پایان رفاقت ایدئولوژیک رم و واشنگتن

خبرآنلاین یکشنبه 31 خرداد 1405 - 10:16
مانی محرابی، تحلیل‌گر مسائل بین‌الملل در یادداشتی برای خبرآنلاین می‌نویسد: «نابرابری ساختاری میان بودجه دفاعی ناچیز ایتالیا و اشتهای نظامی واشنگتن، از همان آغاز به این رابطه ماهیتی نامتقارن بخشیده بود، اما بحران ایران این شکاف را به عریان‌ترین شکل ممکن پیش چشم افکار عمومی آورد.»

خبرآنلاین - عکس یادگاری ترامپ و ملونی در نشست اخیر گروه هفت در فرانسه، در ابتدا نشانه‌ای از فروکش تنش‌های اخیر میان دو رهبر تلقی شد؛ اما این تصور چند ساعت بیشتر دوام نیاورد. ادعای ترامپ در مصاحبه با شبکه La7 مبنی بر اینکه ملونی برای گرفتن این عکس التماس کرده، با واکنش تند و علنی نخست‌وزیر ایتالیا (نه من، نه ایتالیا هرگز التماس نمی‌کنیم) و سپس لغو سفر وزیر خارجه ایتالیا به واشنگتن، به یک بحران دیپلماتیک تمام‌عیار بدل شد؛ بحرانی که ترامپ نیز با پافشاری بر ادعای خود و گره زدن آن به نارضایتی گسترده‌ترش از متحدان ناتو، عملاً موجب تشدید آن شد.

پایان رفاقت ایدئولوژیک رم و واشنگتن

اهمیت تحلیلی این رویداد نه در حواشی ژورنالیستی آن، بلکه در نقشی است که ملونی به عنوان مهره کلیدی قاره سبز در تنظیم مناسبات با دولت دوم ترامپ ایفا می‌کرد.

ملونی که در ژانویه ۲۰۲۵ حضوری استثنایی در مراسم تحلیف ترامپ داشت، در واقع به ویترینِ یک انگاره راهبردی در بروکسل تبدیل شده بود: این انگاره که می‌توان از طریق اشتراکات ایدئولوژیکِ راست‌گرایانه و مدیریت شخصی‌سازی‌شده، اروپا را از آسیب‌های سیاست خارجی معامله‌محور و پیش‌بینی‌ناپذیر ترامپ مصون نگاه داشت. فروپاشی این رابطه ویژه، خط بطلانی بر اعتبار این فرضیه کشید و نشان داد که در دکترین ترامپ، وفاداری شخصی هیچ مصونیتی در برابر رویکردهای پیش‌بینی‌ناپذیر و حتی بی‌مهری‌های آشکار دیپلماتیک ایجاد نمی‌کند.

ظهور خطوط قرمز جدید میان رفقای سنتی

یشه این گسست بزرگ را نباید به یک عکس یا اصطکاک شخصی تقلیل داد؛ این بحران، نتیجه منطقی زنجیره‌ای از بحران‌های به‌هم‌پیوسته نظامی و اقتصادی است که از اواخر زمستان ۲۰۲۶ آغاز شد. درگیری نظامی آمریکا و اسرائیل با ایران و اختلال در جریان انرژی خلیج فارس، ایتالیا را به عنوان کشوری به شدت وابسته به انرژی این منطقه، در موقعیت استراتژیک دشواری قرار داد.

درست در همین نقطه بود که فرضیه همسویی مطلق ملونی با ترامپ با سخت‌ترین آزمون خود روبه‌رو شد. ملونی برخلاف انتظار کاخ سفید، از همراهی بی‌قیدوشرط با واشنگتن در این جنگ سر باز زد و دولت او اجازه استفاده از پایگاه هوایی سیسیل برای پروازهای حامل تسلیحات آمریکایی را صادر نکرد.

این امتناع بی‌سابقه، روابط رم و واشنگتن را وارد فاز جدیدی از سوءظن متقابل کرد و نشان داد که ملونی دست به یک انتخاب خطیر و بی‌بازگشت در تعریف خطوط قرمز جدید برای همراهی با کاخ سفید زده است، چرا که این مختصات جدید، رم را وارد دام یک چالش کلاسیک کرده؛ هراس از رها شدن توسط واشنگتن در برابر ترس از گرفتار شدن در جنگی منطقه‌ای که خواست ایتالیا نبود. نابرابری ساختاری میان بودجه دفاعی ناچیز ایتالیا و اشتهای نظامی واشنگتن، از همان آغاز به این رابطه ماهیتی نامتقارن بخشیده بود، اما بحران ایران این شکاف را به عریان‌ترین شکل ممکن پیش چشم افکار عمومی آورد.

نقطه عطف بعدی در آوریل ۲۰۲۶ رخ داد؛ زمانی که پاپ لئو چهاردهم مواضع تند ترامپ در قبال ایران را «واقعاً غیرقابل‌قبول» خواند و با واکنش تند و توهین‌آمیز ترامپ مواجه شد. ملونی در راستای حفظ حریم سنتی مناسبات رم و نهاد کلیسا به دلیل جایگاه کشورش در رابطه با واتیکان، این بار سکوت را جایز ندانست و در بیانیه‌ای رسمی، سخنان رئیس‌جمهور آمریکا خطاب به واتیکان را محکوم کرد. ترامپ نیز در پاسخ، ملونی را به شجاعت نداشتن و سوءاستفاده از چتر امنیتی آمریکا متهم کرد؛ این تصادم بی‌سابقه میان کاخ سفید، رم و واتیکان با نمایش یک شکاف عمیق ثابت کرد در بزنگاهِ تعارض منافعِ استراتژیک، حتی اشتراکات فکری نیز مانع از رویارویی رفقای سنتی نخواهند شد.

سه‌گانه اصطکاک در روابط فراآتلانتیک

فراتر از بحران ایران و واتیکان، سه شکاف ساختاری عمیق‌تر در حال تغییر ریل مناسبات اروپا و آمریکاست که نشان می‌دهد حتی در غیاب تنش‌های شخصی، این فرسایش ادامه خواهد داشت:

  • معمای هزینه‌های دفاعی؛ اصرار ترامپ بر افزایش هزینه‌های دفاعی ناتو به ۵ درصد تولید ناخالص داخلی تا سال ۲۰۳۵، با دیوار سخت افکار عمومی اروپا مواجه شده است. در ایتالیا، طبق نظرسنجی‌ها تنها ۱۷ درصد مردم از این افزایش حمایت می‌کنند. ملونی با افزایش بودجه دفاعی به ۲.۸ درصد تلاش کرد توازن ایجاد کند، اما هم‌زمان هشدار داد که در میدان نبرد مدرن، حجم هزینه به‌تنهایی معیار قدرت نظامی نیست.
  • تشتت آرا در قبال روسیه؛ پافشاری ملونی در ژوئن ۲۰۲۶ برای تعیین یک نماینده واحد اروپایی جهت مذاکره با مسکو، مستقیماً واکنشی پیش‌دستانه به هراس از دکترین ترامپ بود؛ دکترینی مبتنی بر یک‌جانبه‌گرایی که اروپا را از احتمالِ یک معامله دوجانبه و پنهانی میان واشنگتن و مسکو (بدون حضور بروکسل) می‌ترساند. ملونی به دنبال رزرو صندلی مستقل برای اروپا بود تا ترامپ نتواند قاره سبز را دور بزند. اما این اقدام، نشست شورای اروپا را به بن‌بست کشاند؛ چرا که قدرت‌های سنتی یعنی فرانسه و آلمانِ تحت رهبری فریدریش مرتس، این حرکت را پالسِ ضعف و تسلیم زودهنگام در برابر استراتژی ترامپ تلقی کرده و با آن مخالفت کردند. این رویارویی عریان ثابت کرد که چگونه سایه رویکردهای ترامپ، حتی پیش از اقدام رسمی واشنگتن، انسجام داخلی اروپا را دچار فرسایش و تشتت می‌کند.
  • مشروط شدن دکترین امنیت ملی آمریکا و فشار واشنگتن بر ناتو؛ سند راهبرد امنیت ملی جدید واشنگتن (دسامبر ۲۰۲۵) اگرچه همچنان رابطه فراآتلانتیک را برای ایالات متحده حیاتی توصیف می‌کند، اما شراکت با اروپا را به شدت "مشروط" به میزان همسویی استراتژیک و پایبندی متحدان به تعهدات مالی کرده است. حضور تهاجمی پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا، در نشست ژوئن ۲۰۲۶ بروکسل و انتقاد شدید و علنی او از کشورهای اروپایی به‌ویژه به دلیل عدم اجازه استفاده از پایگاه‌هایشان در بحران ایران، در کنار اعلام رسمی آغاز بازنگری در ساختار دفاعی ناتو موسوم به ناتو ۳.۰، نشانه‌های عریانِ چرخش واشنگتن به سمت یک‌جانبه‌گرایی و بازنگری تعهدات سنتی‌اش در قبال قاره سبز است.

بندبازی میان رم و بروکسل

در بعد داخلی، این رویارویی درست پس از شکست غیرمنتظره ملونی در همه‌پرسی اصلاحات قضایی در مارس ۲۰۲۶ رخ داد؛ شکستی که ائتلاف اپوزیسیون ایتالیا را به بهره‌برداری از ضعفِ عیان‌شده‌ی ائتلاف حاکم ترغیب کرد. در چنین فضایی، ایستادگی کلامی ملونی در برابر ترامپ با جمله نمادین «نه من، نه ایتالیا التماس نمی‌کنیم»، اقدامی هوشمندانه برای بازسازی محبوبیت داخلی و جلب حمایت ناسیونالیستی افکار عمومی خشمگین از فشارهای معیشتی ناشی از بحران انرژی بود. اما این یک مسکن کوتاه‌مدت است.

ملونی اکنون درگیر یک «بازی دوسطحی» جانکاه است؛ او باید هم‌زمان میان فشار جریان‌های راست‌گرای ائتلافش که خواهان الگوبرداری از ناسیونالیسم ترامپ و فرار از بوروکراسی اروپا هستند به‌ویژه حزب "لیگا" به رهبری ماتئو سالوینی، و واقعیتِ شکنندگی اقتصادی ایتالیا که پایبندی به انضباط مالی بروکسل را الزامی می‌کند، تعادلی لرزان برقرار کند، زیرا بقای سیاسی او در رم به جلب رضایتِ جریان‌های متمایل به ترامپ گره خورده، اما بقای اقتصادی دولتش کاملاً در گروِ امضاهای بروکسل است.

این بحران، بحث "استقلال راهبردی اروپا" را از یک بحث آکادمیک به ضرورتی عملیاتی تبدیل کرده است. با این حال، سه بازیگر اصلی اتحادیه اروپا هنوز مسیرهای متفاوتی را دنبال می‌کنند؛ فرانسه با سنت استقلال‌خواهیِ تاریخی خود مدافع پروپاقرص‌ترین نسخه استقلال است، آلمانِ تحت رهبری مرتس رویکردی میانه، پراگماتیک و مصلحت‌جویانه دارد، و ایتالیای ملونی که تا پیش از این همسوترین دولت با سیاست‌های واشنگتن بود، اکنون در موقعیتی معلق قرار گرفته است. بن‌بست نشست ژوئن ۲۰۲۶ شورای اروپا نشان داد عمیق‌ترین مانع بر سر راه استقلال راهبردی، نه ترامپ، بلکه ناهمسویی درونی خود اروپاست. بحران ترامپ، بیش از آنکه مسئله اروپا با آمریکا باشد، آینه‌ای از مسئله اروپا با خودش است.

پایان عصر اتکا به اشتراکات ایدئولوژیک

روابط فراآتلانتیک در سایه این تحولات، در وضعیت برزخی باقی خواهد ماند؛ نه گسسته به‌طور کامل و نه ترمیم‌شده به‌معنای واقعی. تجربه ماه‌های اخیر نشان داده که اقدامات ایزوله اروپایی‌ها مانند امتناع اسپانیا و ایتالیا از در اختیار گذاشتن پایگاه‌های خود برای عملیات خلیج فارس نشان‌دهنده یک "امتناع تاکتیکی" است، اما ناتوانی آن‌ها در رسیدن به یک صدای واحد، مانع از تبدیل شدن بروکسل به یک قطب مستقل امنیتی می‌شود.

اگر بحران ملونی-ترامپ را یک نقطه عطف بدانیم، وزنِ این رویداد نه در رفتار شخصی ترامپ، بلکه در چرخشِ ساختاریِ واشنگتن به سمت یک‌جانبه‌گراییِ عریان نهفته است؛ واقعیتی که نشان می‌دهد اروپا، از رهگذر تحقیرِ راست‌گراترین و همسوترین صدای خود با سیاست‌های آمریکا، سرانجام باید فرابگیرد که در غیاب اهرم‌های واقعی قدرت و استقلال راهبردی، هیچ میزان از نزدیکی شخصی و اشتراک ایدئولوژیک نمی‌تواند جایگزین قدرت نهادینه و جمعی شود.

* تحلیل‌گر مسائل بین‌الملل

۴۲/۴۲

منبع خبر "خبرآنلاین" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.