به گزارش ایرنا، پای مردمان این سرزمین در مسیر کوچ، با سنگهایی که تیزتر از تیغ بودند قراری دیرینه داشت. اما این پاها هرگز زخمی نمیشدند؛ چون «گیوه» محافظ پای آنها در زمان عبور از کوهستان بود.
کفشی بدون چپ و راست، با رُویهای بافتنی و کفی چرمی که گیوه را زنان با نخهای دستریس میبافتند و مردان با چرم دامها کف آن را محکم میدوختند.
این پاپوش، ارزان نبود اما تا ماهها پا را از تاول و تعریق و بو مصون نگه میداشت. امروز اما، برخی از مردم در چهارمحالوبختیاری دیگر گیوهدوزی را به خاطر نمیآوردند.
هنوز در چهارمحال و بختیاری معدود افرادی هستند که هنوز گیوه میدوزند. شهرهای بروجن و فارسان که روزگاری انباشته از کارگاه بود، حالا حتی یک استادکار جوان را هم ندارند.
با وجود کفشهای جدید گیوه به حاشیه رانده شده است؛ نه به این خاطر که پاپوش خوبی نیست، بلکه به این دلیل که کفشهای جدید پا به عرصه گذاشتهاند و نسل جدید این کفش را قدیمی میداند.
به باور برخی از کارشناسان، فراموشی گیوهدوزی فقط مرگ یک کفش نیست، این فراموشی یعنی از دست رفتن دانشی که نسلها طول کشیده تا ساخته شود، گسستن رشته میراثی که ایل بختیاری را به خاک و عشیرهاش پیوند میداد و خشکاندن یک چشمه اقتصاد خانوادگی که در کنار دامداری، نانی به سفره میآورد و در نهایت فقیر شدن تنوع صنایعدستی ایران، درست وقتی که دنیا تشنه اصالت است.
اهمیت گیوه در فرهنگ مردم
عضو هیات علمی گروه هنر دانشگاه شهرکرد و پژوهشگر حوزه صنایعدستی پیرامون همین موضوع در گفتوگو با ایرنا با تاکید بر جایگاه رفیع گیوه در فرهنگ مردم اظهار داشت: گیوه در میان ایل بختیاری تنها یک پاپوش نبود، بلکه بخشی از نظام زندگی عشایری، کوچروی و معیشت و یکی از نمادهای هویتی مردم به شمار میرفت.
ناهید جعفری دهکردی در گفت و گو با ایرنا ادامه داد: سبکی، استحکام و سازگاری با مسیرهای کوهستانی، گیوه را به بهترین کفش برای مردانی تبدیل کرده بود که ناچار بودند در کوچهای فصلی، ساعتها از سنگلاخها و شیبهای تند زاگرس بگذرند، رویه بافتنی آن گردش هوا را ممکن میکرد و کفی مقاوم، تحمل راهپیمایی طولانی را افزایش میداد و این ویژگیها گیوه را از بسیاری کفشهای سنتی ایران متمایز میساخت و مواد اولیه محلی مانند چرم و پوست دامها به ویژه بز و نخهای دستریس، دوام گیوههای بختیاری را در برابر سنگلاخهای زاگرس افزایش میداد.
وی با اشاره به ابعاد معیشتی این هنر افزود: زنان ایل به طور معمول رویه گیوه را میبافتند و مردان کار دوخت، تختکشی و آمادهسازی کفی را انجام میدادند از همین رو تولید گیوه یک فعالیت خانوادگی و مکمل درآمد دامداری محسوب میشد.
این کارشناس حوزه صنایعدستی ادامه داد: تفاوت اصلی گیوه بختیاری با سایر گیوههای ایران در پیوند عمیق آن با زندگی کوچنشینی و طبیعت خشن زاگرس بود، این پاپوش نه یک کالای پوشاکی که بخشی از هویت فرهنگی و شیوه زیست ایل به حساب میآمد.
جعفری در ادامه به تحلیل علل فراموشی تدریجی گیوهدوزی پرداخت و گفت: بر اساس پژوهشهای میدانی، فراموشی این هنر حاصل مجموعهای از عوامل اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی است و نمیتوان تنها یک عامل را مقصر دانست اما با این حال، ورود کفشهای صنعتی ارزانقیمت و تغییر سبک زندگی ۲ عامل محوری و بههمپیوسته در این روند بوده است.
به گفته وی، تولید به طور کامل دستی و زمانبر گیوه، هزینه تمامشده آن را بالا برده و توان رقابت با کفشهای کارخانهای و وارداتی را از آن گرفته است و از سوی دیگر کفشهای ارزان و متنوع، سلیقه مصرفکننده را تغییر داده و بسیاری از استادکاران ناچار به تغییر شغل یا روی آوردن به تولید کفش چرمی شدهاند.
این پژوهشگر حوزه صنایعدستی، تغییر سبک زندگی و کاهش کوچروی عشایری را عامل مهم دیگری در این رابطه دانست و تصریح کرد: با گسترش شهرنشینی، آسفالت راهها، کاهش زندگی عشایری و ماشینی شدن زندگی، نیاز کاربردی به گیوه کمتر شد و نسل جدید نیز به کفشهای مدرن، ورزشی و صنعتی گرایش پیدا کرده است، در نتیجه، گیوه از یک کالای مصرفی روزمره به محصولی نمادین و گاه تزیینی تبدیل شده است.
جعفری افزود: از سوی دیگر، سختی کار، زمانبر بودن تولید و درآمد اندک باعث شده جوانان رغبتی به یادگیری این هنر نداشته باشند، کمبود حمایتهای دولتی، نبود بیمه و تسهیلات، ضعف بازاریابی و نبود برندسازی نیز از عوامل موثر در افول این هنر بوده است.
وی در خصوص مهمترین موانع احیای این هنر صنعت نیز گفت: نبود بازار فروش پایدار بزرگترین مانع است؛ تا زمانی که تولیدکننده از درآمد و فروش مطمئن نباشد، انگیزهای برای ادامه فعالیت یا آموزش به نسل بعد باقی نمیماند، همچنین دشواری تامین مواد اولیه مرغوب از جمله نخهای دستریس و چرم طبیعی و گرانی آن، بسیاری را به استفاده از مواد صنعتی واداشته که از کیفیت و اصالت گیوه میکاهد.
این عضو هیات علمی دانشگاه شهرکرد تصریح کرد: چالش دیگر، نبود آموزش نظاممند و کاهش انتقال تجربه به نسل جوان است، در گذشته گیوهدوزی بهصورت خانوادگی آموزش داده میشد، اما امروز با سالخورده شدن استادکاران و درآمد پایین، جوانان تمایل به یادگیری آن ندارند و خطر از بین رفتن دانش بومی افزایش یافته است.
جعفری با اشاره به وضعیت مستندسازی دانش فنی گیوهدوزی نیز گفت: بخش مهمی از این دانش هنوز شفاهی و سینهبهسینه منتقل میشود و مستندسازی کامل و نظاممندی انجام نشده است و آنچه امروز در قالب چند پژوهش دانشگاهی یا فیلم مستند وجود دارد، بیشتر جنبه توصیفی دارد و به «دانشنامه فنی» تبدیل نشده است.
وی با بیان اینکه بخش قابل توجهی از دانش بومی این هنر حدود ۳۰ تا ۴۰ درصد یا از بین رفته یا در معرض نابودی جدی قرار دارد اظهار داشت: خطر اصلی، از بین رفتن «دانش ضمنی» حاصل تجربه چند دهه کار عملی با فوت نسل قدیم است.
این پژوهشگر صنایعدستی برای تبدیل گیوه به کالای فاخر گردشگری یا برند صادراتی، راهکارهایی ارائه کرد و گفت: در همین راستا لازم است نگاه فقط سنتی و مصرف محلی به این محصول تغییر کند چرا که احیای صنایعدستی در دنیا زمانی موفق است که میان «هویت سنتی» و «نیاز بازار مدرن» پیوند برقرار شده است.
جعفری تصریح کرد: از دیگر راهکارهای عملی میتوان به طراحی معاصر با حفظ اصالت بومی، همکاری با طراحان مد و کفش، ثبت برند جغرافیایی «گیوه بختیاری»، استفاده از بستهبندی حرفهای و روایت فرهنگی، پیوند با صنعت گردشگری و بومگردی، فروش اینترنتی و حمایت از صادرات اشاره کرد.
وی نمونه موفق «کلاش» کردستان را یادآور شد که با ثبت ملی و جهانی، بازار گردشگری و ورود طراحان جوان احیا شده است و افزود: این تجربه برای چهارمحال و بختیاری قابل الگوبرداری است، به شرط آنکه گیوه فقط به عنوان «یادگار گذشته» معرفی نشود، بلکه محصولی کاربردی، هنری و سازگار با سبک زندگی امروز بازتعریف شود.
این عضو هیات علمی دانشگاه شهرکرد نقش دانشگاه را کلیدی دانست و گفت: بحران گیوهدوزی یک مساله میانرشتهای شامل فرهنگ، اقتصاد، طراحی و فناوری است و اولویت فوری و اثرگذار، «طراحی معاصر مبتنی بر فرم سنتی» است؛ زیرا بدون توانایی ورود به بازار امروز، حتی بهترین مواد اولیه و مستندسازی به احیای واقعی منجر نمیشود.
جعفری ادامه داد: «بازاریابی دیجیتال برای صنایعدستی» و «مهندسی مواد» شامل یافتن جایگزینهای سبک، مقاوم، ارزان و سازگار با محیطزیست از اولویتهای پژوهشی هستند و بهترین رویکرد، تعریف پروژههای مشترک میان دانشکدههای هنر، مهندسی مواد، مردمشناسی، مدیریت و گردشگری است.
اما تا زمانی که در یک کارگاه نفسهای پایانی گیوهدوزی را نشنوی، عمق فاجعه را درک نمیتوان درک کرد.
در شهرکرد کارگاهی کوچک گیوهدوزی فعال است. آنجا یاسر مسعودیفر نشسته است، مردی که گیوهدوزی را از پدر به ارث برده و حالا خودش مانده است و چند جفت گیوه تعمیری.
بازار گیوهدوزی مشتری ندارد
یاسر مسعودیفر ادامه داد: ما ۲ نمونه گیوه داریم؛ لاستیکی و تختی اما امروزه از هیچ کدام استقبال نمیشود و کسی هم برای گیوهدوزی به این حرفه ورود نمیکند.
وی قیمت هر جفت گیوه را بین ۱۰ تا ۱۲ میلیون تومان اعلام کرد و اظهار داشت: این قیمت نسبت به کفشهای معمول گران است و تنها بختیاریها نسبت به پوشیدن این کفش آنهم در مجالسی مانند مراسمهای عروسی علاقه نشان میدهند.
این فعال صنایع دستی شهرکرد در خصوص ویژگیهای این پاپوش سنتی نیز گفت: گیوه در تابستان عرق نمیکند و حتی اگر یک ماه متوالی پوشیده شود، پا بو نمیگیرد اما زمستانها کسی زیاد آن را نمیپوشد چون کف آن پارچه است و خراب میشود، برای کمردرد و پا درد هم خوب است.
مسعودیفر بازار کار گیوه را فصلی عنوان کرد و گفت: کار خود را به صورت محدود و سفارشی از اردیبهشت شروع میکنیم و تا شهریور ادامه دارد اما پس از آن دیگر مشتری نداریم و بیشتر به تعمیرات میپردازیم.
وی به مطالبات و دغدغههای خود نیز پرداخت و گفت: من خودم بیمه صنایعدستی ندارم، پدرم هم که سالها به این حرفه مشغول بود، بیمه نداشت، هیچ حمایت مالی و یا تسهیلات بانکی به ما پرداخت نشده است و در طول سالها که به این حرفه مشغول هستم، هیچ تسهیلاتی دریافت نکردم که انتظار میرود در ادامه حمایتهایی از هنرمندان صنایعدستی انجام گیرد.
احیای گیوهدوزی در انتظار تامین اعتبار
در سوی دیگر این ماجرا، متولیان حوزه صنایعدستی میگویند این هنر را رها نکرده و درصدد احیای آن هستند.
معاون صنایعدستی ادارهکل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی چهارمحال و بختیاری در همین خصوص به خبرنگار ایرنا گفت: در صورت تامین اعتبار در تلاش برای احیای رشته گیوهدوزی هستیم.
اسماعیل رمضانی با اشاره به پیشینه این هنر صنعت در استان اظهار داشت: گیوهدوزی از رشتههای بسیار قدیمی و باسابقه استان است و در زمانهای دور، شهرهایی مانند بروجن و فارسان و محلههای اطراف، مملو از هنرمندان و صنعتگرانی بود که به این حرفه اشتغال داشتند و گیوههای دستباف تولید میکردند اما در سالهای اخیر وضعیت گیوهدوزی مطلوب نیست و آن رونق گذشته را ندارد.
وی مهمترین دلیل این افول صنایعدستی را ورود انبوه کفشهای جدید و متنوع به بازار دانست و گفت: تولید گیوه در استان نزدیک به صفر شده به طوریکه در حال حاضر حدود سه مغازه گیوهدوزی در این رابطه فعال است و آن هم به صورت محدود و پراکنده این کار را انجام میدهند.
معاون صنایعدستی ادارهکل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی چهارمحال و بختیاری با ابراز تاسف از فراموشی تدریجی این هنر صنعت، یادآور شد: گیوهدوزی امروز جزو رشتههای در حال منسوخ محسوب میشود و احیای چنین رشتههایی جزو وظیفه ذاتی این سازمان است.
رمضانی در پاسخ به این پرسش که برای احیای این صنعت چه اقداماتی صورت گرفته است گفت: برای احیای گیوهدوزی، ابتدا برآورد دقیقی از وضعیت موجود انجام داده و سپس یک طرح جامع نوشته شده است و اکنون این طرح در مرحله انتظار برای تامین اعتبار قرار دارد و زمانی که اعتبار مورد نیاز تامین شود، طرح را اجرا میکنیم.
بهره کلام؛
اگر چه گیوه ملکی چهارمحال و بختیاری قربانی تغییرات طبیعی سبک زندگی و ورود کفشهای صنعتی ارزان شده و کارکرد اصلی آن به عنوان کفشی برای مسیرهای سخت کوهستانی کمرنگ شده است اما این تغییر لزوما به معنای پایان خط نیست. بسیاری از صنایعدستی جهان در شرایط مشابه، با بازتعریف هوشمندانه محصول و تطبیق با نیازهای امروز، نه تنها نجات یافتند، بلکه به برندهای جهانی تبدیل شدند.
گیوه نیز این ظرفیت را دارد که از یک کفش سنتی به یک محصول فاخر گردشگری یا یک کفش لوکس تابستانی با هویت فرهنگی تبدیل شود که تحقق این مهم نیازمند همراهی همه بخشها است، از دانشگاه و کارشناسان رشته صنایعدستی گرفته تا استادکاران و متولیان دولتی و بخش خصوصی میتوانند در این زمینه با همکاری و همافزایی زمینه احیای این هنرصنعت قدیمی استان را فراهم کنند.
گیوه برای احیا هنوز فرصت دارد اما این فرصت، به اندازه عمر یک استادکار هفتادساله و به اندازه یک فصل فروش تابستان، کوتاه است و میطلبد در این خصوص سریعتر اقدام شود.














