تن آسانی، امری روان شناختی یا فلسفی؟

عصر ایران دوشنبه 01 تیر 1405 - 09:11
برخی آبلوموف را مصداق جامعه رخوت زده اشرافی روسیه قرن نوزده می دانند که در برابر مدرنیته مقاومت می ورزد و همپای دگرگونی های جامعه پیش نمی رود.

برخی آبلوموف...... پیش نمی رود

عصر ایران؛ مهدی مالمیر- «ایوان گنجاروف »را خوانندگان پیگیر ادبیات داستانی با رمان مشهور «آبلوموف» می شناسند. داستان زندگی شاهزاده سی و دوساله و میانه بالایی که زندگی او دست خوش رخوتی هیولایی شده است. به زحمت از اتاق خواب بیرون می زند و برای ترک تخت خواب چندان رغبت و میلی از خود نشان نمی دهد.

برای نگه داشتن معشوقه به خود زحمت نمی دهد و خلاصه زندگی او در سستی و بی حالی و تنبلی می گذرد. همان که در سخن سعدی از آن به تن آسانی تعبیر شده است.

مرد عجیبی که حتی نیازی ندارد جوراب خود را خود از پایش درآورد و این کار را به مستخدم خانه سپرده است!

تفسیرهای زیادی از این کاراکتر داستان «ایوان گنجاروف» ارایه شده است.

تفسیر های فلسفی که نوعی آگاهی به پوچی زندگی را در رخوت و سستی شاهزاده می بینند بیشترین تفسیر است.

برخی هم آبلوموف را مصداق جامعه رخوت زده اشرافی روسیه قرن نوزده می دانند که در برابر مدرنیته مقاومت می ورزد و همپای دگرگونی های جامعه پیش نمی رود.

مدرنیته ای که از انسان کار و تلاش بی وقفه و ساختن و ساختن طلب می کرد نمی توانست با ضرباهنگ کُند و ملال انگیز طرز زندگی اشرافی و  سلوک اشرافیت آن روزگار روسیه کنار بیاید.

با این همه آبلوموفیسم امروز یکی از واژگانی است که روان شناسی از این رمان وام گرفته و روانشناسان برای تعریف شخصیت های بی اراده، سست و تنبل البته با در نظر گرفتن درجه و میزان تنبلی، از این واژه را استفاده می کنند.

مثل بسیاری از واژه ها که در طول زمان سفر می کنند و همچوم جهانگردی کهنه کار با هر سفر و گذشتِ هر دوره به دانسته های شان اضافه می شود و دگرگونی می یایند، ابلوموفیسم در آغاز، به مثابه ناسزای سیاسی از سوی «ایوان ایلیچ لنین» رهبر انقلاب روسیه به کار گرفته شد.

لنین نه فقط مخالفان سیاسی را به تنبلی فکر و نوعی آبلوموفیسم فکری متهم و محکوم می کرد بلکه تمام دستگاه بوروکراسی روسیه راغوطه ور در بیماری آبلوموفیسم می دانست و از دست آنها گله و شکایت داشت.

زمان گذشت تا اندکی تنبلی و نخوت از بار منفی یی که بر گردن آن گذاشته شده بود، خود را خلاص کند و کار بی وقفه تقبیح و فراغت و گهگاه تنبلی و کاری نکردن لازمه دنیای مدرن شناخته شود.

فیلسوفان بزرگی همچوم «برتراند راسل» در باب ستایش تنبلی قلم زدند و اندکی فراغت و هیچ کاری نکردن را برای خودشناسی و آسایش روان ضروری دانستند.

راسل اما «بیکاری هدف مند» را در جایگاه  بطالت نشاند. بیکاری و فراغتی که به فرهیختگی انسان می انجامد. با خلاصی از تلاش معاش و ماشینی شدن زندگی، انسان می تواند زمان اش را بیشتر صرف علم و هنر و ادبیات کند.

انسان مدرن بدون آشنایی با فضایل فرهنگی چندان فرقی با پیچ و مهره دستگاه های عریض و طویل مدرن و ماشین های غول آسا نمی کند و به ساحت موجودی تک بعدی می لغزد.

اگر شخصیت داستان ایوان گنجاروف نوعی ناخوشی عصبی یا  شاید به این باور رسیده بود که دنیا چنان پوچ است که نیازی به تقلا و کشمکش پیدا نمی کند، بطالت برتراند راسل اما نوعی بطالت خود خواسته با هدف نزدیک شدن به زندگی مدرن از طریف هنر و ادبیات و فرهنگ به شمار می رود.

زمانی فردریش نیچه فیلسوف و زبان شناس آلمانی با خواندن کتاب های «فئودور داستایوفسکی» گفته بود: داستایوفسکی تنها کسی است که از روان انسان چیزی به من آموخته است.

گنجاروف نیز با کتاب مشهور « آبلوموف» کمک دیگری به علم روانشناسی کرده و واژه ای برای نامیدن طیف گسترده ای بیمارانی که از رخوتناکی و تنبلی و سستنی در رنج و عذاب هستند، به ارمغان آورده است.

ایوان گنجاروف اما برخلاف شخصیت داستانش فردی تن آسان به نظر نمی رسد. در خانواده ای اشرافی در هژده ژوئن متولد شد. تحصیل کرد. در مشاغل دولتی کار کرد . چندین کتاب و شعر نوشت و در زندگی اش نقشی از تنبلی دیده نمی شود.

رمان آبلوموف چنان نوشته شده که گهگاه رخوت کاراکتر اصلی داستان دامن گیر خواننده هم می شود و ملال آور می شود اما در هر حال یکی از شناخته شده ترین رمان های روسی است.

داستایوفسکی بزرگ این کتاب را بر گرفته از «ذهنی پویا» خوانده و «ایوان تورگینف»  نویسنده رمان مشهور « پدران و فرزندان» در جایی گفته است: « تا زمانی که یک روس زنده است، آبلوموف نیز زنده است».

این نیز گفتنی است که گنجاروف به گونه ای پیامبرگونه در این کتاب زوال نظام ارباب-رعیتی( سرواژ) را در روسیه قدیم پیش بینی کرده بود.

[6/21/2026 4:27 PM] Khadir: خواندن این رمان برای علاقه مندان ادبیات به خصوص ادبیات قرن نوزده روسیه خالی از لطف و نکته نیست.این کتاب با ترجمه روان جناب « سروش حبیبی» به بازار کتاب روانه شده است.

...........

* عصر ایران: صورت درست کلمه بر خلاف تصور رایج " تن آسان" است نه تن آسا چون آسا پسوند شباهت است مثل مهرآسا یا برق آسا یعنی شبیه خورشید و شبیه برق و در اینجا غرض تشبیه به تن نیست و قافیه در شعر سعدی هم نشان می دهد تن آسان است و تن آسانی و نه تن آسا و تن آسایی. این شعر مشهور و ضرب المثل شده:

ایها الناس! جهان جای تن آسانی نیست

مرد دانا به جهان داشتن ارزانی نیست

منبع خبر "عصر ایران" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.