جنگ با ایران؛ از وعده‌های بزرگ تا نتایج اندک | آتش‌بس پذیرش یک واقعیت تلخ بود | تنها راه پیش روی ترامپ برای حفظ تعادل

اقتصادنیوز یکشنبه 31 خرداد 1405 - 15:15
اقتصادنیوز: این عدم تقارن باعث شده تا پذیرش بن‌بست برای واشنگتن بسیار دشوارتر از تهران باشد. آمریکا نمی‌تواند سلطه منطقه‌ای ایران را تحمل کند، اما همان‌گونه که تحولات ماه‌های اخیر نشان داده‌اند، جنگ ابزار مناسبی برای مهار این نفوذ نیست. این نگرانی‌ها نیازمند ابزارهایی متفاوت و هدفمندتر هستند.

به گزارش اقتصادنیوز، بن‌بست راهبردی شاید آخرین نتیجه‌ای باشد که مقامات سیاسی در انتهای روندهای دیپلماتیک انتظار آن را دارند.

در شرایط بن‌بست نه مسئله‌ای حل می‌شود و نه هیچ یک از طرف‌های منازعه را به رضایت می‌رساند. در چنین شرایطی، معمولا طرف ضعیف‌تر اعلام پیروزی می‌کند، چرا که توانسته در عین رویارویی با قدرتی بزرگ‌تر، انسجام و ماهیت خود را حفظ کند و سربلند از آزمون بقا بیرون بیاید.

توافقی به کام ایران

حسین بنایی در نشریه فارن‌افرز نوشت: پس از 107 روز خصومت و تقابل آشکار میان ایران و آمریکا، این دو کشور درنهایت تفاهم‌نامه‌ای را برای بازگشایی تنگه هرمز و رفع محاصره دریایی بنادر ایران امضا کردند. این درحالی است که توافق به هیچ یک از اختلاف ‌نظرهای ساختاری میان این دو کشور، پایان نداده است.

در این میان، مفاد توافق شرایط بسیار مطلوبی را برای ایران فراهم می‌کند؛ رفع تحریم‌های نفتی، آزادسازی دارایی‌های بلوکه شده و تعهد آمریکا به ایجاد یک صندوق 300 میلیارد دلاری برای بازسازی خسارات جنگ.

این درحالی است که هرگونه مذاکرات درباره مسئله هسته‌ای و موشکی ایران، به نقطه نامعلومی در آینده موکول شده است.

تنگه هرمز

اهرم فشار قیمت انرژی

برای شخصی چون دونالد ترامپ، چنین نتیجه‌ای اصلا جالب نیست. او زمانی که در فوریه گذشته حملات مشترک با اسرائیل به ایران را آغاز کرد، به مردم آمریکا قول پایان دادن به برنامه هسته‌ای و موشکی ایران را داد؛ اهدافی که هیچکدام به وقوع نپیوستند.

درحقیقت، جنگ نشان داد که تهران بیش از آنچه که تحلیل‌ها پیش‌بینی کرده‌اند توانایی مقاومت دارد. تهران با بستن تنگه هرمز و افزایش قیمت جهانی انرژی ثابت کرد که ابزاری را در اختیار دارد که به موجب آن می‌تواند کشورهای دیگر، از جمله آمریکا را برای رسیدن به خواسته‌های خود تحت فشار بگذارد. افزایش هزینه‌های بنزین یکی از اصلی‌ترین دلایل پایان دادن به درگیری توسط ترامپ بود.

وعده‌های بزرگ و نتایج اندک

از همان لحظات آغازین جنگ، واشنگتن با استفاده از کلمات اغراق‌آمیز و ادعای پیروزی حداکثری، خود را در موقعیتی بسیار دشوار قرار داد.

در پیام اعلام جنگ، دونالد ترامپ اذعان کرد که نه‌تنها برنامه هسته‌ای ایران را نابود می‌کند، بلکه برنامه و صنعت موشکی این کشور را تا مرز کامل برچیده شدن می‌برد. او در ادامه ادعا کرد که آمریکا نیروی دریایی ایران را نابود خواهد کرد و به نفوذ و قدرت منطقه‌ای ایران پایان خواهد داد.

بنابراین، رئیس‌جمهور آمریکا در اولین مصاحبه خود بعد از جنگ، اهدافی بسیار بلند‌پروازانه را مطرح کرد و سطح انتظارات نسبت به نتیجه جنگ را بالا برد.

نتیجه اصلا تعجب آور نبود

شکست ترامپ در محقق کردن چنین وعده‌هایی، اصلا جای تعجب نداشت. ایران به‌سرعت فرماندهان جدیدی را جایگزین کرد و به مقاومت ادامه داد. واشنگتن ادعا کرد که توان نظامی ایران را تاحد زیادی نابود کرده است، اما تهران همچنان به حملات موشکی ادامه داد و پایگاه‌های آمریکایی را در سرتاسر منطقه، مورد حمله قرار داد. از همه مهم‌تر، مقامات ایرانی دریافتند که می‌توانند تنگه هرمز را ببندند و با ایجاد کمبود در بازار انرژی، به دولت واشنگتن فشار بیاورند.

آتش‌بس پذیرش یک واقعیت تلخ بود

در نهایت، ترامپ ناچار شد تا واقعیت را بپذیرد و با ایران به یک توافق آتش‌بس برسد. البته در روزهای نخست پس از توافق، درگیری‌ها بیش از آنکه کاملا متوقف شوند، فروکش کردند. اسرائیل با نادیده گرفتن تأکید تهران مبنی بر اینکه آتش‌بس باید شامل حملات اسرائیل نیز باشد، حملات خود به مواضع حزب‌الله در لبنان را ادامه داد. از سوی دیگر، نیروهای آمریکایی و ایران نیز به‌طور پراکنده مواضع یکدیگر را در اطراف تنگه هرمز هدف قرار می‌دادند.

در تمام این مدت، واشنگتن از خواسته‌های حداکثری خود در مذاکرات صلح عقب ننشست و آمریکا خیلی زود برای وادار کردن ایران به تسلیم، به محاصره دریایی این کشور روی آورد؛ اما این فشار نیز نتیجه‌ای در بر نداشت. در آغاز ماه ژوئن، جامعه اطلاعاتی آمریکا به این جمع‌بندی رسید که حکومت ایران می‌تواند برای مدت نامحدود در برابر این فشارها دوام بیاورد. در نتیجه، دولت ترامپ گزینه‌ای جز پذیرش توافقی که همه درگیری‌ها را متوقف کرده و امکان بازگشایی تنگه هرمز را فراهم کند، نداشت.

اکنون ترامپ تلاش می‌کند تا آتش‌بس جدید را به‌عنوان یک پیروزی معرفی کند و مدعی است که انزوای مداوم ایران و آسیب‌پذیری بیشتر آن در برابر حملات آمریکا،در نهایت تهران را به تسلیم وادار خواهد کرد.

در مقابل، ایران هم دلایل محکمی برای ادعای پیروزی دارد؛ روایتی که هم ساده‌تر است و هم با واقعیت‌های میدانی سازگاری بیشتری دارد. مقاماتی ایرانی به‌درستی یادآوری می‌کنند که حکومت توانست چندین هفته بمباران را تاب بیاورد. از سویی، ایران همچنان صدها کیلوگرم اورانیوم غنی‌شده در اختیار دارد و ظرفیت ادامه غنی‌سازی خود را نیز حفظ کرده است. مهم‌تر از همه، تهران نشان داد که قادر است بر مهم‌ترین گذرگاه انتقال نفت جهان تسلط پیدا کند.

trump

پیروزی ژئوپلیتیک با وجود آسیب اقتصادی

نویسنده مدعی شد: البته این به معنای آن نیست که ایران ناگهان به یک قدرت بزرگ تبدیل شده است. اقتصاد و زیرساخت‌های کشور حتی پیش از جنگ نیز تحت فشار شدیدی قرار داشتند و در نتیجه حملات آمریکا و اسرائیل، وضعیت اقتصادی و زیرساختی کشور به‌مراتب وخیم‌تر شده است. بنابراین در حالی که موقعیت داخلی تضعیف شده است، جایگاه ژئوپلیتیکی آن بهبود یافته است.

تهران با در اختیار گرفتن کنترل تنگه هرمز، اهرم فشاری به دست آورده که پیش‌تر فاقد آن بود؛ ابزاری که در مذاکرات هسته‌ای و همچنین برای جلوگیری از حملات احتمالی آینده آمریکا، قدرت چانه‌زنی بیشتری را در اختیارش قرار می‌دهد.

ایران متخصص مدیریت بن‌بست است

ایران در مدیریت وضعیت‌های بن‌بست تجربه‌ای طولانی دارد. نزدیک به پنج دهه است که بخشی از هویت سیاسی این کشور را بر پایه رقابت دائمی با آمریکا تعریف شده است. در این مسیر، تهران آموخته که چگونه فشارهای سنگین واشنگتن را تحمل کند.

در واقع، ایران همواره تلاش کرده تا روابط با آمریکا را در نوعی تعادل ناخوشایند نگه دارد؛ وضعیتی که نه پیشرفت چشمگیری در آن رخ می‌دهد، و نه تنش‌ها به سطحی می‌رسد که به یک تهاجم تمام‌عیار منجر شود.

در مقابل، آمریکا هرگز با چنین وضعیتی راحت نبوده است. مقام‌های آمریکایی سال‌هاست خواهان محدود شدن برنامه هسته‌ای ایران و برچیده شدن زرادخانه موشکی آن هستند؛ اهدافی که در شرایط بن‌بست سیاسی قابل دستیابی نیست.

چرا واشنگتن بیش از تهران از بن‌بست ناراضی است؟

این عدم تقارن باعث شده تا پذیرش بن‌بست برای واشنگتن بسیار دشوارتر از تهران باشد. آمریکا نمی‌تواند سلطه منطقه‌ای ایران را تحمل کند، اما همان‌گونه که تحولات ماه‌های اخیر نشان داده‌اند، جنگ ابزار مناسبی برای مهار این نفوذ نیست. این نگرانی‌ها نیازمند ابزارهایی متفاوت و هدفمندتر هستند.

راه‌حل هسته‌ای؛ معامله به‌جای تقابل

نویسنده مدعی شد: اما در مدیریت برنامه هسته‌ای ایران، آمریکا برخی ابزارها را در اختیار دارد. احتمالا تهران هرگز با توقف کامل غنی‌سازی اورانیوم موافقت نکند، اما همچنان انگیزه خواهد داشت در ازای رفع تحریم‌ها، توافقی را بپذیرد که محدودیت‌های معناداری را بر برنامه هسته‌ای خود اعمال کند.

اسرائیل و ایران

اسرائیل مانع بزرگ هر توافق احتمالی است

در ادامه، احتمالا کشورهای عربی خلیج فارس از چنین توافقی حمایت خواهند کرد. آنها که هم هدف حملات تلافی‌جویانه ایران قرار گرفته‌اند و هم از تبعات اقتصادی بسته شدن تنگه هرمز آسیب دیده‌اند، ترجیح می‌دهند تا با یک ایران در صلح مواجه باشند تا ایرانی درگیر جنگ.

اما اسرائیل چنین نگاهی ندارد. از دید تل‌آویو، ایران تهدیدی وجودی است که باید به تسلیم کامل وادار شود. به همین دلیل، اسرائیل بارها تلاش کرده تا روند مذاکرات صلح را مختل کند.

برای نمونه، ارتش اسرائیل در ۱۴ ژوئن و درست زمانی که تهران و واشنگتن در حال نهایی کردن توافق بودند، جنوب بیروت را هدف حمله قرار داد. ایران نیز آماده پاسخ‌گویی شد، اما دیپلمات‌های آمریکایی با وعده مهار حملات اسرائیل علیه حزب‌الله، زمینه تکمیل توافق را فراهم کردند.

با این حال، واشنگتن باید بداند که احتمالا این کارشکنی‌ها ادامه‌دار است. حتی ممکن است اسرائیل در آینده با حمله مستقیم به تأسیسات هسته‌ای ایران، دوباره آتش جنگ را شعله‌ور کند.

برای جلوگیری از چنین سناریویی، آمریکا باید از اهرم‌های فشار خود بر متحد قدیمی خود استفاده کند؛ از جمله مشروط کردن فروش تسلیحات، کاهش همکاری‌های اطلاعاتی و محدود کردن حمایت‌های دیپلماتیک از این رژیم

مدیریت مسالمت‌آمیز رابطه پیچیده با تهران

با این حال، واقعیت آن است که ایران نشان داده می‌تواند فشارهای شدید را تحمل کند و حتی در شرایطی که توان تهاجمی‌اش آسیب دیده، هزینه‌های سنگینی را به آمریکا تحمیل کند.

حتی اگر واشنگتن اراده لازم برای یک جنگ زمینی طولانی‌مدت را هم داشته باشد، دولت کنونی فاقد چشم‌انداز و انضباط لازم برای چنین عملیاتی است. ازسرگیری جنگ تنها موجب مصرف گسترده مهمات و سامانه‌های رهگیری آمریکا، افزایش تورم جهانی و فرسایش صبر متحدان واشنگتن خواهد شد.

به همین دلیل، زمان آن رسیده که آمریکا یک حقیقت هرچند تلح را بپذیرد؛ اینکه در یک بن‌بست واقعی گرفتار شده است. واشنگتن باید به جای اندیشیدن به شکست کامل ایران، بر مدیریت مسالمت‌آمیز یک رابطه پیچیده و تقابلی تمرکز کند.

شاید چنین رویکردی جذاب و قهرمانانه به نظر نرسد؛ چون تساوی هیچ‌گاه هیجان‌انگیز نیست. اما شاید تنها راه آمریکا برای حفظ تعادل باشد.

منبع خبر "اقتصادنیوز" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.