روزهای عاشقانه‌ با استاد شهریار/ رقیب من چه می‌خواهی؟ دردناک‌ترین گفت‌وگوی عاشقانه استاد در یک شعر ماندگار + ویدئو

رکنا یکشنبه 24 خرداد 1405 - 13:27
شعرخوانی کم نظیر و سرشار از احساسِ محمدحسین شهریار را خواهید شنید؛ صدایی که با هر واژه، خاطره، عشق، دلتنگی و لطافتِ شعر فارسی را زنده می‌کند.

این غزل از محمدحسین شهریار روایتِ عاشقی است که در اوج دلدادگی، با دلِ خود سخن می‌گوید و آن را به سبب شیفتگی به معشوق سرزنش می‌کند. شاعر دل را رقیب خویش می‌بیند؛ گویی دل نیز همچون عاشقی دیگر، اسیر زلف و نگاه محبوب شده و از اختیار او بیرون رفته است.

در سراسر شعر، عشق چنان عمیق و فراگیر است که حتی نهیب و سرزنش عاشق نیز به معشوق می‌رسد و تارهای زلف او را به لرزه درمی‌آورد. عاشق از درد عشق نمی‌نالد، بلکه تب و رنج آن را خوش می‌دارد و درمانی جز نگاه معشوق برای خود نمی‌شناسد. او می‌داند که در تاریکی هجران، بهره‌ای جز حسرت نیست؛ اما همین حسرت نیز در دل او چراغی از امید و روشنایی نگه داشته است.

در پایان، شاعر از صبر و شکیبایی خویش در راه عشق سخن می‌گوید؛ صبری که آن‌قدر بزرگ و شگفت‌انگیز است که نه تنها او، بلکه همه جهان را به حیرت واداشته است.

متن کامل غزل

دلا دیشب چه می‌کردی تو در کوی حبیب من

الهی خون شوی ای دل تو هم گشتی رقیب من

خیال خود به شبگردی به زلفش دیدم و گفتم

رقیب من چه می‌خواهی تو از جان حبیب من

نهیبی می‌زدم با دل که: زلفت را نلرزاند

ندانستم که زلفت هم بلرزد با نهیب من

خوشم من با تب عشقت، طبیب آمد جوابش کن

حبیبم! چشم بیمار تو بس باشد، حبیب من

نصیب از ظلمت هجران به جز حسرت نخواهد بود

حساب روشنی دارد دل حسرت‌نصیب من

من از صبر و شکیبم شهریارا شهره‌ی آفاق

همه آفاق هم حیران از این صبر و شکیب من

تحلیل عاشقانه

این غزل شهریار نمونه‌ای کامل از غزل عاشقانه و عارفانه است. شاعر در این شعر، رابطه عاشق و معشوق را به تصویر می‌کشد. او با دل خود که به معشوق تمایل دارد، به گفتگو می‌نشیند و آن را به خاطر رقابت با خودش سرزنش می‌کند. عشق چنان عمیق است که حتی نهیب عاشق نیز معشوق را تحت تأثیر قرار می‌دهد و تارهای زلف او را می‌لرزاند. عاشق تب و درد عشق را خوش می‌دارد و تنها درمان خود را در نگاه معشوق می‌داند. در تاریکی هجران، حسرت تنها نصیب اوست، اما همین حسرت نیز برایش روشنایی دارد. در پایان، شاعر از صبر و شکیبایی خود در راه عشق سخن می‌گوید؛ صبری که جهان را متحیر کرده است. این غزل نه تنها یک شعر عاشقانه، بلکه بیانگر عمق احساسات و فلسفه عشق در نگاه شهریار است. امیدواریم با شنیدن صدای گرم شاعر، بیش از پیش با زیبایی های شعر فارسی آشنا شویم و از شنیدن آن لذت ببریم.

منبع خبر "رکنا" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.