خبرآنلاین - محمد خواجویی، تحلیلگر مسائل لبنان و رئیس گروه مطالعات لبنان در مرکز مطالعات خاورمیانه، در گفتوگو با خبرگزاری خبرآنلاین اظهار داشت: «اگر تنشها در لبنان افزایش پیدا کند، اسرائیل بخواهد اقدامات خود را تشدید کند و این موضوع همزمان شود با عدم پیشرفت مذاکرات ایران و آمریکا در مورد برنامه هستهای و رفع تحریمها، در مجموع میتواند به این روند آسیب بزند. این دقیقاً همان چیزی است که اسرائیلیها به دنبال آن هستند.»
در ادامه بخشی از مصاحبه محمد خواجویی با خبرآنلاین را میخوانید؛
آمریکاییها همچنان مایل هستند که اسرائیل دست برتر را در لبنان حفظ کند
آمریکاییها از اسرائیل نمیخواهند که از لبنان خارج شود یا حتی در برابر آنچه خودشان تهدید توصیف میکنند، واکنشی نشان ندهد. آنها از اسرائیل نمیخواهند تقابل خود با حزبالله را متوقف کند؛ بحث صرفاً بر سر کاهش شدت عملیات است تا روند توافق آسیب نبیند.
در غیر این صورت، به نظر من آمریکاییها همچنان مایل هستند که اسرائیل دست برتر را در لبنان حفظ کند. به هر حال، حزبالله دشمن مشترک اسرائیل و ایالات متحده است. فراموش نکنیم که طرح خلع سلاح حزبالله را تابستان سال گذشته آقای تام باراک، فرستاده ویژه آقای ترامپ، به دولت لبنان ارائه کرد تا به تصویب برسد.
بنابراین، اهداف راهبردی آمریکا و اسرائیل در تقابل با حزبالله و محدودکردن قدرت منطقهای ایران، به نظر من مشترک است. آنچه باقی میماند، مجموعهای از تفاوتهای تاکتیکی است که چندان تغییری در مسیر کلی ایجاد نمیکند.
ببینید، اگر این آتشبسی که محصول توافق ایران و آمریکا است در لبنان پایدار بماند-که البته من با توجه به تحرکات اسرائیل نسبت به آن خوشبین نیستم-طبیعتاً میتواند یک دستاورد برای حزبالله باشد. حزبالله میتواند در فضای داخلی لبنان این موضوع را مطرح کند که ایران حامی لبنان است و حتی در مذاکراتی که با آمریکاییها داشته، لبنان را فراموش نکرده و صرفاً به منافع خود فکر نکرده است. از این منظر، این مسئله میتواند به نفع حزبالله تمام شود.
اما اگر شرایط به گونهای باشد که آتشبس پایدار نباشد یا حملات ادامه پیدا کند، با توجه به اینکه حزبالله نیز ناگزیر خواهد بود به این حملات پاسخ دهد، طبیعتاً شرایط متفاوت خواهد شد.
در مورد وضعیت دولت لبنان باید توجه داشت که رئیسجمهور کنونی لبنان، آقای جوزف عون، نخستوزیر، آقای نواف سلام، و مجموعه نظم سیاسی فعلی لبنان، عمدتاً رویکردهای ضدحزبالله دارند و در بلوک مقابل حزبالله قرار میگیرند. اینها جریانی هستند که سالهای سال به نوعی بلوک ضعیفتر در لبنان محسوب میشدند، اما با توجه به تحولاتی که در لبنان رخ داده، بهویژه پس از جنگ سال ۲۰۲۴، وزن سیاسی آنها به واسطه حمایت آمریکاییها و نیز تضعیف حزبالله افزایش پیدا کرده است.
طبیعتاً آنها به دنبال این هستند که روند تضعیف حزبالله ادامه پیدا کند. یکی از الگوهایی که دنبال میکردند این بود که همزمان با مذاکرات ایران و آمریکا، لبنان و اسرائیل نیز با میانجیگری آمریکا وارد مذاکرات مستقیم شوند. این موضوع خود نشان میداد که آمریکا، اسرائیل و دولت لبنان به دنبال آن هستند که پرونده لبنان را از پرونده مذاکرات ایران و آمریکا جدا کنند.
دولت لبنان امیدوار بود که این مذاکرات به نتیجه برسد تا از این طریق بتواند اعتبار سیاسی خود را افزایش دهد. اما واقعیت این است که چهار دور مذاکرهای که میان لبنان و اسرائیل برگزار شد، نتوانست هیچگونه آتشبسی را در لبنان برقرار کند و حتی مانع از پیشروی نیروهای اسرائیلی در جنوب لبنان شود.
موقعیت دولت لبنان نیز در برابر حزبالله ضعیفتر خواهد شد
بنابراین، هرچه زمان گذشت، موضع دولت کنونی لبنان ضعیفتر شد؛ زیرا با وجود مخالفت با حزبالله، نتوانست الگوی مورد نظر خود، یعنی برقراری ثبات در لبنان از طریق مذاکره با اسرائیل را محقق کند.
طبیعتاً اگر این شرایط ادامه پیدا کند و اسرائیل اقدامات خود را در لبنان تداوم ببخشد، به باور من موقعیت دولت لبنان نیز در برابر حزبالله ضعیفتر خواهد شد.دولت لبنان امیدوار بود که این مذاکرات به نتیجه برسد تا از این طریق بتواند اعتبار سیاسی خود را افزایش دهد. اما واقعیت این است که چهار دور مذاکرهای که میان لبنان و اسرائیل برگزار شد، نتوانست هیچگونه آتشبسی را در لبنان برقرار کند و حتی مانع از پیشروی نیروهای اسرائیلی در جنوب لبنان شود.
با وجود این، به نظر من آنها همچنان این الگو و این روند را ادامه خواهند داد؛ زیرا میخواهند از این طریق نوعی اعتبار سیاسی کسب کنند و مانع از آن شوند که حزبالله در کنار ایران، برنده این صحنه تلقی شود و بتواند بار دیگر تصویری از محور مقاومت به عنوان یک جریان پیروز در لبنان ارائه کند.
به تنهایی چنین اتفاقی نخواهد افتاد. یعنی اگر صرفاً تحولات لبنان مؤلفه باشد، به نظر من نمیتواند باعث فروپاشی این روند شود.
اگر تنشها در لبنان افزایش پیدا کند، اسرائیل بخواهد اقدامات خود را تشدید کند و این موضوع همزمان شود با عدم پیشرفت مذاکرات ایران و آمریکا در مورد برنامه هستهای و رفع تحریمها، در مجموع میتواند به این روند آسیب بزند. این دقیقاً همان چیزی است که اسرائیلیها به دنبال آن هستند.
اما اگر روند مذاکرات ایران و آمریکا درباره موضوع هستهای و رفع تحریمها پیش برود و وضعیت بازگشایی تنگه و رفع محاصره دریایی بهصورت عادی طی شود و مسیر مذاکرات ادامه پیدا کند، بعید میدانم که صرفاً تحولات لبنان بتواند تأثیر تعیینکنندهای بر این پرونده داشته باشد.
با وجود این، تحلیل من این است که شرایط لبنان، با توجه به تحرکات اسرائیل، همچنان پرتنش خواهد بود و بعید است اسرائیل حتی در قالب توافق یا مذاکراتی که با لبنان دارد، تعهدی برای خروج از لبنان بدهد. مگر اینکه شرایط به سمتی برود که حزبالله ناگزیر شود تعهداتی ارائه کند یا وارد فرآیند خلع سلاح شود که من آن را بسیار بعید میدانم.
به نظر میرسد مؤلفههای متعددی در این شرایط مؤثر هستند؛ از جمله روند مذاکرات ایران و آمریکا، تحولات داخلی اسرائیل و انتخابات پیش روی این کشور در ماههای آینده. همه این مؤلفهها به نظر من در آینده بسیار تأثیرگذار خواهند بود.
۲۱۹/۴۲












