از خادمی حرم رضوی تا شهادت؛ روایت زندگی شهید احسان قاسمی+ فیلم

خبرگزاری تسنیم یکشنبه 31 خرداد 1405 - 11:40
روایت مادر شهید قاسمی، نوجوان قمی که از خادمی حرم رضوی تا شهادت، مسیر عشق و خدمت را پیمود.

به گزارش خبرگزاری تسنیم از قم،  شهادت پایان یک زندگی طولانی نیست؛ پایان مسیری کوتاه اما سرشار از معناست. شهید احسان قاسمی، نوجوانی که بخشی از روزهای زندگی خود را در خدمت به زائران حرم مطهر رضوی سپری می‌کرد و افتخار خادمی امام رضا(ع) را بر دوش داشت، امروز نامش در میان شهدای حمله موشکی رژیم صهیونیستی ثبت شده است.

خبر شهادت او در 31 خرداد 1404 در جنگ 12 روزه، برای بسیاری با تصویری آشنا گره خورد؛ نوجوانی خوش‌رو و پرتلاش که در سنی سرشار از آرزو، آینده و رویاهای جوانی، خدمت به مردم و دلبستگی به ارزش‌های دینی را بخشی از سبک زندگی خود قرار داده بود. او اگرچه عمر کوتاهی داشت، اما آنچه از خود به جا گذاشت، فراتر از خاطرات یک نوجوان 16 ساله است؛ روایتی از مسئولیت‌پذیری، ایمان و حضوری اثرگذار در میان خانواده، دوستان و هم‌محله‌ای‌هایش.

این گزارش، نگاهی به زندگی شهید احسان قاسمی دارد؛ قاسمی دیگر که جان فدای آرمان های دینی اش شد نوجوانی که زندگی کوتاهش، خاطراتی ماندگار و روایت‌هایی فراموش‌نشدنی برای نزدیکانش به یادگار گذاشت.

روایت زندگی نوجوانی که در حمله رژیم صهیونسیتی آسمانی شد 

برای شناخت بهتر این شهید نوجوان 16 ساله قمی، پای صحبت های باارزش بانو زهرا رمضانی نشستیم؛ مادری که هنوز از خاطرات روزهای کودکی و شور و شوق فرزندش برای خدمت در جوار حرم رضوی با بغض و افتخار یاد می کرد از روزهایی که علاقه به خدمت در حرم امام رضا علیه السلام در وجودش جوانه زد تا آخرین دیداری که دیگر تکرار نشد...

مادر شهید احسان قاسمی وقتی از فرزندش سخن می‌گوید، بیش از هر چیز از ایمان و ارادت او به اهل‌بیت(ع) یاد می‌کند.

«پسرم از کودکی دل‌بسته اهل‌بیت (ع) بود. عشق به خاندان پیامبر در تمام رفتار و زندگی‌اش موج می‌زد. وقتی لباس خادمی امام رضا (ع) را بر تن می‌کرد، انگار به آرزوی قلبی‌اش رسیده بود. همیشه می‌گفت بزرگ‌ترین افتخارم این است که خادم امام رضا (ع) باشم.

هر سال دو نوبت، و هر بار حدود ده روز، راهی مشهد مقدس می‌شد تا در چایخانه حضرت خدمت کند. با شوق و اشتیاقی وصف‌ناشدنی به زائران امام رضا (ع) خدمت می‌کرد و این خدمت را نعمتی بزرگ از جانب خدا می‌دانست و راضی نبود تحت هیچ شرایطی این توفیق را از دست بدهد. وقتی از مشهد برمی‌گشت، حال و هوایش عوض شده بود؛ آرامش و معنویت خاصی در وجودش دیده می‌شد.

امروز که به یادش می‌افتم، یقین دارم عشق و ارادت خالصانه‌اش به اهل‌بیت (ع) و امام مهربانی‌ها، چراغ راه زندگی‌اش بود و او را به مقام والای شهادت رساند».

.

مادر شهید، احترام به پدر و مادر را یکی از برجسته‌ترین ویژگی‌های فرزندش می‌داند و می‌گوید: «احترام به والدین برای احسان یک اصل بود. هیچ‌وقت نه صدایش را برای پدر و مادرش بلند کرد و نه روی حرف ما حرفی زد. اگر تصمیمی داشت، اول رضایت ما را جلب می‌کرد. معتقد بود دعای پدر و مادر گره‌های زندگی را باز می‌کند».

وی از روحیه فرهنگی و دغدغه‌مندی فرزندش نیز سخن می‌گوید: «احسان دوست نداشت فقط برای خودش زندگی کند همیشه به فکر دیگران بود حتی در محل کار پدرش پیگیر برگزاری نماز جماعت و هیئت هفتگی می شد بر این باور بود اگر جوان‌ ها با مسجد و هیئت مأنوس شوند، بسیاری از آسیب‌ها از جامعه دور می‌شود به همین دلیل برای اقامه ی نمازهای روزانه هم در مساجد مختلف استان به اتفاق خانواده حاضر می شدیم».

"طرح احسان"اقدامی که ماندگار شد

یکی از ماندگارترین یادگارهای فرزند شهیدم، اختصاص اتاق کوچکی در محل کار پدرش بود؛ که البته برای او فقط دفتر کار نبود، بلکه تبدیل به پایگاهی برای اجرای طرح ها و برنامه های مختلف فرهنگی و مذهبی شد.

وی با عشق و دغدغه فرهنگی، فعالیت‌های مختلفی را از همانجا ساماندهی می‌کرد. یکی از ارزشمندترین اقداماتش راه‌اندازی طرح حفظ قرآن بود که بعد از شهادتش به نام «طرح احسان» شناخته شد و به لطف خداوند همچنان ادامه دارد و افراد بسیاری از برکات آن بهره‌مند می‌شوند.

این اتاق همچنین محل برنامه‌ریزی و برگزاری مراسم‌های مذهبی و فرهنگی بود؛ از جشن‌های اعیاد اهل‌بیت (ع) گرفته تا محافل قرآنی، جلسات زیارت عاشورا، برنامه‌های مناسبتی و فعالیت‌های خیرخواهانه.

وی معتقد بود که باید هر فرصتی را برای ترویج فرهنگ قرآن و اهل‌بیت (ع) غنیمت شمرد و تمام توان خود را در این مسیر به کار می‌گرفت.

شهید , جنگ تحمیلی 12 روزه رژیم صهیونیستی علیه ایران , شهدای جنگ 12 روزه , اخبار قم ,

امروز هرگاه به آن اتاق نگاه می‌کنیم، تنها یک فضای کاری را نمی‌بینیم؛ بلکه خاطرات جوانی مؤمن، پرتلاش و دلباخته قرآن و اهل‌بیت (ع) را به یاد می‌آوریم که با اخلاص و عشق، بذر بسیاری از کارهای فرهنگی و معنوی را در آنجا کاشت؛ بذرهایی که پس از شهادتش نیز همچنان ثمر می‌دهند و یاد و نام او را زنده نگه داشته‌اند.

مادر شهید، بصیرت و آگاهی سیاسی فرزندش را نیز از ویژگی‌های شاخص او می‌داند: «نسبت به کشورش غیرت عجیبی داشت. اخبار و مسائل روز را با دقت دنبال می‌کرد. همیشه می‌گفت امنیت و آرامش امروز کشور به آسانی به دست نیامده در واقع عشق به وطن در وجود فرزندم ریشه داشت و همیشه خود را در برابر مردم و کشورش مسئول می‌دانست. هرگاه سخنی از ایران به میان می‌آمد، با غیرت و حساسیت ویژه‌ای درباره حفظ امنیت، وحدت و عزت کشور صحبت می‌کرد.

اگر امروز در میان ما بود، بی‌تردید در صحنه خدمت به مردم حضور داشت؛ در موکب‌ها خدمت می‌کرد، در برنامه‌های مردمی میدان‌دار بود و دیگران را به همدلی، اتحاد و مسئولیت‌پذیری دعوت می‌کرد. او باور داشت که در روزهای سخت، وظیفه هر ایرانی است که در کنار مردم و کشورش بایستد.

مادر ادامه می دهد: بخش مهمی از دغدغه‌های او آگاهی‌بخشی بود. در فضای مجازی نیز همواره تلاش می‌کرد مردم را نسبت به مسائل کشور آگاه کند. او اعتقاد داشت که آگاهی، بصیرت و حفظ وحدت ملی، مهم‌ترین سرمایه یک ملت است و همواره دیگران را به شناخت بهتر مسائل و حفظ انسجام کشور دعوت می‌کرد.

شهید , جنگ تحمیلی 12 روزه رژیم صهیونیستی علیه ایران , شهدای جنگ 12 روزه , اخبار قم ,

در کنار عشق به وطن، دلبستگی عمیقی به ارزش‌های دینی و اهل‌بیت (ع) داشت. باور داشت که ایمان، اخلاق، خدمت به مردم و دفاع از عزت و استقلال کشور، مسیر سعادت فرد و جامعه است.

امروز یاد این شهید عزیز برای ما یادآور جوانی مؤمن، مسئولیت‌پذیر، خدمتگزار و دلسوز مردم است که همه توان خود را برای اعتلای ارزش‌هایی که به آن‌ها باور داشت به کار گرفت و در این راه به آرزوی دیرینه خود، یعنی شهادت، رسید.

دلتنگی برای برادری که آسمانی شد

مادر شهید با نگاهی به قاب عکس فرزندش، لحظه‌ای سکوت می‌کند و سپس از دلتنگی دو برادر کوچک احسان می‌گوید؛ دلتنگی‌ای که در هیچ واژه‌ای نمی‌گنجد.

«احسان فقط برادرشان نبود؛ رفیق، تکیه‌گاه و الگویشان بود. هر جا می‌رفتند، دوست داشتند کنار او باشند. وقتی از مسجد برمی‌گشت، دورش جمع می‌شدند و به حرف‌هایش گوش می‌دادند. حالا نبودنش برای آن‌ها خیلی سنگین است.»

به گفته مادر، هنوز هم جای خالی شهید در جمع‌های خانوادگی احساس می‌شود.

« برادرهای 8 و 12 ساله احسان گاهی وارد اتاقش می‌شوند، عکس‌هایش را نگاه می‌کنند و از خاطراتشان می‌گویند. دلتنگ هستند، اما به برادرشان افتخار می‌کنند».

مادر با بغضی آرام ادامه می‌دهد: «احسان برای برادرهایش فقط یک خاطره نیست؛ هنوز هم الگوی زندگی‌شان است. هر وقت می‌خواهند کاری انجام دهند، با خودشان فکر می‌کنند که اگر احسان بود چه می‌گفت و چه می‌کرد. شاید جسمش کنار ما نباشد، اما حضورش در این خانه و در دل برادرهایش همچنان زنده است».

شهید , جنگ تحمیلی 12 روزه رژیم صهیونیستی علیه ایران , شهدای جنگ 12 روزه , اخبار قم ,

عروجی به زیبایی ندای «الله اکبر»

مادر از شب شهادت احسان می گوید: سی‌ویکم خرداد، شبی بود که هرگز از خاطرمان پاک نخواهد شد. ساعتی قبل از آن، از مسجد مقدس جمکران به منزل بازگشته بودیم. فضای خانه آرام بود و هیچ‌کس گمان نمی‌کرد که تا دقایقی دیگر سرنوشت دیگری در انتظارمان باشد.

ناگهان صدای مهیب انفجارها سکوت شب را در هم شکست. دشمن با شلیک چند موشک‌ منزل ما را هدف قرار داده بود. در میان آن لحظات هولناک، سقف خانه فرو ریخت و ترکش‌های موشک به داخل خانه نفوذ کرد. یکی از آن‌ها به پهلوی احسان اصابت کرد و موشک دیگری به کمدی برخورد کرد که سال‌ها خاطرات، یادگاری‌ها و بخشی از زندگی او را در خود جای داده بود.

در همان لحظات، میان صدای انفجار و ویرانی، صدای اذان به گوش می‌رسید؛ صدایی که در آن فضای آمیخته به دود، آتش و اضطراب، حال و هوایی عجیب داشت. بوی باروت همه جا را فرا گرفته بود. تاریکی، گرد و غبار و کمبود اکسیژن نفس کشیدن را دشوار کرده بود. کسی به درستی نمی‌دانست چه اتفاقی افتاده و چه بر سر عزیزانمان آمده است.

وی ادامه می دهد : آن شب برای ما تنها یک حادثه نبود؛ شبی بود که زندگی‌مان برای همیشه تغییر کرد. در میان دود و آوار، حرکت برایم بسیار مشکل شده بود ترکش به دستم اصابت کرده بود و توان جابه جایی نداشتم و در آن لحظه فقط به احسان و بچه‌ها فکر می‌کردم.

شهید , جنگ تحمیلی 12 روزه رژیم صهیونیستی علیه ایران , شهدای جنگ 12 روزه , اخبار قم ,

شهادت و حسرتی که جانسوز شد

با گفتن این حرف صدایش می‌لرزید: بزرگترین حسرتی که بر دل من مانده، این است که در آخرین لحظات نتوانستم کنار احسان باشم. آن شب که خانه بر اثر اصابت موشک‌ها ویران شد و گودال‌های عمیقی در بخش‌های مختلف خانه ایجاد شده بود، همه چیز در میان دود، تاریکی و آوار گم شده بود.

من با چشمانی مضطرب و نگران به دنبال فرزندم می‌گشتم، اما او را پیدا نکردم. هر گوشه‌ای را نگاه می‌کردم و نامش را صدا می‌زدم، اما پاسخی نمی‌شنیدم. هنوز هم وقتی آن لحظات را به یاد می‌آورم، با خود می‌گویم کاش زودتر به او می‌رسیدم، کاش در کنار او بودم، کاش آخرین نگاهش را می‌دیدم و آخرین بار صدایش را می‌شنیدم.

بله در آن شب احسان من، نوجوان 16 ساله ای که عمر خود را با قرآن، نماز، خدمت به مردم، عشق به اهل‌بیت(ع) و دفاع از ارزش‌هایش سپری کرده بود، آسمانی شد و نامش در شمار شهیدان ثبت و خداوند بهترین سرنوشت را برایش رقم زد و نام و یاد او در دل کسانی که می‌شناختندش، برای همیشه زنده خواهد ماند.

وقفی برای تقویت توان موشکی کشور 

این بار مادر از قول پدر سخن می‌گوید: بعد از شهادت پسرم به دست دشمن صهیونیستی، داغی بر دلم نشست که هیچ چیز نمی‌توانست آن را کم کند. سال‌ها برای آینده فرزندم پس‌انداز کرده بودم؛ برای روزهای پیش‌رو، برای آرزوهایی که قرار بود با هم بسازیم، اما وقتی او را از ما گرفتند، دیگر آن پول برای من معنای گذشته را نداشت.

شهید , جنگ تحمیلی 12 روزه رژیم صهیونیستی علیه ایران , شهدای جنگ 12 روزه , اخبار قم ,

با خودم گفتم وقتی فرزند انسان به دست دشمن کشته می‌شود، پدر و مادر حاضرند همه زندگی‌شان را برای خونخواهی او و دفاع از حق فدا کنند. من توان رسیدن مستقیم به دشمن را نداشتم، اما می‌خواستم سهمی در ایستادگی و مقابله با ظلم داشته باشم. به همین خاطر هزینه‌ای را که برای آینده پسرم کنار گذاشته بودم، در اختیار نیروهای مدافع و رزمندگان قرار دادم تا در مسیر دفاع از کشور و مقابله با دشمن به کار گرفته شود.

این کار فرزندم را به ما برنمی‌گرداند و داغ او را از دلم نمی‌برد، اما احساس می‌کنم به عهدی که با خون او بسته‌ام وفادار مانده‌ام. هر پدری پس از، از دست دادن فرزندش به دنبال راهی برای آرام کردن دل خود می‌گردد؛ برای من، این راه آن بود که داشته‌هایم را در مسیری قرار دهم که گمان می‌کنم ادامه راه و آرمان فرزند شهیدم است. این تنها کاری بود که می‌توانستم انجام دهم تا اندکی آرامش پیدا کنم و احساس کنم در برابر خون او بی‌تفاوت نمانده‌ام».

از میان دود و آوار؛ اتاقی که به نام شهید احسان زنده ماند

روزی که همه چیز در میان غرش سهمگین موشک و آوار دود و آتش سوخت و هر گوشه از خانه نشانی از ویرانی داشت؛ دردناک‌ترین صحنه، اتاق شهید بود. موشکی بر پهلو و قلب احسان و موشک دیگر درست بر کمدی فرود آمده بود که سال‌ها خاطرات احسان را در خود جای داده بود؛ لباس‌های خادمی حرم، یادگاری‌های دوران نوجوانی، دفترچه‌ها، عکس‌ها و نشانه‌هایی که هر کدام بخشی از زندگی او را روایت می‌کردند. در یک لحظه، شعله و انفجار همه آن خاطرات را با خود برد. 

شهید , جنگ تحمیلی 12 روزه رژیم صهیونیستی علیه ایران , شهدای جنگ 12 روزه , اخبار قم ,

پس از آن حمله رژیم صهیونسیتی و تخریب منزل، خانواده شهید در خانه‌ای دیگر ساکن شدند؛ خانه‌ای که اگر چه تازه بود، اما جای خالی احسان در آن به‌روشنی احساس می‌شد. با این حال، اهل خانه تصمیم گرفتند یاد او را تنها در قاب عکس‌ها حفظ نکنند. یکی از اتاق‌های خانه جدید به نام «اتاق شهید احسان» شناخته شد؛ اتاقی ساده و آرام که به مأمنی برای عبادت، تلاوت قرآن، دعا و خلوت‌های معنوی خانواده تبدیل شد.

امروز هر کس وارد آن اتاق می‌شود، بیش از آنکه فقدان را احساس کند، حضور معنوی شهید را می‌یابد. گویی از میان خاکستر آن کمد سوخته و خاطرات به ظاهر از دست رفته، چراغی روشن شده است که هنوز دل‌های اهل خانه را به سوی خداوند هدایت می‌کند.

این اتاق با دستان پرمهر مادر شهید با نظم و سلیقه بسیار آراسته شد؛ مادری که هر یادگار فرزندش را همچون امانتی گران‌بها حفظ کرده است.

بر دیوارهای اتاق، لوح‌های سپاس و تقدیرنامه‌هایی نصب شده که حاصل سال‌ها فعالیت فرهنگی، مذهبی و اجتماعی شهید است. در کنار آن‌ها، تعهدنامه‌ها و دست‌نوشته‌هایی دیده می‌شود که دوستان، همکلاسی‌ها و دانش‌آموزان برای او به یادگار نوشته‌اند؛ نوشته‌هایی سرشار از محبت، احترام و دلتنگی که هر کدام تصویری از شخصیت اثرگذار شهید را به نمایش می‌گذارد.

شهید , جنگ تحمیلی 12 روزه رژیم صهیونیستی علیه ایران , شهدای جنگ 12 روزه , اخبار قم ,

در گوشه‌ای از اتاق، ویترینی ساده، اما پرمعنا قرار دارد؛ جایی که انگشترهای متبرک و هدایای ارزشمند اهدایی از سوی رهبر شهیدمان و فرماندهان جبهه مقاومت نگهداری می‌شود. این یادگارها برای خانواده شهید تنها چند شیء مادی نیستند، بلکه نشانه‌هایی از مسیر پرافتخار مجاهدتی هستند که احسان با عشق و اخلاص در آن گام برداشت.

درست است خانه ویران شد، قاب‌ها شکست و خاطرات در میان دود و آتش سوخت؛ اما از دل همان آوار، اتاقی متولد شد آکنده از آرامش و معنویت فضایی که امروز مأمن دعا و عبادت و زیارتگاهی کوچک برای اهل خانه است. اتاقی که گواه این حقیقت است که شهدا می‌روند، اما راهشان در خانه‌ها، دل‌ها و نسل‌های آینده ادامه پیدا می‌کند.

گزارش از الهام پناهی فر

فیلم و تدوین: یاسین مظفری کیا

مجری: سعید مسعودی

انتهای پیام/

 

منبع خبر "خبرگزاری تسنیم" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.