتماعی خود را جبران کنند. بخشی از این افراد پیش از آغاز تحولات امنیتی و بخشی دیگر در جریان جنگ، به شبکه عناصر همکار با دشمن پیوستند و نقشآفرینی در پروژههای ضدملی را در دستور کار قرار دادند.
در این میان، وطنفروشی صرفاً به همکاری اطلاعاتی یا افشای مراکز و زیرساختهای حساس کشور برای ارتش متجاوز محدود نمیشد. یکی از مهمترین ابعاد این تقابل، همراهی رسانهای و تبلیغاتی با عملیات روانی دشمن بود؛ بهگونهای که شمار قابلتوجهی از فعالان رسانهای، کاربران فضای مجازی و بلاگرها در خدمت شبکههای تبلیغاتی وابسته به دشمن قرار گرفتند.
عادیسازی تجاوز به ایران، تشویق افکار عمومی به عدم همکاری با نهادهای اطلاعاتی و امنیتی کشور و همچنین راهاندازی کارزارهای تبلیغاتی برای جلوگیری از مجازات وطنفروشان، از جمله محورهای اصلی این پروژه رسانهای به شمار میرفت. علاوه بر همکاری رسانهای، عده زیادی نیز در لابیگری با اسرائیل در ایران مشغول شدند. در ادامه این گزارش، به کمیتهای مردمی خواهیم پرداخت که چهرههای مذکور را در یک وبسایت گرد هم آورده و بیوطنی آنها را عیان کرده است.

آشنایی با کمیته مجازات
اخیرا رسانهای با عنوان کمیته مجازات تاسیس شده که در آن، اطلاعات و مشخصات همراه با اسناد تصویری از عناصر خودفروخته جمعآوری شده و به مردم ایران معرفی میشوند. این رسانه مدعی است که اولین بانک اطلاعاتی حامیان حمله نظامی به ایران است. بررسی فهرست ارائهشده نشان میدهد که بخش عمده افراد معرفیشده در کشورهای غربی از جمله آمریکا، انگلیس، آلمان، کانادا و استرالیا مستقر هستند و فعالیت آنان عمدتاً در حوزههای رسانهای، فضای مجازی، لابیگری سیاسی، بلاگری، فعالیتهای حقوق بشری، کسبوکار و شبکهسازی اجتماعی تعریف شده است. در این میان، آمریکا، انگلیس، آلمان و کانادا سهم زیادی از پناهندگی این افراد را دارند. بسیاری از افراد معرفیشده در این سامانه، فعال رسانهای، اینفلوئنسر، تحلیلگر سیاسی یا عضو شبکههای مرتبط با اپوزیسیون فعالیت میکنند.

مطابق اطلاعات این بانک داده، همکاری با دشمن صرفاً در قالب اقدامات اطلاعاتی یا امنیتی توصیف نشده، بلکه طیف گستردهای از فعالیتهای رسانهای و تبلیغاتی را نیز شامل میشود. از تولید محتوا در شبکههای اجتماعی، فعالیت در رسانههای فارسیزبان خارج از کشور و تأثیرگذاری بر افکار عمومی گرفته تا مشارکت در کارزارهای سیاسی، لابیگری، حمایت از تحریمها و تلاش برای مشروعیتبخشی به اقدامات اسرائیل و آمریکا، از جمله مصادیقی است که در این فهرست بهعنوان همکاری با دشمن ذکر شده است.
همچنین برخی افراد به ارتباطات اقتصادی و تجاری، واسطهگری مالی یا انتقال اطلاعات درباره ایرانیان خارج از کشور فعال شدهاند. نکته قابل توجه دیگر، تنوع پیشینههای اجتماعی و حرفهای این افراد است. در میان اسامی مطرحشده، از مدیران برخی شرکتها گرفته تا فعالان دانشگاهی، کارآفرینان، مدیران بازاریابی، مشاوران املاک، بلاگرها و صاحبان کسبوکار دیده میشوند.


الگوی جدید تقابل با جمهوری اسلامی، بیش از آنکه مبتنی بر عملیات کلاسیک امنیتی و نظامی باشد، بر بستر جنگ شناختی، عملیات روانی و شبکهسازی رسانهای استوار شده است. برخلاف دهههای گذشته که تمرکز دشمن بر جذب عناصر اطلاعاتی یا اجرای اقدامات خرابکارانه مستقیم قرار داشت، در سالهای اخیر شاهد شکلگیری شبکهای چندلایه از فعالان رسانهای، اینفلوئنسرها، بلاگرها، فعالان سیاسی، صاحبان کسبوکار و برخی چهرههای دانشگاهی هستیم که با بهرهگیری از ظرفیت فضای مجازی و رسانههای فراملی، در مسیر اثرگذاری بر افکار عمومی ایرانیان فعالیت میکنند. تمرکز گسترده این افراد در کشورهای آمریکا، انگلیس، آلمان و کانادا نیز نشان میدهد که بخش مهمی از زیرساختهای این جنگ رسانهای در کشورهای غربی مستقر شده است.
اهمیت این شبکهها در تولید حجم گستردهای از محتوا با سلایق مختلف و روایتسازی همزمان پیرامون رویدادهای سیاسی و امنیتی است. بررسی عملکرد این طیف نشان میدهد که فعالیت آنان صرفاً به انتشار اخبار یا تحلیلهای سیاسی محدود نبوده، بلکه تلاش کردهاند از طریق ایجاد کمپینهای هماهنگ در شبکههای اجتماعی، عادیسازی فشار خارجی، مشروعیتبخشی به تحریمها، تخریب سرمایه اجتماعی نهادهای حاکمیتی و تأثیرگذاری بر ادراک عمومی جامعه ایرانی، اهداف جنگ شناختی را دنبال کنند. در چنین شرایطی، هر صفحه مجازی، کانال رسانهای یا حساب کاربری پرمخاطب میتواند به بخشی از زنجیره عملیات روانی تبدیل شود؛ زنجیرهای که هدف نهایی آن تغییر محاسبات افکار عمومی و تضعیف انسجام ملی است.
بر همین اساس، آنچه در این فهرست مشاهده میشود صرفاً مجموعهای از افراد پراکنده نیست، بلکه تصویری از یک اکوسیستم رسانهای و شبکهای است که در آن ظرفیتهای اقتصادی، رسانهای، دانشگاهی و اجتماعی بهصورت مکمل یکدیگر عمل میکنند.
به همین دلیل، مقابله با این پدیده صرفاً از مسیر اقدامات قضایی یا امنیتی امکانپذیر نیست و نیازمند تقویت سواد رسانهای، افزایش سواد شناختی جامعه، ارتقای توان روایتگری رسانههای داخلی و شناسایی سازوکارهای نوین عملیات روانی در فضای مجازی است؛ چراکه میدان اصلی تقابل امروز، بیش از هر زمان دیگری در ذهن مخاطبان و بسترهای رسانهای شکل میگیرد.
بر همین اساس نیز تولید روایتهای وحدت شکن و تخریب جناحی و مسئولان کشور، بخشهای فرسوده یا ضعیف این شبکه را ترمیم کرده و روایتسازی دشمن را شتاب میدهد.





