فرارو- سفر عاصم منیر، رئیس ستاد ارتش پاکستان، به ایران و دیدار او با مقامات کشور، به طور واضح با پیام «بخشی از تلاشهای میانجیگری مداوم» توسط اسلام آباد تشریح شده است. این سفر در شرایطی انجام شده که مهمترین مسئله مورد مناقشه طرفین(پرونده هستهای) همچنان حل نشده باقی مانده است. همچنین مارکو روبیو در جدیدترین اظهارات خود ادعای لزوم حذف کامل برنامه هستهای ایران را مطرح کرده و ضوابط ایران برای تنگه هرمز را نیز غیرقابل قبول تلقی کرده است.
به گزارش فرارو، محسن پاک آیین، سفیر پیشین ایران در آذربایجان و تحلیلگر ارشد سیاست خارجی در گفتگو با فرارو به بررسی این موضوعات پرداخته است است:
محسن پاک آیین به فرارو گفت: «فعالیتهای پاکستان به عنوان یک دوست نزدیک جمهوری اسلامی ایران، قابل تقدیر است. اما واقعیت این است که جایگاه پاکستان، همچنان جایگاه میانجی است. در عین حال، پاکستان یک میانجی فعال است که سعی میکند با تبادل پیام بین طرفین، خود را به توافق نزدیک کند. اگر این اتفاق رخ دهد، جایگاه بینالمللی و منطقهای پاکستان ترقی خواهد کرد. اما مسئله این است که پاکستان نمیتوانند حلکننده صد در صد مشکل باشد. دولت آمریکا است که میتواند حلکننده باشد و متاسفانه، مواضع ضد و نقیض مقامات آمریکایی باعث میشود تلاشهای دولت پاکستان، آنگونه که انتظار میرود دستاورد آفرین نباشد.»
وی افزود: «در روزهای اخیر چندین بار دیدهایم که ترامپ اعلام کرده ما به توافق نزدیک شدهایم و این گمانه را بین رسانهها ایجاد کرده که احتمالا این بار، سفر آقای عاصف منیر نیز حاوی پیامی مهم است. این در حالی است که روبیو مدعی شده ما اجازه نمیدهیم ایران برنامه هستهای داشته باشد و به دنبال نقض مالکیت ایران بر تنگه هرمز و جلوگیری از مدیریت ایران بر این تنگه هستند. این نوع حرفهای ضد و نقیض از دو مقام اول و دوم آمریکا، نشان میدهد مواضع ترامپ تا چه حد غیرقابل اعتماد است.»
سفیر پیشین ایران در آذربایجان در خصوص اخبار پیرامون سفر مقام پاکستانی به ایران و اثرات این سفر بر توافق احتمالی گفت: «تا زمانی که توافقی حاصل نشود، اساسا امیدواری را میتوان خوشبینی بیش از حد دانست. حقیقت این است که باید واقعبین باشیم. تا زمانی که رسما متنی مکتوب نوشته نشود و این متن مکتوب توسط طرفین امضا نشود، نباید فرض را بر این بگذاریم که اقدام مهمی در حال رخ دادن است. طبیعیست که به شکل مدام دیپلماسی فعال است و این که برخی رسانهها از دیپلماسی پشتپرده صحبت میکنند نیز چیز عجیب و غافلگیرکنندهای نیست. اما این که این فعالیتها و دیپلماسی چقدر جواب خواهد داد، مهم است.»
وی افزود: «طرف مقابل ما به طور مشخص آمریکا است و رفتارهای طرف مقابل نیز بارها نشان داده که ممکن است هر آن رفتاری نشان دهد که در هیچ چارچوب دیپلماتیکی جای نمیگیرد. ضمن این که شرایط ایران از روز نخست مشخص بوده و هیچ دلیلی وجود ندارد که این چارچوب و شرایط تغییر کند. مواضع جمهوری اسلامی ایران کاملاً روشن است. ایران صریحاً اعلام کرده که از حقوق هستهای صلحآمیز خود عقبنشینی نمیکند. اما تبادل پیامهایی که اکنون انجام میشود، لزوما و به طور مشخص درباره برنامه هستهای نیست، درباره پایان جنگ است. درواقع چگونگی مدیریت تنگه هرمز و چگونگی تصمیمگیری درباره آینده منطقه، شامل این رایزنیها است.»
این تحلیلگر حوزه سیاست خارجی درباره ادعاهای آمریکا پیرامون آتش بس گفت: «از موضع احترام متقابل با طرف ایرانی عمل نکنند و به دنبال این باشند که مطالبات زیاده خواهانه آمریکا در شرایطی ادعای آتشبس کرد که ایران را مورد محاصره دریایی قرار داد و این، خود، نشان میدهد ما در همان زمان هم در جنگ بودهایم. بنابراین این ادعا که آتشبس به معنای واقعی خود رخ داده نیز دروغی بزرگ است. ضمن این که آمریکا حجم زیادی از نیروهای نظامی را وارد منطقه کرده است تا در صورت لزوم حملهای جدید آغاز کند.»
در هیچ یک از قوانین دیپلماسی و روابط بین الملل، این رفتارها مصداق آتش بس نیست. تا زمانی که آمریکاییها صادقانه وارد عمل نشوند و خود را به ایران تحمیل کنند، هیچ توافقی شکل نخواهد گرفت. شکلگیری توافق بین ایران و آمریکا بسیار دشوارتر از چیزی است که تصور میشود. ایران هم برای دیپلماسی آمادگی کامل دارد و هم چنانچه آمریکا بخواهد کوچکترین شرارتی انجام دهد، آمادهایم که واکنشی درخور نشان دهیم.»