نظم منطقه‌ای بعد از جنگ؛ افول آمریکا و اسرائیل تا تثبیت پروژه مقاومت

خبرگزاری تسنیم دوشنبه 25 خرداد 1405 - 13:55
جنگ با ایران علاوه بر افشای بحران‌ها و نقاط ضعف آمریکا و اسرائیل یک نظم منطقه‌ای جدید به نفع مقاومت ایجاد کرد.

به گزارش خبرگزاری گروه بین‌الملل خبرگزاری تسنیم، وب سایت قطری العربی الجدید در چارچوب تحلیل‌های خود درباره تحولات منطقه بعد از تحمیل معادلات ایران و تغییر قواعد درگیری، در مقاله‌ای با عنوان «اسرائیل و نظم منطقه‌ای پس از جنگ با ایران»، به بررسی تقویت جایگاه ایران و متحدانش و فرسایش موقعیت رژیم صهیونیستی پرداخته و نوشت: علی رغم تلاش‌های مکرر اسرائیل در بهره‌برداری از بحران‌های بین‌المللی و منطقه‌ای برای تحکیم جایگاه بین‌المللی و افزایش نفوذ خود در محافل تصمیم‌گیری بین‌المللی، پیامدهای جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران (28 فوریه 2026 - 7 آوریل 2026) می‌تواند یک استثنای قابل توجه باشد که مسیر موفقیت‌های سیاسی قبلی تل‌آویو را تغییر می‌دهد.

تحولاتی که بعد از این جنگ رخ داد، نشان دهنده کاهش جایگاه و نقش اسرائیل در منطقه به نفع ایران و متحدانش و نیز ترکیه در کنار افزایش نفوذ بازیگران جدید به ویژه پاکستان خواهد بود. علاوه بر این، بازیگران غیردولتی به ویژه جنبش حزب الله لبنان، گروه‌های مقاومت عراق، گروه‌های مقاومت فلسطین و جنبش انصارالله یمن، همچنان بر تعاملات منطقه‌ای و تغییر شکل نظم منطقه‌ای که در حال حاضر دوره‌ای از استقلال نسبی از سیاست‌های آمریکا و اسرائیل را تجربه می‌کند، تأثیر خواهند گذاشت.

در اینجا برای تحلیل جایگاه و نقش رژیم صهیونیستی در نظم منطقه‌ای بعد از جنگ با ایران، قصد داریم به بررسی مسیر نقش منطقه‌ای اسرائیل از «نزدیک‌ترین متحد آمریکا تا تبدیل شدن به یک بار استراتژیک برای این کشور» بپردازیم و سپس تاثیر جنگ بر نقش ایران و ترکیه را تجزیه و تحلیل کنیم. این مطالعه در نهایت با مقایسه‌ای مختصر بین جایگاه اسرائیل پس از بحران اوکراین (2022) و پس از جنگ با ایران (2026) به پایان می‌رسد.

اسرائیل از نزدیک‌ترین متحد آمریکا تا تبدیل شدن به یک بار استراتژیک بر دوش آن

بدیهی است که نقش عملکردی رژیم صهیونیستی با سیاست‌های آمریکا در قبال منطقه، به‌ویژه در زمان جنگ و بحران‌های منطقه‌ای، تلاقی دارد. دیپلماسی رژیم اشغالگر همواره تلاش کرده تا از بحران‌های منطقه تا حد امکان برای دستیابی به اهداف توسعه‌طلبانه خود بهره‌برداری کند: اشغال و اسکان سرزمین‌های عربی، تضعیف محیط عربی و منطقه‌ای ، تشویق تفرقه و قطبی شدن منطقه‌ای و تلاش برای تجزیه منطقه بر اساس خطوط فرقه‌ای و قومی.

در این زمینه رژیم صهیونیستی از سه عنصر قدرت برای بهره‌برداری از بحران‌ها و جنگ‌های منطقه‌ای و نیز بین‌المللی استفاده کرده است. اولین مورد، ائتلاف این رژیم با آمریکا و حمایت بی قید و شرط و نامحدود این کشور از آن است که الگوی منحصر به فردی از اتحادها در روابط بین‌الملل بین یک ابرقدرت و یک نهاد کوچک را آشکار می‌کند.

بعد از جنگ 1967 میان اعراب و رژیم صهیونیستی، آمریکا به شکل نامحدود در همه سطوح از این رژیم حمایت کرده، تا جایی که حتی در برخی موارد منافع اسرائیل را به منافع خودش هم ترجیح داده است. اما عنصر دوم مربوط به بهره‌برداری رژیم اشغالگر از بازوهای تبلیغاتی بین‌‌المللی بزرگ برای تبلیغ و ترویج پروژه صهیونیسم در منطقه و جهان به موازات سرمایه‌گذاری عظیم آمریکایی- غربی و تریبون‌های وابسته به آنها در تحریک افکار عمومی علیه محور مقاومت و در راس آنها ایران است.

عنصر سومی هم که رژیم صهیونیستی از آن برای بهره‌برداری از بحران‌ها و جنگ‌های منطقه‌ای و بین‌المللی استفاده می‌کرد، مربوط به به کاهش پتانسیل "چارچوب عربی" در نظام بین‌الملل، به نفع اسرائیل است. این کاهش ناشی از فرسایش نقش منطقه‌ای مصر پس از تلاش انور سادات، رئیس‌جمهور وقت مصر، برای دستیابی به یک توافق صلح جداگانه با اسرائیل بود. این امر منجر به کاهش علاقه رسمی اعراب به آرمان فلسطین، تجدید حیات عادی‌سازی روابط اعراب و اسرائیل، به ویژه پس از توافق های عادی سازی2020، و اولویت دادن به برتری امنیتی و نظامی اسرائیل بر همه همسایگانش شد.

علاوه بر آن، کشورهای عربی از ابتدا در مورد منابع تهدید علیه خود دچار خطا بوده‌اند و با افتادن در دام فریبکاری‌های محور آمریکایی- صهیونیستی به جای اینکه دشمن واقعی خود یعنی اسرائیل را بشناسند، ایران را دشمن خود می‌دانستند.

اما به دنبال تحولاتی که بعد از نبرد طوفان الاقصی در اکتبر 2023 در منطقه رخ داد و نمایش ماهیت واقعی اسرائیل از طریق توحش آن علیه مردم فلسطین در نوار غزه، بسیاری از معادلات و رویکردها تغییر کرد.

5 بحران اصلی برای پروژه صهیونیستی بعد از طوفان الاقصی

بعد از این تحولات، 5 چالش و یا شاید بهتر است بگوییم بحران در مسیر پروژه توسعه طلبانه رژیم صهیونیستی در منطقه پدیدار شد. اولین مورد مربوط به ناتوانی این رژیم در تعیین استراتژی و چشم انداز مشخص برای اهداف خود در جنگ بود. مورد دوم، انزوای بی‌سابقه و شدید بین‌المللی رژیم صهیونیستی بعد از جنایات آن علیه غیرنظامیان بی‌دفاع در نوار غزه است.

مورد سوم به تغییر محیط استراتژیک در منطقه بعد از ظهور فناوری‌های جدید توسط دشمنان محور آمریکایی- صهیونیستی است؛ جایی که محور مقاومت به رهبری ایران از طریق تسلیحات راهبردی مانند موشک‌های بالستیک، پهپادها و فناوری سایبری توانست برتری نظامی اسرائیل را به چالش بکشد. علاوه بر آن جنبش‌های مقاومت مانند حماس در فلسطین و حزب‌الله در لبنان توانایی خود را برای تاثیرگذاری بر معادلات منطقه نشان دادند.

چالش چهارم، گسترش درگیری در منطقه و ورود ایران و اسرائیل به جنگ مستقیم برای اولین بار بود که بسیاری از نقاط ضعف صهیونیست‌ها را آشکار کرد. علاوه بر آن احتمال درگیر شدن این رژیم در جنگ‌های خطرناک دیگر از جمله جنگ با ترکیه نیز وجود دارد.

اما مورد پنجم، تبدیل شدن غزه و به طور کلی فلسطین به یک مسئله محوری در کل جهان است که رژیم‌های عربی را مجبور می‌کند علی رغم تمایل خود برای عادی‌سازی با رژیم صهیونیستی، نتوانند مانند گذشته آرمان فلسطین را نادیده بگیرند.

شکست دکترین نظامی اسرائیل مقابل ایران

اما در میان همه این تحولات، جنگ فوریه 2026 که آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران به راه انداختند بسیاری از معادلات و موازنه‌ها را نه تنها در منطقه بلکه در کل جهان تغییر داد. در این جنگ چالش‌ها و نقاط ضعف رژیم صهیونیستی به ویژه در زمینه دکترین نظامی این رژیم به شکل قابل توجهی آشکار شد؛ به طوری که صهیونیست‌ها متوجه شدند دیگر استراتژی مبتنی بر زور برای تحمیل قواعد کارساز نیست.

از طرف دیگر، استفاده ایران از کارت تنگه هرمز، این تنگه را به یک مسئله محوری در نظم منطقه‌ای و حتی بین المللی تبدیل کرد؛ به گونه‌ای که در همه مذاکرات میان ایران و آمریکا، تنگه هرمز یک اهرم فشار اصلی به شمار می‌رفت و قابلیت‌های چانه زنی ایران را افزایش داد.

در نتیجه استفاده ایران از کارت تنگه هرمز و فشاری که از این طریق بر واشنگتن وارد کرد، دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا مجبور شد در برابر برخی شروط اصلی تهران تسلیم شود که یکی از مهم‌ترین آنها مهار رژیم صهیونیستی در جبهه لبنان است.

باتلاقی که صهیونیست‌ها برای آمریکا ساختند

از سوی دیگر، امروز آمریکایی‌ها بیشتر از هر زمان دیگری این موضوع را درک می‌کنند که اسرائیل تبدیل به یک بار استراتژیک بر دوش آنها شده؛ به ویژه بعد از سه تحول اساسی: اولی، تاثیر منفی جنگ نسل کشی رژیم صهیونیستی علیه غزه بر وجهه جهانی این رژیم و زیر سوال رفتن روایت صهیونیسم در جهان حتی در داخل پایگاه‌های سنتی آن در غرب.

تحول دوم مربوط به تجاوز رژیم صهیونیستی به خاک قطر در 9 سپتامبر 2025 برای ترور تیم مذاکره کننده حماس در دوحه بود که اقدامی بی‌سابقه محسوب می‌شد؛ زیرا این رژیم یکی از متحدان اصلی آمریکا در منطقه را هدف قرار داده بود. اما تحول سوم مربوط به پیامدهای ناشی از جنگ اخیر با ایران است که یکی از زود هنگام‌ترین آنها وقوع بحران بزرگ انرژی در جهان به دلیل بسته شدن تنگه هرمز توسط ایران است.

از طرف دیگر، تحولاتی که بعد از جنگ غزه رخ داد، سیاست‌های آمریکا در مورد تغییر شکل منطقه به ویژه در پرونده ایران و فلسطین را مختل کرد. جو بایدن، رئیس جمهور پیشین آمریکا سیاست خارجی خود را بر چهار عنصر متمرکز کرده بود؛ اول مهار گسترش چین. دوم محدود کردن روسیه با حمایت از اوکراین و عدم تحمل هرگونه تردیدی که کشورهای اروپایی در این زمینه نشان می‌دهند، و سوم بازگرداندن انسجام به سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو)، به موازات ارسال پیام قوی به مسکو و پکن برای جلوگیری از گسترش محورهای آنها در سطح بین‌المللی، به ویژه در آسیا و اروپا. چهارم، تضمین وفاداری متحدان واشنگتن در منطقه در ازای بهبود وضعیت آنها و خودداری از انتقاد از آنها در مورد مسائل حقوق بشر، در مواجهه با گسترش احتمالی نفوذ چین و روسیه در منطقه.

اما تحرکاتی که رژیم صهیونیستی در این مدت در منطقه انجام داد و در راس آنها کشاندن دولت ترامپ به جنگ بزرگ با ایران موجب شد تا این سیاست‌ها و برنامه‌های آمریکا با چالش‌های زیادی مواجه گردد؛ به ویژه اینکه ایالات متحده در این جنگ بسیاری از ظرفیت‌های نظامی خود را به کار برد که موجب تحلیل رفتن این ظرفیت‌ها در جنگ‌های احتمالی با قدرت‌هایی چون چین و روسیه شده است.

علاوه بر آن، جنگ با ایران بسیاری از نقاط ضعف آمریکا را نیز فاش کرد که رقبای آن می‌توانند از این ضعف‌ها بهره‌برداری کنند. این جنگ همچنین آسیب زیادی به ئتلاف منطقه‌ای ایالات متحده وارد ساخت و کشورهای عربی که روی چتر حمایتی آمریکا حساب باز کرده و پایگاه در اختیار آن قرار داده بودند، در نتیجه جنگ با ایران ضربات مستقیم زیادی دریافت کردند.

نقش و سیاست‌های منطقه‌ای ترکیه و همسویی با ایران بعد از جنگ

با وجود اینکه آنکارا مستقیماً تحت تأثیر پیامدهای جنگ، به ویژه در مورد تأمین انرژی، قرار گرفت، از دخالت مستقیم در این درگیری اجتناب کرد. آنکارا بر حمایت از کانال‌های دیپلماتیک و حفظ تعادل ظریف بین طرفین تمرکز کرد، با هدف جلوگیری از تغییر شکل موازنه منطقه به نفع اسرائیل.

این موضع ترکیه همچنین به عنوان مانعی در برابر تغییرات مربوط به قابلیت اطمینان چتر امنیتی آمریکا، چه از منظر جایگاه ترکیه در ناتو و چه از منظر محاسبات کشورهای خلیج فارس، عمل کرد. بر اساس برداشت ترکیه از خود به عنوان بازیگری که قادر به بهره‌برداری از فرصت‌های جنگ از طریق شبکه‌های هماهنگی و مشارکت‌های امنیتی و اقتصادی خود است، آنکارا "تعادل ظریف" بین طرفین را حفظ کرد و نقش محوری خود را در هرگونه ترتیبات منطقه‌ای و بین‌المللی پس از جنگ تضمین کرد.

با وجود رقابت تاریخی بین آنکارا و تهران و بهبود جایگاه منطقه‌ای ترکیه در دو دهه گذشته، ترکیه به سیاست "تعادل و بی‌طرفی مثبت" پایبند بود و برخلاف کشورهای حوزه خلیج فارس از تجاوز آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران حمایت نکرد. این امر به ویژه ناشی از درک آنکارا از مفاهیم امنیت ملی و همچنین همکاری مثبت با ایران در همه حوزه‌هاست.

علیرغم تفاوت‌ها در سیاست‌های منطقه‌ای ترکیه و ایران و وجود زمینه‌های واگرایی، حتی گاهی اوقات "رقابت‌های مناقشه‌برانگیز"، آنها ظرفیت مدیریت اختلافات خود را برای حفظ منافع مشترک خود دارند. این منافع، حداقل شامل "شکوفایی تجارت نفت و گاز، حفاظت از وحدت عراق، مهار جاه‌طلبی‌های تهاجمی اسرائیل در منطقه خاورمیانه و کاهش دخالت قدرت‌های بین‌المللی در امور منطقه" می‌شود.

ظهور یک سیستم منطقه‌ای مستقل‌تر از واشنگتن

منطقه در چارچوب جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران یک دوره حساس و دشوار را گذراند که چند ویژگی کلیدی را منعکس می‌کند:

-این جنگ یک بحران پیچیده منطقه‌ای و بین‌المللی ایجاد کرده و تغییرات قابل توجهی را در چندین جنبه آشکار کرده است؛ روش‌های مدیریت جنگ‌ها و محدودیت‌های قدرت نظامی، به ویژه در غیاب یک استراتژی بزرگ، و تکامل استراتژی‌های منطقه‌ای تا جایی که بتوانند با قدرت‌های بین‌المللی در مورد مسائل خاص چانه‌زنی کنند.

- این جنگ موجب بازنگری طرف‌های منطقه‌ای به ویژه متحدان آمریکا و در راس آنها کشورهای حوزه خلیج فارس در ائتلاف‌های خود شد؛ زیرا این کشورها متوجه شدند نمی‌توانند برای تامین امنیت خود متکی به آمریکا باشند.

- افزایش نقش ایران و ترکیه و کشف «کارت‌های قدرت» توسط آنها که می‌توانند برای اعمال فشار جهت دستیابی به منافع و پروژه‌های خود در منطقه استفاده کنند، به موازات کاهش نقش قدرت‌های اصلی عرب در منطقه، به ویژه مصر، و فرسایش نقش کشورهای کوچک خلیج فارس (امارات، کویت و بحرین)، در مقابل سردرگمی نقش عربستان سعودی، به نفع تأیید نقش عمان در میانجیگری‌ها و تلاش‌های دیپلماتیک در مسائل منطقه‌ای، یکی دیگر از تحولات قابل توجه بعد از این جنگ است.

-- رویکردهای متفاوت امارات و عمان در مورد امنیت خلیج فارس و مسئله تنگه هرمز؛ ابوظبی از رویکرد «بین‌المللی‌سازی» حمایت می‌کند که به معنای همسویی بیشتر خلیج فارس با سیاست‌های آمریکا و اسرائیل است، در حالی که مسقط به سمت «منطقه‌ای‌سازی» امنیت خلیج فارس، تقویت روابط حسنه بین کشورهای خلیج فارس و ایران و همچنین بین مصر و ایران و به‌کارگیری رویکردهای باز، مشارکتی و یکپارچه در سطح منطقه‌ای برای بهبود فضای کلی امنیت استراتژیک در منطقه گرایش دارد.

باید توجه داشت که عامل تعیین‌کننده بین این دو رویکرد، سیاستی خواهد بود که عربستان سعودی انتخاب می‌کند و همچنان نیروی محرکه مواضع و سیاست‌های کشورهای شورای همکاری خلیج فارس.

- علی رغم نقش محوری رژیم صهیونیستی در تحریک واشنگتن برای جنگ با ایران اما پیامدهای ناشی از این جنگ چالش‌های فزاینده‌ای را که اتحاد آمریکا و اسرائیل با آن مواجه است، آشکار کرده است.

امروز اتحاد آمریکا و اسرائیل در حال گذراندن یک «آزمون واقعی» است که با توجه به سه عامل، منجر به نتایج تعیین‌کننده‌ای برای اسرائیل و جایگاه منطقه‌ای و بین‌المللی آن خواهد شد: رسیدن نقش اسرائیل به «حداکثر محدودیت‌های» خود؛ ناتوانی «قدرت نظامی عظیم» آن در پیروزی قاطع در جنگ‌های «طولانی» اسرائیل، چه علیه نیروهای مقاومت و چه علیه کشورهای منطقه، به ویژه ایران و ترکیه؛ فرسایش «استقلال نسبی» در تصمیم‌گیری‌های منطقه‌ای اسرائیل و تثبیت «وابستگی استراتژیک اسرائیل» به سیاست‌های آمریکا، به ویژه سیاست‌های دولت ترامپ، که در نتیجه، «نقش کارکردی» اسرائیل در منطقه را تأیید می‌کند؛ و ورود نظام منطقه‌ای به «الگوی متفاوتی» از درگیری‌های آشکار بین اسرائیل و چندین طرف در منطقه، چه رسمی و چه مردمی.

در اینجا از یک سو، یک درگیری تقریباً آشکار بین اسرائیل و ایران بر سر اینکه چه کسی «قدرت نظامی پیشرو منطقه‌ای» است، و از سوی دیگر، درگیری بین اسرائیل و پایگاه اجتماعی نیروهای مقاومت فلسطین، لبنان، عراق و یمن وجود دارد که موجب تحریک احساسات ضد صهیونیستی ملت‌های عربی می‌شود.

-مقاومت فلسطین، به ویژه پس از 7 اکتبر 2023، با تخریب وجهه اسرائیل، نقش محوری در تضعیف جایگاه منطقه‌ای و بین‌المللی آن ایفا کرد. همچنین با وجود مواضع خائنانه رژیم‌های عربی در قبال مردم فلسطین و عدم حمایت از آنها در این جنگ، بار دیگر آرمان فلسطین توانست جایگاه بین المللی خود را بازیابد و به موازات آن دروغین بودن روایت صهیونیستی در سطح جهانی آشکار شد.

این اتفاق در دوره‌ای رخ داد که آمریکا و رژیم صهیونیستی احساس می‌کردند بیش از هر زمانی به اجرای پروژه موسوم به اسرائیل بزرگ در سایه انفعال اعراب و فراموش شدن مسئله فلسطین نزدیک شده‌اند.

- علی رغم تشدید سوء استفاده رژیم صهیونیستی از وضعیت مردم فلسطین برای تضعیف مقاومت آنها و همچنین بهره‌برداری از ضرباتی که در طول جنگ غزه به گروه‌های مقاومت از جمله حزب‌الله وارد شد، اما جنگ با ایران معادلات جدیدی به وجود آورد و شکست اهداف رژیم صهیونیستی در این جنگ، پویایی‌های جدیدی را در منطقه ایجاد کرده و امکان همکاری منطقه‌ای را در مواجهه با فشارهای آمریکا و اسرائیل افزایش داده و می‌تواند منجر به ایجاد یک «سیستم امنیت منطقه‌ای جمعی» بین اعراب با ایران و ترکیه، شود.

این سیستم امنیت منطقه‌ای بر دو ستون استوار خواهد بود: حمایت از آرمان فلسطین و حقوق مردم آن و منزوی کردن، مجازات و پاسخگو کردن اسرائیل، به جای ترویج عادی‌سازی روابط عربی و منطقه‌ای با آن در سطوح استراتژیک، سایبری، اقتصادی و سیاسی و غیره.

این امر، در را برای به حداکثر رساندن امکان مقابله با استراتژی صهیونیستی که هدف آن نابودی آرمان فلسطین، به عنوان مقدمه‌ای برای تجزیه و تضعیف نهادهای عربی و منطقه‌ای و کشاندن مکرر منطقه به درگیری‌های بی‌پایان که همه را به نفع اسرائیل خسته می‌کند، است، کاملاً باز می‌کند.

انتهای پیام/

 

منبع خبر "خبرگزاری تسنیم" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.